0

رازهای زندگی

 
fatemeh_75
fatemeh_75
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 10557
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رازهای زندگی
شنبه 4 شهریور 1391  1:53 PM

 

احترام به تفاوت ها در زندگی زناشویی

همانطور كه می دانیم زنان و مردان دارای تفاوت های بسیاری هستند و آگاهی ازاین تفاوت ها در بهبود روابط بسیار مؤثر است. همچون آهن ربا، تفاوت های افراد می تواند باعث جذب آنان به یكدیگر شود. با بالا رفتن درك و آگاهی می توانیم به این تفاوت ها احترام بگذاریم و توجه خاصی داشته باشیم.
تفاوت های بین مردان و زنان حقیقتاً می توانند مكمل یكدیگر باشند و به هر یک از طرفین فرصتی دهند تا به تعادل برسند. اگر ما روحیه كاملاً پرخاشگری داشته باشیم جذب فردی می شویم كه آرام تر و خونسردتر از ما باشد. با ارتباط برقرار كردن با فرد آرام و خونسرد، ما به طور ناخودآگاه با خصوصیات و كیفیت های این گروه آشنا می شویم.
در واقع تفاوت های بین افراد باعث می شود آنان به سوی یكدیگر جذب شوند و این همان احساسی است كه ما آن را عشق تعبیر می كنیم. معمولاً دختران جوان دوست دارند فردی را شریك زندگی خود انتخاب كنند كه فاقد خصوصیات بـَدِ خودشان باشد.
بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یك عشق واقعی است. تجربه ثابت كرده است كه انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یك رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.
تفاوت های بین افراد، بُعد دیگری را نیز ایجاد می كند؛ بدین معنا كه وقتی زن و شوهری تفاوت های بین یكدیگر را بپذیرند و سعی در تغییر یكدیگر نداشته باشند، در این صورت شباهت ها و همانندی های بسیاری را نیز در دیگری درك می كنند. گرچه هر كدام از ما منحصر به فرد هستیم ولی در بیشتر جنبه ها به هم شباهت داریم. این تضاد ما را به یك حقیقت شگفت انگیز در روابط رهنمون می كند. به عبارت دیگر شریك زندگی شما تركیبی از تفاوت ها و تشابهات مكمل است. زن و شوهرهای واقعاً عاشق، مفهوم این تركیب را بسیار خوب می دانند.نمونه های ذیل گفته های این افراد است:
ما با یكدیگر بسیار فرق داریم ولی آنچه كه ما را به یكدیگر پیوند می زند این است كه هر دوی ما خیلی احساساتی هستیم.
ما در بسیاری جنبه ها با یكدیگر تفاوت داریم. من طلوع آفتاب را دوست دارم ولی همسرم از غروب آفتاب خوشش می آید. او رؤیایی است ولی من واقع بین هستم. او از هر حادثه ای نگران نمی شود ولی من دائماً نگران هستم. با این وجود ما در بسیاری جنبه ها یكی هستیم. به طوری كه حرف و عملمان در زندگی یكی است و انگار دارای یك طول موج می باشیم.
گاهی اوقات من عاشق همسرم هستم و گاهی اوقات از او خسته می شوم. وقتی عاشق او نیستم به این خاطر است كه در آن لحظه توانایی ابراز عشق و محبت به او را ندارم. در این مواقع احساس خوبی ندارم زیرا می دانم برای بهبود رابطه و داشتن یك زندگی خوب باید با هم باشیم و یكدیگر را حمایت كنیم.
بیشتر مشكلات ما كاملاً متفاوت از یكدیگر است، ولی شباهت ما در این است كه هر دوی ما مشكلات زیادی داریم. ما یاد گرفته ایم برای غلبه بر مشكلات به یكدیگر كمك كنیم بدون آنكه به دیگری احساس بی ارزشی دست دهد. فكر می كنم اگر همسرم انسان كاملی بود و مشكلی نداشت احساس من طور دیگری بود به طوری كه می خواستم همیشه او را شكست دهم.
مدت دو سال از زندگی ما بسیار عاشقانه گذشت. بعد از مدتی آتش عشق و محبت ما فروكش كرد. حالت رمانتیك زندگی از بین رفت. وقتی یك روز صبح از خواب بلند شدم احساس كردم ما دو انسان متفاوت از یكدیگر با شباهت های بسیار كم هستیم. بسیار غصه خوردم و از زندگی مأیوس شدم ولی بعد از مدتی فهمیدم كه این عشق واقعی نیست.عشق واقعی یعنی تقسیم احساسات و درك ناراحتی هایمان. من عاشق یك شخص واقعی شدم تا عاشق شخصیتی كه می خواستم از او بسازم.
در همه این مثال ها عشق در طی زمان با پذیرش و درك از یكدیگر توسعه و رشد پیدا كرد. با این روش هدف از عشق هماهنگ كردن تفاوت های بین زن و شوهر و ساختن یك رابطه مثبت و پایدار است.
شاید بسیاری از خانواده های امروزی با عشق واقعی بسیار فاصله داشته باشند. بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یك عشق واقعی است. تجربه ثابت كرده است كه انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یك رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.
عشق واقعی و عشقی كه امروزه تمام روان شناسان مسائل خانواده متفق القول بر آن صحه می گذارندپذیرش و احترام به تفاوت طرف مقابل است. مطمئن باشید اگر تمام كره زمین را نیز بگردید همسری كه در تمام جنبه ها همانند شما باشد پیدا نخواهید كرد. تنها با پذیرش تفاوت های همسرتان خواهید توانست در ساختن یك زندگی خوب قدم های مثبتی بردارید.


