پاسخ به:ماومهجوریت قرآن
یک شنبه 8 مرداد 1391 8:49 AM
|
عوامل و پیامدهای مهجوریت قرآن2
|
|
فقه پژوهان وديگر عالمان نيز، همان استدلال به پارهاي آيات در قالب اصطلاحات لفظي فرا يافتههاي علمي را وضع خوشايند ميپندارند و به آن خرسندند، در صورتي كه اين گونه پيوندها نه تنها كافي و تمام نيست كه چه بسا براي بهرهمنديهاي معنوي و خودسازي باطني در پرتو دستور العملهاي قرآن، حجاب و بازدارنده باشد.[1] پيامدهاي مهجوريت قرآن مهجور گرفتن قرآن، نتايج زيانبار فردي و اجتماعي را در پي دارد كه به اهم آنها اشاره ميشود: 1. ترويج منكرات امير مؤمنان ـ عليه السّلام ـ در خطبه 147 نهج البلاغه با اشاره به مهجوريت قرآن از آينده تأسف بار مسلمانان چنين خبر ميدهد: «همانا پس از من روزگاري بر شما فراخواهد رسيد كه چيزي پنهانتر از حق و آشكارتر از باطل، و فراوانتر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد و نزد مردم آن زمان كالايي زيانمندتر از قرآن نيست، اگر آن را درست بخوانند و تفسير كنند، و متاعي پرسودتر از قرآن يافت نميشود آن گاه كه آن را تحريف كنند و معاني دلخواه خود را رواج دهند. در شهرها چيزي ناشناختهتر از معروف و نشناختهتر از منكر نيست. 2. مهجوريت پيروان قرآن حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در فراز ديگري از همان خطبه ميفرمايد: حاملان قرآن، آن راواگذاشته و حافظان قرآن آن را فراموش ميكنند، پس در آن روز قرآن و پيروانش در ميان مردم رانده و مهجور ميگردند. 3. بيگانه شدن جامعه با قرآن حضرت در ادامه همان خطبه با اشاره به غربت قرآن و پيروانش فرموده است: «و هر دو غريبانه در يك راه ناشناخته سرگردانند، و پناهگاهي ميان مردم ندارند، پس قرآن و پيروانش در ميان مردمند، امّا گويا حضور ندارند، با مردمند ولي از آنها بريدهاند، زيرا گمراهي و هدايت هرگز هماهنگ نشوند، گر چه كنار يكديگر قرار گيرند. 4. اختلاف و تفرقه در ميان مردم حضرت با تأكيد بر عدم پيروي مردم از قرآن فرجام آن را مهجوريت قرآن و اختلاف و تفرقه در ميان مردم ميداند: «مردم در آن روز در جدايي و تفرقه هم داستان، و در اتحاد و يگانگي پراكندهاند، گويي آنان پيشواي قرآن بوده و قرآن پيشواي آنان نيست، پس، از قرآن جز نامي نزدشان باقي نميماند، و آنان جز خطي از قرآن نشناسند».[2] 5. گمراهي مردم حديث ثقلين كه از معتبرترين احاديث به شمار ميرود و شيعه و اهل سنّت به سندهاي مختلف آن را از زبان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل نمودهاند. از اين حديث استفاده ميشود پيوند با قرآن و اهل بيت موجب سعادت انسان در دنيا و آخرت خواهد شد. طبق اين حديث پيروي از قرآن و اهل بيت در رديف هم قرار دارد. بنابراين ادعاي پيروي از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ بدون تمسك به قرآن كريم چيزي جز گمراهي در پي نخواهد داشت. همان گونه كه قبلاً اشاره شد حضرت علي ـ عليه السّلام ـ پيروي از قرآن را عين هدايت و دوري از آن را ضلالت و گمراهي ميشمارد. 6. تسلط بيگانگان استعمارگران و سلطه طلبان غربي، همواره با تز جدايي دين از سياست كه همان جدايي قرآن از سياست است، تلاش كردهاند با حذف قرآن از صحنه زندگي مسلمانان، زمينه تسلط خود را بر جوامع اسلامي فراهم سازند. مرحوم امام خميني (ره) ميگويد: «از نخست وزير اسبق خبيث استعمارگر انگلستان نقل شده كه تا قرآن بين مسلمين است ما نميتوانيم در مقاصد خود پيشرفت كنيم. هدف اصلي دولتهاي استعمارگر محو قرآن و علماي اسلام است و براي وصول به اهداف استعماري خود هر چند نغمهاي را به وسيله عمال خبيث خود آغاز ميكنند».