پاسخ به:اخبار قرآنی 20 مرداد
شنبه 21 مرداد 1391 1:40 AM
|
حجتالاسلام مودب عنوان كرد: روايات، تفسير قرآن به قرآن و عقل؛ سه ويژگی تفسير جامع |
|
گروه حوزههای علميه: روايات به فهم از قرآن كمك شايانی میكنند ولی حد و ميزان آن مهم است؛ بدون شك هم روايات، هم تفسير قرآن به قرآن و هم تعقل در تفسير، مورد نياز است؛ پس بهترين تفسير، تفاسير جامعی هستند كه بر اساس اين سه ويژگی تدوين شده باشند. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، حجتالاسلام والمسلمين سيد رضا مودب، رئيس انجمن قرآن پژوهشی حوزه علميه چهارشنبه، 18 مردادماه، در نشست علمی جايگاه روايات در تفسير قرآن كريم، در تعريف روايت و تفاوت آن با سيره، گفت: سيره، قول و نقل معصوم(ع) است ولی روايت، حكايت قول و فعل معصوم(ع)، است؛ روايات، توسط محدثان به چند دسته روايات صحيح، غير صحيح ،حسن، موثق، ضعيف و قوی، نامگذاری شدهاند. وی افزود: روايات به عبارتی گفته میشود كه از پيامبر(ص)، ائمه اطهار(ع) و اصحاب بزرگ نقل شده است، در حالی كه برخی از اهل سنت، تابعين را نيز جزو افراد صاحب روايت آوردهاند. معاون پژوهشی دانشگاه قم، با بيان اين مطلب كه 15هزار روايت تفسيری از سوی محدثان به دست ما رسيده است، اظهار كرد: اين تعداد روايت در دايره روايی كل اسلام و شيعه، بخش قابل توجهی را تشكيل نمیدهد كه دليل اين مسئله نيز آن بوده است كه اين روايات در مرحله بعدی جمع آوری روايات بوده است؛ محدثان ما توجه بسيار زيادی به جمع آوری روايات فقهی داشتند و بيشتر روايات ما، فقهی و اعتقادی است. وی ادامه داد: جريان تفسير روايی، و جمعآوری روايات تفسيری از قرن چهارم هجری با تفاسيری همچون عياشی و تفسير قمی شروع شد؛ از قرن 4 تا 9 و 10 هجری بسياری از اين روايات تفسيری كه جمعآوری شده بود از بين رفت و برخی كتب روايی تفسيری نيز ناپديد شد؛ به طور كلی اين دوران دوره افول علوم اسلامی بود كه آتش گرفتن كتابخانه شيخ طوسی و محدوديتهايی كه برای علما ايجاد میشد، در اين مسئله بیتاثير نبود. رئيس انجمن قرآن پژوهشی حوزه علميه، تصريح كرد: اين جريان يعنی اتكا به جمعآوری و استناد به روايات تفسيری با گسترش فعاليت اخباريون در قرنهای 10 و 11، آغاز شد و در اين دوره منابع كتبی همچون تفسير نورالثقلين (عبدعلی بن جمعه حويزی) و البرهان (بهرامی)، به رشته تحرير در آمد. وی افزود: نگرش افراطی به حجيت روايات تفسيری، از جمله نگرشهای فعال در اين زمينه بوده است كه طرفداران اين نگرش چند دليل برای اين نوع نگرش خود دارند؛ در مقابل اين نگرش، عدهای هستند كه قائل بر اين هستند كه روايات، زمينه فهم روايات را فراهم میكند. مودب اظهار كرد: طرفداران نگرش افراطی به روايات تفسيری، به روايات نهی از تفسير به رای از پيامبر(ص)، رجوع میكنند كه اين روايات در بحارالانوار، نقل شده است؛ آنان بر اساس اين استناد هرگونه تفسير غير روايی را تفسير به رای میدانند؛ در اين جا بايد به نكاتی اشاره كرد كه از آن جمله نقل مرحوم طبرسی پيرامون غير شيعی بودن مصدر اين روايت است كه علمای بزرگ بر اين اعتقاد هستند كه اگر اين روايت و روايات نزديك به اين مضمون كه از امام صادق(ع)، بيان شده، درست هم باشد، سخن ايشان ناظر به حوزه تعبديات و فقه است. وی گفت: افراطيون به ظنی بودن تفاسير غير روايی تاكيد دارند و بر اين باورند كه تفاسير غير روايی از آنجا كه نمیتوانند منظور و مراد خداوند را به واسطه دوری از سرمنشا فيض برسانند، نقل ظنيات است نه حقيقت و اصل و تنها كلام معصوم(ع)، در اين زمينه قطعی است؛ در اين زمينه نيز نقدهايی مطرح شده مبنی بر اينكه با پذيرش اين مسئله بايد تفسير قرآن به قرآن، تفسير عقلی قرآن، تفسير كشفی و شهودی و... را نيز ظنی و غير واقعی قلمداد كرد؛ اين در حالی است كه علامه طباطبايی(ره) شيوه تفسير قرآن به قرآن و امام راحل نيز بر تفسير عرفانی تاكيد دارند. مودب اظهار كرد: نكته ديگر آنكه آيا اين 15 هزار روايت تفسيری قطعی هستند و يا به نظر مرحوم معرفت، بايد تك تك آنها، مورد نقد و بررسی و سند شناسی و مفهوم شناسی قرار گيرند؛ در برخی از اين روايات تفسير نكاتی به چشم میخورد كه از حيث محتوايی نمیتوانند صحيح باشند، از جمله برخی از روايات پيرامون امام علی(ع) كه جايگاه حضرت را رعايت نكرده و مشخص است كه اين روايات، قابل قبول نيست. رئيس انجمن قرآن پژوهشی حوزه علميه ادامه داد: استدلال سوم افراطيون، آن است كه، تفسير قرآن تنها بايد از سوی معصوم(ع)، صورت گيرد و ديگران نمیتوانند، بهرهای از اين تفسير ببرند و در اين زمينه به روايتی از امام محمد باقر(ع) در مناظره تفسيری با قتاده، استناد میكنند، در جايی كه وی ادعای تفسيری مطرح میكند و امام با برهان قاطع به وی اثبات میكند كه كسی كه فهمی به قرآن ندارد نبايد در اين جايگاه قرار بگيرد و امام از عبارت، «إنّما يعرف القرآن من خُوطِب به» استفاده میكنند؛ محققان پس از بررسیهای دقيق علمی محمدبن سنان را از راويان اين روايت عنوان میكنند كه در كتب روايی وی را از غاليان و رجال ضعيف در سند ذكر كردهاند؛ البته در اين جايگاه، آيتالله العظمی خويی مشكل اين روايت را بيشتر در محتوای آن دانسته است و نه در راوی؛ زيرا راوی، در چند مورد، تخريب شده است و به دليل همين تخريب نمیتوان اين روايات را به طور كلی رد كرد وليكن اشكال در بحث محتوايی است؛ زيرا منظور امام باقر(ع) در اين جا، تفسير باطنی آيات است كه تنها مختص به معصوم(ع) است. اين پژوهشگر حوزه قرآنی كشور، عنوان كرد: آيتالله معرفت بر اين اعتقاد بودند كه اين روايات، همگی در يك سطح از نظر سندی و محتوايی نبودند و نمیتوان به صورت قاطع درباره آنها قضاوت كرد؛ در اين رابطه میتوان با آيات قرآن، روايات صحيحه و عقل، اين روايات را از هم تفكيك و امتياز دهی كرد و رواياتی كه با قرآن، روايات قطعی و صحيح و عقل در تعارض نبودند را پذيرفت؛ بررسی سندی روايات در قرون 4 و5 برای محدثان آنقدرها مهم نبود؛ بلكه اين سند شناسی از زمان مرحوم سيدبن طاووس رنگ و بوی جديدی به خود گرفت، البته تعاريف و مميزههايی نيز بر سند شناسی و رجال شناسی در صحيح بودن روايات وضع شد، از جمله كه حتی جائر بودن راوی نيز دليلی بر رد يك حديث نمیشود و بايد آن حديث از حيث محتوايی مورد نقد و تحليل قرار گيرد. وی ادامه داد: كاری كه علامه طباطبايی(ره) در الميزان كرد اين بود كه روايات را در جايگاههای بررسی محتوايی و تبيين تاريخی و سازگاری با قرآن و روايات اصيل مورد توجه قرار داد؛ بدون شك كسی نمیتواند نقش مهم روايات را در توسعه علوم اسلامی، فهم بهتر قرآن و دين ناديده بگيرد و در زمينه تحول در علوم انسانی كه مقام معظم رهبری نيز بر آن تاكيد دارند، نقش روايات، اساسی است؛ علامه طباطبايی در اين حوزه بر اين باور است كه در بحث معاد و قصص و .... به شدت به روايات معصومين(ع) نيازمنديم؛ اين مفسر بزرگ قرآن كريم اين مسئله را مطرح میكند كه روايات غير فقهی نقش تعليمی دارند؛ زيرا اصولا، مفسر قرآن، خود قرآن است؛ البته در اين رابطه بايد گفت كه يكی از ايراداتی كه به طرفداران افراطی روايات تفسيری وارد است اين است كه تمام روايات نبوی و معصومين(ع)، نسبت به تمام آيات، در دسترس نيست. مودب اظهار كرد: بررسی روايات منتقله از جمله مهمترين بحثها در اين حوزه است كه بايد بررسی شود كه اين آيات از مصدر شيعه، روايت شده است يا خير؟ علامه عسكری بيان كرده است كه برخی از اين روايات تلقی به قبول شدند؛ علامه عسكری سعی در اثبات اين مسئله داشتند كه روايات مرحوم صدوق، نيز در يك سطح نيست و نمیتوان نسبت به تمام اين روايات، به يك ديد نگاه كرد؛ يا اينكه در خصوص روايات تحريف كه مرحوم عسگری بيان داشته است كه اين روايات، منتقله است. رئيس انجمن قرآن پژوهشی حوزه علميه ادامه داد: روايات به فهم از قرآن كمك شايانی میكنند ولی حد و ميزان آن مهم است؛ بدون شك هم روايات، هم قرآن و هم تعقل در تفسير، مورد نياز است؛ پس بهترين تفسير، تفاسير جامعی هستند كه بر اساس اين سه ويژگی تدوين شده باشند؛ زيرا نمیتوان بر يك پايه، بهترين نتيجه را از تفسير آيات گرفت و هم به فهم قرآن از قرآن، هم به روايات به جهت مباحث تفسير باطنی آيات و فهم تاريخی و سابقه پيرامونی و... نيازمنديم؛ يكی از اشكالاتی كه اهل تسنن به شعيان وارد میكنند، آن است كه شيعيان پايه اعتقادات خود را بر روی روايات بنا كردهاند؛ در حالی كه ما اعتقاد داريم كه ما در بحثهای اخلاقی، اعتقادی و كلامی به شدت به روايات محتاج هستيم؛ خوشبختانه مسيری كه بزرگانی همچون آيتالله معرفت در اين راستا آغاز كردند، از سوی مفسران بزرگی همچون آيتالله العظمی مكارم شيرازی و جوادی آملی در جايگاه خود دنبال میشود و اين بزرگان نيز ضمن نوآوریهای تفسيری، استفاده بسيار به جا و صحيحی از آيات قرآن به عمل آوردهاند. |
peymangb