آیا شوهر بی عیب وجود دارد ؟
خانمی‌ می‌ گفت : وقتی‌ در ابتدای‌ زندگی‌ زناشویی‌ هستیم، همه‌ چیز در اطرافمان‌ شیرین‌ و دلچسب‌ و همه‌ لحظات‌ زندگی‌ مملو از شادی‌ و خوشحالی‌ است؛ و هرگز تصور نمی‌ كنیم‌ كه‌ روزی‌ این‌ احساسات‌ خوش‌ و سبكبالی‌ خیال، تبدیل‌ به‌ شرایط‌ ناهموار و دشواری های‌ پی‌ در پی‌ در زندگی‌ شود. اما طولی‌ نخواهد كشید كه‌ با گذشتن‌ سال های‌ اول‌ ازدواج، شادی ها یكی‌ پس‌ از دیگری‌ رنگ‌ می‌ بازند و روزی‌ به‌ خود می ‌آییم‌ و می ‌پرسیم‌ چه‌ اتفاقی‌ افتاد؟ چرا همه‌ چیز به‌ این‌ زودی‌ عوض‌ شد؟ آیا گذر ایام‌ بود یا حضور بچه‌ها و افراد دیگر كه‌ این‌ تغییرات‌ را سبب‌ شد؟
ازدواج‌ كلمه ‌ای‌ جادویی‌ نیست‌ كه‌ بتواند همه‌ نیازهای‌ ما را برآورده‌ سازد. مورد دیگر این‌ است‌ كه‌ باید همسر خود را همراه‌ با محاسن‌ و معایبش‌ بپذیرید. البته‌ پیشنهاد نمی ‌كنیم‌ بی ‌انصافی، بی ‌رحمی، بی ‌نزاكتی‌ و رفتارهای‌ ناشایست‌ او را برای‌ همیشه‌ تحمل‌ كنید، زیرا آدمی‌ قادر است‌ رفتار خود را اصلاح‌ كند؛ اما فراموش‌ نكنید هرگز قادر نیست‌ ماهیت‌ خود را عوض‌ كند.
ما نمی ‌توانیم‌ گذر زمان‌ را متوقف‌ یا حضور بچه‌ها را در زندگی‌ كتمان‌ كنیم، اما می ‌توانیم‌ پایه‌ های‌ زندگی‌ را براساس‌ این‌ واقعیت ها بنیان‌ نهیم‌ و بكوشیم‌ روزهای‌ شاد اول‌ ازدواج‌ را در زندگی‌ تكرار كنیم. اما چگونه؟ آیا همان‌ طور كه‌ لوئیز برد در كتاب‌ «چگونه‌ شوهران‌ خود را شیفته‌ خود كنید» می ‌گوید، باید هر روز یك‌ دسته‌ گل‌ تازه تهیه‌ كنید تا شوهرانتان‌ هنگام‌ آمدن‌ به‌ خانه‌ غافلگیر شوند؟ یا با پوشیدن‌ یك‌ لباس‌ نو سعی‌ كنید از خشكی‌ و یكنواختی‌ زندگی‌ بكاهید؟ آیا باید به‌ نصیحت‌ گروهی‌ از زنان‌ گوش‌ فرا دهید و به‌ زندگی‌ و بچه‌ های‌ خود بی ‌توجه‌ باشید و هر روز در پی‌ تغییر لباس‌ و مدل‌ موی‌ خود باشید تا در نتیجه‌ چنین‌ كاری‌ شوهرانتان‌ آمدن‌ به‌ خانه‌ را به‌ رفتن‌ به‌ هر جای‌ دیگر ترجیح‌ دهند؟ یا باید شیوه‌ گروهی‌ دیگر از زنان‌ را پیش‌ بگیرید و به‌ محض‌ این كه‌ شوهر به‌ خانه‌ آمد، ناله‌ سر دهید و شكایت‌ كنان‌ سعی‌ كنید مشكلات‌ كوچك‌ زندگی‌ را بزرگ‌ جلوه‌ دهید تا با جلب‌ محبت‌ و ترحم‌ او اندكی‌ زندگی‌ را خوشایندتر جلوه‌ دهید؟
اما هیچ‌ كدام‌ از این‌ ظاهر سازی های‌ فریبنده، به‌ تنهایی‌ نمی ‌تواند مؤثر باشد و از بروز اختلافات‌ و مشكلات‌ زناشویی‌ جلوگیری‌ كند؛ بلكه‌ باید بكوشید تا «شوهران‌ خود را دوستان‌ خود كنید»!