[3] ناپلئون بناپارت ـ امپراطور فرانسه ـ پس از تصرف برخي از كشورهاي اسلامي، هنگامي كه آياتي از قرآن را براي وي ترجمه كردند، گفت: آن چه من از اين كتاب استفاده كردم اين است كه اگر مسلمانان به دستورات جامع اين كتاب عمل نمايند روي ذلت و خواري را نخواهند ديد مگر اين كه ما در ميان آنها و قرآن جدايي بيفكنيم.[4] 7. مجازات الهي نافرماني و اعراض از قرآن، فراموشي و غفلت از حقايق و درسهاي آموزنده آن كه همگي از مصاديق بارز مهجوريت به شمار ميرود، انسان را چنان به بيراهه ميكشاند كه بارهاي سنگيني از انواع گناهان و انحرافات فكري و عقيدتي را بر دوش او ميگذارد. البته ممكن است در اين دنيا سنگيني اين بار را درك نكند؛ ولي در روز قيامت سنگيني اين گناه بزرگ را در حالي درك ميكند كه هيچ راه فراري جز رسيدن به سزاي عمل خويش ندارد. خداي متعال در سوره طه ميفرمايد: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدي فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقي وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمي قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمي وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسي»؛[5] هر گاه هدايت من به سراغ شما آيد، هر كس از هدايت من پيروي كند، نه گمراه ميشود، و نه در رنج خواهد بود! و هر كس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت و) تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور ميكنيم! ميگويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردي؟! من كه بينا بودم!»ميفرمايد: آن گونه كه آيات ما براي تو آمد، و تو آنها را فراموش كردي، امروز نيز تو فراموش خواهي شد!» يكي از مصاديق بارز و روشن هدايت و ذكر الهي قرآن كريم است؛ همان گونه كه برخي از مفسران مراد از «ذكر»را در جمله «و من اعرض عن ذكري»قرآن دانستهاند؛[6] ليكن گذشته از بيان مراد از «ذكر»و «هدايت»در آيه شريفه و گذشته از تفسير لفظي از آيات ياد شده، از قراين و دلايل بسيار واضح و روشن ديگر در مييابيم كه قرآن كريم بهترين و بالاترين مصداق «هدايت»و «ذكر»است.[7] در روايتي از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده است كه آن حضرت فرمود: «من قرأ القرآنَ و لم يعمل به، حشرهُ الله يوم القيامة اعمي»؛[8] هر كس قرآن بخواند ولي آن را به كار نبندد، خداوند او را روز قيامت نابينا محشور سازد. اميد است با پيروي از پيشوايان دين، به دستورات قرآن كريم عمل نماييم و زمينة ترويج فرهنگ قرآن را در جامعه فراهم سازيم تا مشمول شكايت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ از مهجور كنندگان قرآن واقع نشويم. [1] . همان، ص 222. [2] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خ 147. [3] . صحيفه نور، ج 1، ص 176. [4] . سيد مصطفي سيد علوي، قرآن در آيينه بزرگان، قزوين، چ اول، 1378، ص 115. [5] . طه، 123 ـ 126. [6] . طبرسي، مجمع البيان، ج 7، ص 34. [7] . صاحب علي محبي، قرآن از ديدگاه قرآن، ص 227. [8] . شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 317. |
| علي اكبر مؤمني |