پاسخ به:چرا جنگ ادامه يافت ؟
شنبه 21 مرداد 1391 6:33 PM

در موقعیتی که این نوع بررسی های سیاسی – نظامی برای تصمیم گیری استراتژیک در حال انجام بود، هیچ گونه تحلیل و پیشنهاد مشخصی غیر از آنچه حزب توده مطرح کرد، بیان نشد. حال آن که به دلیل پیروزی ایران هیچ گونه ملاحظات سیاسی – امنیتی برای خودداری از ارائه ی پیشنهاد وجود نداشت و در صورتی که پیشنهاد و نظر مشخصی وجود داشت، قابل ارائه بود، چنان که حزب توده نظریات حزب را به صورت آشکار و بیشتر در جلسات عمومی پرسش و پاسخ دبیر کل حزب توده، مطرح کرد.
پرسش از علت ادامه ی جنگ پس از فتح خرمشهر را برای نخستین بار نهضت آزادی و ماه ها پس از انجام این تصمیم و اجرای عملیات های مختلف شامل رمضان، محرم، مسلم بن عقیل و غیره مطرح کرد، ولی به طور مفصل در جزوه ی جنگ و صلح در سال 1363 نهضت منتشر کرد.
به نظر می رسد، علت پیدایش این سؤال ریشه در دو مسأله داشت؛ نخست، طولانی شدن جنگ و ناکامی های حاصله از برخی عملیات هایی که پس از فتح خرمشهر انجام گرفته بود. علاوه بر این نهضت آزادی و بسیاری از جریانات سیاسی ادامه ی جنگ را عامل مؤثری در انسداد سیاسی – اجتماعی ارزیابی می کردند و از این منظر به ضرورت پایان دادن به جنگ توجه و تأکید داشتند. ضمن این که نوعی به چالش گرفتن و نقد مسؤولین و تصمیم گیرندگان و تصمیمات نیز مورد نظر بود.
با این توضیح ، در مورد ماهیت پرسش از ادامه ی جنگ پس از فتح خرمشهر و عوامل مؤثر در شکل گیری آن، اکنون می توان این پرسش را بیشتر مورد بررسی و در معرض کالبد شکافی قرار داد. گرچه تکرار پرسش از ادامه ی جنگ پس از فتح خرمشهر، این سؤال را به یکی از مهم ترین پرسش های جنگ تبدیل کرده است، ولی بدان معنا نیست که این پرسش صحیح و یکی از مهم ترین پرسش های جنگ است. در واقع پرسش اساسی با جمیع ملاحظات شامل وضعیت ها و عوامل مؤثر در تصمیم گیری برای ادامه ی جنگ این است که چرا فتح خرمشهر به یک پیروزی استراتژیک تبدیل نشد؟
در واقع اگر عملیاتی که پس از فتح خرمشهر صورت گرفت، منجر به پیروی می شد و جنگ براساس این پیروزی به پایان می رسید، آیا این پرسش که چرا جنگ ادامه یافت، به وجود می آید؟ بنابراین طرح پرسش از علت ادامه ی جنگ پس از فتح خرمشهر اساساً متأثر از ملاحظات سیاسی به جای نظامی – استراتژیک و بیشتر متأثر از نتایج است تا براساس وضعیت. این مشکل برای بوش، رییس جمهور وقت امریکا پس از جنگ امریکا با عراق به نحو دیگری به وجود آمد، بوش براساس اوضاع و با توجه به قیام در عراق که پس از شکست ارتش عراق در کویت به وجود آمد، سیاست ساقط کردن صدام را رها و این اختیار را به صدام داد تا متکی بر ارتش عراق قیام مردمی را سرکوب کند. نگرانی امریکا از سقوط صدام و پیروزی انقلاب اسلامی در عراق منجر به این تصمیم گیری شد. البته چنان که بعدها بوش اظهار داشت، این تصور وجود داشته است که براندازی صدام امکان پذیر است، ولی در عمل تداوم حضور صدام در رأس قدرت و متقابلاً ناتوانی امریکا برای حذف صدام سبب گردید، محافظه کاران و آزادی خواهان به بوش خرده گرفتند که از فرصت مناسب برای سرنگون سازی رژیم عراق و پشتیبانی از اقلیت های کُرد عراق که علیه صدام حسین قیام کرده بودند، در جریان جنگ خلیج فارس استفاده نکرده است.(2)
با این توضیح ، بیشتر مشخص می شود، طرح پرسش از ادامه ی جنگ تا چه اندازه دچار کاستی می باشد. ضمن این که پیوند آن، با اهداف و اغراض سیاسی، نقد و پاسخ آن را دستخوش تغییر قرار داده است، چنان که اکبر گنجی در مقاله ی مورخ 28/10/78 در روزنامه ی صبح امروز تصمیم گیری برای ادامه ی جنگ پس از فتح خرمشهر را که تاکنون تنها یک پرسش درخصوص علت تصمیم گیری بود و بیشتر به تناسب بررسی مسایل جنگ به مناسبت های خاصی مطرح می شد، در آستانه ی انتخابات مجلس ششم طرح نمود و در پیوند با خسارت های مالی و انسانی قرار داد. تبعات این برخورد حتی دوستان و همفکران آقای گنجی نسبت به مقاله را وادار به واکنش ساخت.