برای‌ ایجاد این‌ صفا و صمیمیت‌ لازم‌ است‌ موانع‌ را شناسایی‌ كنید و آنها را یكی‌ پس‌ از دیگری‌ از سر راه‌ بردارید. ریچارد آستین می ‌گوید: «یكی‌ از بزرگترین‌ موانع‌ بر سر راه‌ خوشبختی‌ توقعات‌ بیش‌ از حد است». زیرا گروه‌ بی ‌شماری‌ از جوانان، برداشت‌ غلطی‌ از ازدواج‌ دارند و همواره‌ می پندارند ازدواج‌ معجزه ‌ای‌ است‌ كه‌ اگر در زندگی‌ آنان‌ به‌ وقوع‌ پیوندد، تمام‌ مشكلات‌ را حل،‌ و زندگی‌ را شیرین‌ و شاد می ‌كند. آنها با چنین‌ تعبیر نادرستی، اقدام‌ به‌ ازدواج‌ می ‌كنند و پس‌ از مدتی‌ درمی ‌یابند كه‌ آنچه‌ در ذهن‌ داشته‌ اند، رؤیایی‌ بیش‌ نبوده‌ است. گروهی‌ دیگر بدون‌ در نظر گرفتن‌ توانایی‌ و سلامت‌ روح‌ و روان‌  همسر خود، سعی‌ می‌ كنند همه‌ كارهای‌ شاق‌ و پر زحمت‌ را به‌ او بسپارند و با این‌ روش‌ هرگونه‌ فرصتی‌ را برای‌ به‌ وجود آمدن‌ روابط‌ دوستانه‌ و صمیمی‌ از بین‌ می ‌برند. از نظر روانی‌ هر انسانی‌ نیازهایی‌ دارد، مانند مطرح ‌شدن، پذیرفته ‌شدن، ایمن ‌بودن‌ و تعلق‌ داشتن‌ كه‌ هر یك‌ از این‌ نیازهای‌ درونی‌ تا حدودی‌ در ازدواج‌ برآورده‌ می ‌شود. زن‌ و شوهر می‌ توانند در به‌ وجود آوردن‌ حس‌ خوب ‌زیستن‌ به‌ یكدیگر كمك‌ كنند، اما هیچ‌ كدام‌ قادر به‌ آفرینش‌ شادی‌ و خوشبختی‌ مطلق‌ برای‌ دیگری‌ نیستند.
ما انتظار داریم‌ دیگران‌ هر كاری‌ كه‌ از دستشان‌ بر می‌ آید، برایمان‌ انجام‌ دهند، در حالی‌ كه‌ خود كمترین‌ توجهی‌ به‌ خواسته‌ های‌ آنها نمی‌ كنیم. می ‌خواهیم‌ از اشتباهات‌ ما چشم‌ بپوشند، اما خودمان‌ كوچكترین‌ گذشتی‌ در مورد رفتار بد آنها نداریم. شما می‌ خواهید شوهرتان‌ از هر نظر بی‌ عیب‌ باشد، در حالی‌ كه‌ از عیب های‌ خود بی‌ خبرید. همیشه‌ سعی‌ دارید عیوب‌ او را برشمرید و ناله‌ و شكایت‌ كنید كه‌ چرا این‌ شوهر آن‌ طور كه‌ باید باشد نیست؛ چرا قادر نیست‌ مرا درك‌ كند؟ حتی‌ گروهی‌ از زنان‌ پا را از این‌ هم‌ فراتر نهاده، سعی‌ می ‌كنند شخصیت‌ شوهر را درهم‌ ریخته، دوباره‌ آن‌ را آن‌ طور كه‌ می‌ خواهند شكل‌ دهند یا او را مجبور كنند آن‌ طور كه‌ می‌ خواهند باشد، نه‌ آن‌ گونه‌ كه‌ هست. البته‌ فقط‌ زن ها نیستند كه‌ مرتكب‌ چنین‌ اشتباهی‌ می‌ شوند؛ كم‌ نیستند مردانی‌ كه‌ همواره‌ از زنان‌ خود خرده‌ می‌ گیرند. به‌ هر حال‌ فراموش‌ نكنید هیچ‌ توهینی‌ بزرگتر از این‌ نوع‌ عدم‌ پذیرش ها نیست.
اولین‌ گام‌ برای‌ به‌ وجود آوردن‌ یك‌ زندگی‌ زناشویی‌ موفق‌ ، پذیرفتن‌ واقعیت هاست.
