پاسخ به:لطیفه های و جوک هی بدور از توهین
شنبه 7 مرداد 1391 4:34 PM
بچه ها بخدا نمیخوام از خودم تعریف كنمااا
اما باور كنین تو هر بانکی كه پا میذارم , درش خود به خود وا میشه واسم !!!
یه همچین آدم مهمی هستم من !!
بابام خیلی مرده . سر ناهار دستم خورد به بطری آب همش ریخت تو غذاش.
هر کی بود یه چک میخوابوند زیرگوش بچهش. ولی بابام نزد.
بشقابشو باهام عوض کرد!
یعنی از 100تا فیلم ترسناک هم بدتره ها
.
.
.
.
.
تا حالا شده بری کیسه زباله رو بندازی تو این سطلهای شهرداری؟!!!
بعد همون موقع یه گربه بپره بیرون
اینایی که با موبایل بهشون زنگ میزنی و یهو قطع میشه وسطش... بعد دوباره زنگ میزنی میبینی اشغاله، میفهمی اون داره تو رو میگیره...بعد یه کم صبر میکنی اون زنگ بزنه هیچ خبری نمیشه،
میفهمی اون زنگ زده دیده اشغاله فهمیده تو داری زنگ میزنی صبر کرده تو زنگ بزنی...
بعد تو دوباره زنگ میزنی میبینی اشغاله...
میفهمی صبرش تموم شده و تصمیم گرفته خودش زنگ بزنه....دوباره صبر میکنی و همین طوری این داستان ادامه داره....
خوب دانشمند میبینی که من زنگ زدم از اول! قطع شد صبر کن خودم میگیرم چرا رو اعصاب خودت و خودم رژه میری ؟؟