پاسخ به:اخبار برگزیده قرآنی
پنج شنبه 19 مرداد 1391 12:58 AM
|
يادداشت وارده/ معادله فرهنگ قرآنی ۴۰ = ۱۳؛ الگويی برای تمامی جوامع |
||
|
گروه فعاليتهای قرآنی: اين معادله از حيات طيبه يك نوجوان سراپا درك و حكمت گرفته شده است كه در مكتب قرآن و اهل بيت(ع) به بلوغی رسيد كه همانند انسانی چهل ساله مینمود و ثابت كرد تدبر و انس با قرآن توانايی دارد تا چنين معادله به ظاهر نابرابر را رقم بزند.
يكی از مهمترين دغدغهها در جوامع بشری روابط صحيح انسانها و اجرای عدالت در امور اجتماعی بوده و تاكنون فلسفهها، نگرشها و تزهای بسياری از فلاسفه، جامعهشناسان، اقتصاددانان و روانشناسان مشهور در اين عرصه شكل گرفته و بعضی از آنها در جهت فوق به موفقيتهای اندكی دستيافتهاند، اما متأسفانه نه تنها وضعيت اجتماعی بشر بهبود نيافته بلكه هر روز بر معادلات لاينحل اجتماعی انسان افزوده شده است. خيلی از جوامع دوای درد بشر را در رفاه مادی معرفی نموده و بسياری بر قانون تنازع بقا در جامعه انسانی تأكيد داشته و انسان را تنها، حيوانی ناطق دانسته كه در اثر جهش ژنتيكی به يكباره از ميمون به انسان تبديل شده است. در اين فرضيهها انسان بايد برای زندگی بهتر بجنگد و با كشتن انسانهای ديگر و غارت اموال آنها به ثروت و قدرت كامل برسد!! در بررسی زندگی و مناسبات امروز جهان بوضوح اين فلسفهها و نگرشهای صرفاً مادی و حيوانی را میتوان با تمام وجود درك نمود. جنگ، تبعيض، فساد و فاصله طبقاتی فراوان بين انسانها مؤيد اين نگرش غلط در طول تاريخ است. قرآن در رابطه با سير روبه جلوی زندگی انسان میفرمايند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ* وَالْعَصْرِ(1) إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ(2) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ(3)؛ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر* به عصر سوگند، كه انسانها همه در زيانند، مگر كسانی كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايی و استقامت توصيه نموده اند!» قرآن بدرستی اين روند خسران و از بين رفتن معيارهای انسانی را پيشبينی و تنها راه مقابله با آن را عمل صالح و دعوت به حق (قرآن) معرفی فرمودهاند. تنها راه رسيدن به مفاهيم قرآن و اعمال آنها در جامعه بشری حفظ و تلاوت قرآن است كه پيش از اين درباره اين موضوع در ديگر يادداشتهايم بطور مبسوط اشاره داشتهام. اما برای اهميت موضوع، اشارهای به بيانات امام خامنهای در رمضان ۱۳۹۰ دارم كه بيان داشتند: «يكى از چيزهائى كه میتواند تدبر در قرآن را به ما ارزانى بدارد، حفظ قرآن است. ما حافظ قرآن كم داريم. من قبلاً گفتم كه در كشور ما حداقل بايد يك ميليون نفر حافظ قرآن باشند – حالا يك ميليون كه عدد كمى است نسبت به اين جمعيتى كه ما داريم – اما حالا چون دوستان الحمدلله يك مقدماتى فراهم كردهاند، كارهائى را مشغول شدهاند و دارند برنامههائى را فراهم میكنند براى اينكه انشاءالله حفظ راه بيفتد، ما هم اميدمان بيشتر شده و به جاى يك ميليون، میگوئيم انشاءالله ما بايد ده ميليون نفر حافظ قرآن داشته باشيم.» اين بيان حكيمانه همان گمشده ملت ايران و ديگر جوامع بشريست كه با نگرشی مادی در سراشيبی انحطاط قدم برداشته و رشد فنآوری صرف را ملاك رشد اجتماعی انسان میپندارند. براستی چه حكمتی در حفظ قرآن نهفته است كه میتوان با آن تحولی معجزهآسا مثل خود قرآن در زندگی انسان ايجاد نمود. بخش نخست: اساس معادله ۴۰= ۱۳ بنده با الهام از سن مبارك شهيد هميشه جاودان حضرت قاسم ابن الحسن (ع) اين معادله بظاهر نابرابر را ارائه نمودهام. اين نوجوان سراپا شور و درك و حكمت، در واقعه عاشورای حسينی سيزدهساله بودند و در مكتب قرآن و اهل بيت به بلوغی رسيدهاند كه انگار در مقابلمان مردی جاافتاده در سن چهل سالگی میبينيم!! نوجوانی كه با ديگر ستارگان آسمان واقعه عاشورا برابری میكند. نوجوانی كه در اين سن كم به روايتی متأهل است!! و اين مسئوليتپذيری مهم را در خود ديده است. او كه مسئوليت دفاع از حق را در شرايط فتنه و در مظلوميت كامل حق تا پای جان پذيرفته در مواجهه با مسئوليت زندگی مشترك هم مطمئناً موفق