از جمله‌ واقعیت هایی‌ كه‌ باید درك‌ و پذیرفته‌ شوند، معنای‌ ازدواج‌ است؛ باید دانست‌ ازدواج‌ یك‌ نوع‌ شركت‌ است‌ كه‌ نیاز به‌ رعایت‌ اصول‌ و قوانینی‌ دارد. ازدواج‌ كلمه ‌ای‌ جادویی‌ نیست‌ كه‌ بتواند همه‌ نیازهای‌ ما را برآورده‌ سازد. مورد دیگر این‌ است‌ كه‌ باید همسر خود را همراه‌ با محاسن‌ و معایبش‌ بپذیرید. البته‌ پیشنهاد نمی ‌كنیم‌ بی ‌انصافی، بی ‌رحمی، بی ‌نزاكتی‌ و رفتارهای‌ ناشایست‌ او را برای‌ همیشه‌ تحمل‌ كنید، زیرا آدمی‌ قادر است‌ رفتار خود را اصلاح‌ كند؛ اما فراموش‌ نكنید هرگز قادر نیست‌ ماهیت‌ خود را عوض‌ كند. اجازه‌ دهید این‌ مسئله‌ را با یك‌ مثال‌ بیشتر بررسی‌ كنیم.
برای‌ ایجاد این‌ صفا و صمیمیت‌ لازم‌ است‌ موانع‌ را شناسایی‌ كنید و آنها را یكی‌ پس‌ از دیگری‌ از سر راه‌ بردارید.
فرض‌ كنید شما با مردی‌ كه‌ اهل‌ مطالعه‌ یا تفریحات‌ آرام‌ است‌ ازدواج‌ می‌ كنید؛ انتظار نداشته‌ باشید بعد از ازدواج‌ او به‌ مردی‌ شلوغ‌ و پر سروصدا كه‌ اهل‌ تفریحات‌ و برنامه‌ های‌ مهیج‌ است‌ تبدیل‌ شود. ممكن‌ است‌ شوهرتان‌ همان‌ فلسفه‌ شما را در زندگی‌ نداشته‌ باشد یا تفریحات‌ مهیج‌ مورد پسند او نباشد. نخواهید كه‌ او كاملاً عوض‌ شود. ممكن‌ است‌ همسرتان‌ نتواند تاجری‌ موفق‌ یا ورزشكاری‌ مشهور شود، اما مثلاً می ‌تواند كارمندی‌ خوب‌ و متعهد باشد. باید بدانید همه‌ انسان ها از ذوق‌ و استعداد یكسان‌ برخوردار نیستند. اگر همسر شما در زمینه‌ تجارت، ورزش‌ یا هنر موفق‌ نیست‌ و ذوقی‌ نشان‌ نمی ‌دهد، نباید به‌ خودتان‌ اجازه‌ دهید كه‌ درباره‌ اش‌ بد قضاوت‌ كنید و او را مورد ارزیابی‌ نادرست‌ قرار دهید. نباید هر روز یأس‌ و ناامیدی‌ نشان‌ دهید و مثلاً بگویید چرا شوهر من‌ مثل‌ شوهر خواهرم‌ نیست‌ كه‌ فلان‌ ماشین‌ آخرین‌ مدل‌ را داشته‌ باشد یا چرا مانند شوهر دوستم‌ سرشناس‌ و معروف‌ نیست. همان‌ طور كه‌ شما نمی ‌توانید مثل‌ دوست‌ یا خواهر خود باشید، شوهر شما نیز نمی‌تواند مثل‌ شوهران‌ آنها باشد!
اگر به‌ انجام‌ چنین‌ كارها و تكرار چنین‌ حرف هایی‌ در زندگی‌ ادامه‌ دهید، نه‌ تنها شوهر خود را نسبت‌ به‌ زندگی‌ دلسرد كرده‌اید و او را به شدت‌ آزرده‌ خاطر ساخته‌ اید، بلكه‌ این‌ رفتار شما مقدمه‌ ای‌ خواهد شد برای‌ از هم‌ پاشیدن‌ زندگی...
بنابراین‌ فراموش‌ نكنید كه‌ پذیرفتن‌ واقعیت ها زیربنای‌ هر نوع‌ موفقیت‌ و روابط‌ سالم‌ است.
منبع:چگونه‌ شوهران‌ خود را بهترین‌ دوستان‌ خود كنید؟ ، نوشته‌ شرلی‌ ال‌ ردل، ترجمه‌ آلماندخت‌

آفتاب آمد دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رخ متاب

تشکرات از این پست
abdo_61
دسترسی سریع به انجمن ها