پاسخ به:اخبار دانشگاهی (91/05/04)
چهارشنبه 4 مرداد 1391 5:11 PM
خبرگزاری فارس: کشورهای غربی به ویژه آمریکا به خوبی میدانند که استحکام نظام سوریه به منزله افزایش اعتبار ایران است.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، حسین صفدری فعال دانشجویی در یادداشتی به تحلیل وضعیت کنونی سوریه پرداخت:
بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها و در عرصه بینالملل، سوریه به بهانهای برای زورآزماییهای سیاسی تبدیل شده است. اما معمای سوریه، گویی به این سادگیها حل شدنی نیست و دلیل آن هم دخالتهای بیجای کشورهای حریص غربی است که دائم خود را در توهم رهبری جهان میپندارند و ذرهای قائل به مردم سالاری و احترام به ملتها نیستند.
ورود کشورهای خارجی به بحران سوریه را در چند بعد میتوان بررسی کرد:
آمریکا و انگلیس و همپیمانان آنها، بارها به طور علنی دخالتهای خود را در سوریه اعلام کردهاند و گفتهاند که برای دولت سوریه مشروعیت قائل نبوده و درصدد تغییر مناسبات حاکم بر آن هستند، اما نکتهای که وجود دارد این است که این کشورها در سالهای متمادی و در تاریخ ننگین خود ثابت کردهاند که هیچگاه پا در عرصهای نمی گذارند که بدون سود از آن میدان بازگردند و دائما در حال چپاول و استثمار ملتها و سرزمینها هستند.
جالب اینجاست که سوریه از آنجا که منابع نفت و گاز آنچنانی ندارد، برخلاف بسیاری از کشورها، برای آمریکا و همپیمانانش از لحاظ سود اقتصادی، ترغیب کننده نیست. اما به راستی چه چیزی غربیها را تا این حد روی کشور سوریه متمرکز کرده است؟
در پاسخ به این سوال به 2 نکته باید توجه ویژه کرد: اول آنکه سوریه سالهای سال است که به عنوان یکی از خطوط اصلی مقاومت و ایستادگی در برابر اسراییل جلوه کرده است و حالا با ایجاد این ناآرامیها در سوریه، فرصت خوبی پیش آمده است تا غربیها این مهره اصلی را از میان بردارند و جایگاه فرزند نامشروع خود را در سرزمینهای اشغالی تثبیت کنند و از این طریق به توهم خود بخواهند بر این منطقه بیش از پیش سلطه پیدا کنند. پس در این مورد نقش اسراییل در بازی دادن غرب بسیار حائز اهمیت و پررنگ است.
دلیل دوم دخالت غربیها در سوریه را میتوان رقابت در میدان زورآزمایی ایجاد شده در سوریه و به نوعی تثبیت جایگاه خود در عرصه بینالملل و بازگرداندن آبروی رفته خود در عراق و افغانستان جستجو کرد.
امروز غربیها به خوبی میدانند که استحکام نظام سوریه به منزله افزایش اعتبار ایران و شکست در جبههای دیگر در برابر مثلث قدرت شرق، ایران چین و روسیه است.
اعلام سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران در مورد سوریه توسط مقام معظم رهبری در دیدار اردوغان خود نشانه ورود ایران به این زورآزمایی است و غربیها نیز به خوبی میدانند که تاکنون در این میدان شکست خوردهاند و انشاالله این روند در آینده به تثبیت جایگاه ایران در تاثیرگذاری بر مناسبات منطقه کمک فراوانی خواهد کرد.
نکتهای که نباید در این بین آن را فراموش کرد، این است که غرب تاکنون چندین بار از خواسته خود برای تغییر نظام حاکم بر سوریه سخن گفته است در حالی که ایران و قدرتهای متقابل غرب، اعلام کردهاند که از اصلاحات آغاز شده در سوریه و توسط دولت آن کشور حمایت میکنند و بر این نکته تاکید میکنند که هرگونه تغییر در سوریه باید از فیلتر آرای مردمی بگذرد و مردم سوریه، خود سرنوشت خود را تعیین کنند.
نکته قابل تامل دیگر، همنوا شدن برخی کشورهای منطقه ازجمله عربستان، با غربیها و معترضان سوری است. در این که عربستان و کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس، اصرار بیش از اندازه به بردگی و سرسپردگی به غرب دارند تردیدی نیست اما گویی از این نکته غافل ماندهاند که با این حرکت خود، در واقع آتش زیر خاکستر در کشورشان را به خانمان سوز کردنشان نزدیک کردهاند.
عربستان و سایر کشورهای عربی، در حالی از حقوق تروریستهای سوری دفاع میکنند که عملا خودشان تاکنون یک بار نیز، حق آزاد بودن در انتخاب سرنوشت را به مردمشان ندادهاند و عملا در حال سرعت بخشیدن به سرافکندگی و نابودی خودشان هستند.
اما آیا باید جنس اعتراضات در سوریه را مشابه با سایر کشورها مانند مصر و بحرین و لیبی و سایر ملتهای عدالتطلب دانست یا این که این اعتراضات با آنچه در انقلابهای منطقه دیدیم، متفاوت است؟
پاسخ این است که حقیقتا اعتراضات سوریه جنس دیگری دارد. جنسی با رنگ و لعاب به ظاهر مردمی و داخلی و با اصالت غربی و اغتشاشگرایانه.
گواه این مدعا را در چند مورد میتوان بررسی کرد. در جریان انقلابهای مردمی در بیداری اسلامی، هیچ یک از ملتهای معترض مورد حمایت دولتهای غربی قرار نگرفتند و میلیونها نفر با دست خالی و بدون سلاح پا به عرصه مبارزه با ظلم و استبداد گذاشتند و در این میان اکثریت ملت با آنان همنوا بودند و همگی یک هدف داشتند و آن تغییر نظام حاکم و جایگزینی یک حاکم مشروع بود.
اما در مورد سوریه، داستان به گونه دیگری است؛ در سوریه شاهدیم که اعتراضات همه گیر نیست، در همه شهرها رخ نمیدهد، هر جا اعتراضی شکل میگیرد در مقابل نیز هزاران نفر در دفاع از بشار اسد، موضع میگیرند و گردهمایی میکنند.
از طرفی معترضان در سوریه برخلاف سایر کشورهای پدید آورنده بیداری اسلامی، به صورت مسلح پا به میدان گذاشتهاند و در این بین پیبردن به این نکته که این گروهها توسط چه کسانی تسلیح شدهاند کار سختی نیست، مسلما توسط همان حامیان غربی و جالب این جاست که عملیاتهای مسلحانه نیز همانطور اجرا میشود که تروریستهای آموزش دیده اسراییلی در سایر کشورها انجام میدهند.
در جریان بمب گذاریهای اخیر در سوریه نیز این نکته به وضوح به چشم میآید که این بمبها در شهرهایی منفجر شدهاند که اتفاقا کمترین میزان اعتراض به حکومت را دارند و به نوعی به این وسیله سعی شده است تا با القای ناامنی، مردم را به جرگه مخالفان متصل کنند.
نقش ایران در این بین هر روز بیش از پیش اهمیت پیدا میکند و امید است که در اثنای اجلاس غیرمتعهدها در تهران، ایران نقش کلیدی و میانجی را برای بازگرداندن آرامش در سوریه ایفا کند.
انتهای پیام/