پاسخ به:لطیفه هاو جوک ها
پنج شنبه 21 دی 1391 9:35 PM
غضنفر می ره جبهه. آرپی جی را می زاره پشت سر عراقیه. می گه اگه تکون بوخوری با لگد می زنمت.
غضنفر پرتقال مخره ميره خونه مي خواد پوستشو بكنه ميگه يا شانس توش موز باشه
مادر غضنفر: اينقدر قليون نكش سرطان ميگيري ميميري ايشالا!
غضنفر: نترس ننه قليون با مزه پرتقال ميكشم ويتامين سه داره!
از بنده خدا میپرسن قبله کدوم وره ؟
میگه : کجا رو بهت آدرس دادن ؟!
کاش میشد هر شب از خودمون 1 سی سی خون بگیریم بریزیم تو یه نعلبکی بذاریم کنار تخت!
که این پشه ها بشینن عین بچه آدم بخورن دست از سر ما بردارن
خواستم جونمو فدات کنم ، باخودم گفتم چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی !؟
تو شهر حیف نون اینا (!) کراوات مد شده... تا الان ?? نفر تلفات داشته!
غضنفر ازژاپن برمیگرده.بهش میگن اونجامشکل زبان نداشتی؟میگه:من نه ولی ژاپنی هاچرا !
آمارمطالعه در ایران:
کتاب خونها:۲۰ %
کتاب نخونها: ۵%
اونایی که ادا کتاب خونارو در میارن : ۷۵%
اونایی که اینو خوندن خودشونو تو۲۰% میبینن: ۱۰۰%
بهترین لحظه زمانیست که فکر میکنی فراموشت کردم امّا
ناگهان اس ام اسی میرسه که فکر میکنی منم اما بد میبینی ایرانسل بوده!
مهمترين استعدادي كه خدا در وجودم كذاشته استعداد چاقيه!
موقع عصبانیت ۱۰ثانیه صبر کنید
یه لیوان آب هم بخورین
حتما فحشهای بهتری یادتون میاد !
تابلو مغازه غضنفر:
مکانیکی برادران مرادی به غیر از یحیی
به حيف نون ميگن: خسته نباشي .ميگه : باشم مثلا" چه غلطي ميكني
معلم: 10 تا سيب داريم من 9 تاشو ميخورم، چند تا سيب ميمونه؟
بچه: همون يکی رو هم وردار بخور بدبخت سيب نخورده...
عشق یعنی حسین بن علی (ع)