بوده است. در اين ارتباط میتوان به صحبتهای اين نوجوان با عمويش امام حسين(ع) رجوع كرد تا از عمق ادراك او از خلقت، حق، صبر و عمل صالح آگاه شد. بخش ميانی: حافظان كودك و نوجوان؛ الگوهای عصر دكتر سيدمحمدحسين طباطبايی در كودكی، حافظ قرآنيست كه اينجانب میخواهم به عنوان كودك الگو در مكتب قرآن و تشيع خدمتتان معرفی نمايم. البته همه هموطنان عزيز اين نابغه را میشناسند و لزومی به تشريح ابعاد علمی و حكمتی ايشان نيست. اما ايشان يكی از اشخاصی است كه يك شبه ره چهل ساله را پيموده و در سن ۳ تا ۴ سالگی حافظ كل قرآن و الگويی كامل برای جامعه جهانی شدند. مصاحبهها، گفتوگوهای قرآنی و خدمات فراوان ايشان در جذب اشخاص مختلف در مكاتب و مذاهب مختلف در سايتها و يادداشتهای زيادی در دسترس است اما اينجانب در اين مقاله تنها بنا دارم به بُعد بلوغ فكری و اجتماعی ايشان توجه نماييم. مانند اين عزيز، كودكان و نوجوانانی در عرصه حفظ قرآن پديد آمدهاند كه هر كدام خود انسانهايی كامل هستند. اسامی اين عزيزان در سايتهای مختلف وجود دارند. نام اين عزيزان اغلب با القابی همچون دكتر، كارشناس ارشد و نابغه در مراجع و رسانههای مختلف برده شده و در معرفی ايشان اكثراً، ابعاد استعدادی و هوش سرشار اين عزيزان مورد نظر بوده است. اما نگاه اينجانب متفاوت بوده و سعی دارم شخصيت اجتماعی اين عزيزان و نقش قرآن در تكامل و بلوغ اجتماعی آنها را تبيين نمايم. دراين ارتباط همه صاحبان انديشه بر سر يك مشخصه دربرخورد و مواجهه با اين عزيزان متفق القول هستند؛ «وقتی با اين دختر يا پسر حافظ قرآن روبرو شدم احساس كردم در مقابل يك انسان سی چهل ساله هستم آنهم نه در حد يك انسان محدود به يك رشته تخصصی بلكه اين كودكان پاك را در همه ابعاد مطلع و آگاه ديدم.» آيا ميتوان براحتی از كنار اين موضوع گذشت؟!! و ما با مصاحبه و لبخندی از سر تعجب، اين تأثير مهم قرآن را ناديده بگيريم. آيا میشود از اين پتانسيل الهی در جامعه قرآنی، براحتی گذشت؟ آيا اين شاهدهای الهی، دليلی بر جدی گرفتن اعجاز قرآن و رجوع به قرآن برای انسانسازی نيست؟ بخش پايانی: معادله دنيای امروز درباره نونهالان و جوانان امروزه در عصر ارتباطات و ماشين به علوم سطحی و فيزيكی نوجوان توجه زيادی شده و انواع كلاسهای مختلف آموزشی برايش طراحی شده است. در اين فضای بظاهر كودكسالاری!، ورود به مسائل جدی زندگی برای نوجوان مفهوم نداشته و وظيفه نوجوان تنها رشد در علوم فيزيكيست. در اين باور، گناه جنسی نوجوانان، خودنمايیهای افراطی، پرخاشگری، بیدينی، بچگی كردن و …. همه طبيعی و عاديست. سن بلوغ اجتماعی در حال بالا رفتن بوده و فلسفههای مادی صرف و حس تنها زندگی كردن، تنها بودن، فقط خود و منافع خود را ديدن، به هر ترفندی پولدار شدن، به هيچكس اعتماد نداشتن و … گريبانگير جامعه متجدد امروزی است. اين در حاليست كه تمامی متخصصان اعلام نمودهاند كه حفظ قرآن علاوه بر تثبيت هوش منطقی و حافظهای، باعث ارتقای هوش هيجانی، عاطفی و ميان فردی حافظان قرآن شده است. يعنی حفاظ نوجوان در كسب علوم فيزيكی و مهارتهای اجتماعی هم، موفقتر از هم سن وسالهای خود هستند. بياييم به اين نسخه شفابخش و نجاتدهنده و سازنده بيشتر عمل كنيم و حضور قرآن در زندگیمان را جدیتر و مهمتر از هر چيز ديگری پيگيری كنيم. براستی اگر همه نوجوانان دنيا حافظ قرآن بودند؛ آيا به برخوردهای فيزيكی در تربيت جوامع نيازی بود؟ آيا منكر در جامعه بشری وجود داشت؟ آيا جنگ و لشگركشی در دنيا وجود داشت؟ آيا اين همه فرقهها و باندهای شيطانی در ميان نوجوان و جوان شكل میگرفت؟ آيا اين همه مشكلات اقتصادی، روانی و اجتماعی در دنيا بود؟ آيا مديران بیكفايت و دنيا محور در رأس كارها بودند؟ آيا از هم گسيختگی اصلیترين كانون زندگی يعنی خانواده وجود داشت؟ آيا سن تكليف اسلام زير سؤال میرفت؟ سؤالات زيادی از اين قبيل وجود دارند كه جواب همه آنها به استناد كلام خدا، يك جمله كوتاه است؛ نه، به فضل الهی هيچكدام از اين معضلات در جامعه انسانی نبود!! «ان هذالقرآن يهدی للتی هی اقوم و … (سوره اسراء آيه ۹)» جهانبخش فرجی؛ قاری بينالمللی نيمه شعبان سال ۱۳۹۱ |
peymangb