0

اعجازوتحدی قرآن

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اعجازوتحدی قرآن
سه شنبه 3 مرداد 1391  11:07 AM

تحدی و سیر آن در آیات قرآن3

 

مثلاً در اول سوره جن مي خوانيم:
(انّا سمعنا قرآناً عجباً)
ما قرآن عجيبي شنيديم.
پيداست كه آنها قسمتي از قرآن را شنيده بودند. اصولاً قرآن از ماده قراءت است و مي دانيم كه قراءت و تلاوت هم بركل قرآن صادق است وهم بر جزء آن، بنابراين، تحدّي به مثل قرآن،مفهومش تمام قرآن نيست و با ده سوره و حتي يك سوره نيز سازگار مي باشد.
از سوي ديگر سوره نيز در اصل به معني مجموعه و محدوده است وبرمجموعه اي از آيات نيزتطبيق مي كند هرچند يك سوره كامل به اصطلاح معمول نبوده باشد. به تعبير ديگر،سوره در دو معني استعمال مي شود: يكي به معني مجموعه آياتي كه هدف معيني را تعقيب مي كند و ديگري يك سوره كامل كه بين دو بسم اللّه باشد....
بنابراين فرق چنداني ميان قرآن، سوره و ده سوره از نظر مفهوم لغت باقي نمي ماند; يعني همه اينها به مجموعه اي از آيات قرآن اطلاق مي گردد. نتيجه اين كه، تحدّي قرآن به يك كلمه يا يك جمله نيست... بلكه تحدّي به مجموعه اي از آيات است كه هدف مهم را تعقيب مي كند.) [1]
ديدگاه اخير نيز نمي تواند مورد پذيرش قرار گيرد، زيرا:
اولاً، اطلاق قرآن بر جزء و كلّ آن، گرچه صحيح است و ريشه اين كلمه نيز، رواست از قراءت باشد كه برجزء و كل اطلاق مي شود، امّا اشتراك معنوي واژه قرآن را اثبات نمي كند. بلكه محتمل است (همان گونه كه از بيشتر موارد استعمال اين واژه به دست مي آيد) اين كلمه اسم علم براي مجموعه قرآن باشد واستعمال آن دربعض قرآن، به قرينه حاليه و مقاليه صورت پذيرد (استعمال مجازي با قرينه صارفه) بالاتر آن كه درآيه اول سوره جنّ اين احتمال نيز مي رود كه قرآن در مفهوم وصفي استعمال شده باشد، نه مفهوم اسمي.
ثانياً، اگر مطالب ياد شده درباره قرآن، ده سوره و يك سوره را بپذيريم، برابري مفهومي قرآن با سوره و ده سوره و مجموعه قرآن صحيح مي شود، امّا مسلماً بين ده سوره و يك سوره هيچ برابري مفهومي نيست وآنچه در تحدّي به ده سوره خواسته شده با تحدّي به يك سوره، متفاوت است.
ج. ديدگاههايي كه براساس تفاوت وجوه تحدّي بنا شده اند.
1. فخررازي از ابن عباس نقل مي كند: اين سوره ها (ده سوره) كه به آنها تحدّي صورت گرفته، معين است وآنها عبارتند از: بقره، آل عمران، نساء، مائده، اعراف، انفال، توبه، يونس وهود; وآيه شريفه: (فأتوا بعشر سور مثله) به سوره هاي ده گانه قبل از اين سوره اشاره دارد.[2]
اين كلام گرچه احتمالاً در مقام ردّ اشكال مورد بحث ما طرح نشده است، امّا به گونه اي متعلق اعجاز را عوض مي كند; چرا كه در سوره يونس مطلق سوره، مورد طلب واقع شده و در اين جا فقط ده سوره خاص.
اشكال اين نظر آن است كه اولاً، هرنوع تفاوت در متعلق اعجاز، ترتيب منطقي را به وجود نمي آورد، بلكه اين گفته، مسأله را دشوارتر كرده است و چگونه پس از طلب يك سوره نامشخص، ده سوره طولاني و مشخص در تحدّي ذكر شده است؟
اشكال ديگري كه فخررازي خود نيز اشاره كرده است، آن كه: تمامي ده سوره پيش از سوه هود در قرآنهاي مدوّن، مكّي نيستند، بلكه بعضي ازآنها پس از دوران مكه و پس ازآيه تحدّي در سوره هود، نازل شده اند.
2. رشيد رضا در تفسير المنار، به اين پرسش در مورد آيات تحدّي پرداخته است. وي، درهرسه موضعي كه به تفسير آيات تحدّي پرداخته (سوره بقره، يونس و هود) به بررسي اجمالي، متوسط و تفصيلي مراحل تحدّي پرداخته است. [3] كلام طولاني وي، از تشويش و اضطراب خالي نيست. كساني كه ديدگاه وي را نقل كرده اند، كمتر به نقل همه جوانب كلام وي پرداخته اند. ابتدا خلاصه اي از ديدگاه وي را با توضيح و تلخيص ارائه و پس ازآن، بخشي از سخنان وي را يادآور مي شويم:
وي، نخستين آيه اي را كه ما آورده ايم اصولاً آيه تحدّي نمي داند. آيه سوره طور را، كه چهارمين آيه از جهت نزول است، دربردارنده تحدّي به تمام قرآن مي داند و آيه سوره بقره را، تحدّي به يك سوره كه از شخصي چون پيامبر صادر شود ابراز مي كند.
درباره سوره يونس و جمله (فأتوا بسورة مثله) كه درديدگاه وي، نخستين آيه از آيات تحدّي است، نكته اي خاص بيان نكرده است. تفاوت عمده ديدگاه وي، در سوره هود و تعبير به (عشرسور) است. وي اعتقاد دارد كه اين (ده سوره) مطلق نيست، بلكه ده سوره داراي قصص و نازل شده پيش از سوره هود است. در حقيقت، آنچه دراين آيه تحدّي مورد نظراست با آيات ديگر تفاوت اساسي دارد. در اين آيه، پس از درخواست ده سوره، تعبير (مفتريات) وجود دارد، يعني شما ده سوره مانند قرآن را از جهت نظم واسلوب كه درآن مطلب واحدي به تعابير گوناگون ارائه شده است، بياوريد، گرچه از جهت محتوا، ساختگي وباطل باشد.
رشيد رضا مي نويسد:
(يكي از شبهات مكّيان در اعجاز، اين بود كه براي هر معنايي چند قالب لفظي امكان دارد كه تنها يكي ازآنها بهترين است. پس اگر كسي معنايي را درقالب لفظ بهترين ارائه كرد، ديگران از آوردن آن ناتوانند، امّا نه به خاطر عجز، بلكه بدان جهت كه الفاظ تاب ارائه يك معني را دردوقالب اعجاز و نيكو ندارند; از اين روي، قرآن دراين آيه، آنان را ازهماوردي با توجه به رعايت معاني قرآن معاف كرده است و تنها آنان را به اين نكته توجه داده كه شما هم چون قرآن كه معارف و اخلاق واحكام و قصص داراي يك مضمون را در قالبهاي شيرين و اعجازآميز متعددي بيان مي كند، به آوردن ده سوره كه از چنين ويژگي در تفنن عبارتهاي هم معني برخوردارباشد، اقدام كنيد كه خداوند باآنان مدارا كرده به سوره هاي ساختگي نيز رضايت داده است. در نتيجه مراحل چهارگانه تحدّي قرآن كريم چنين است:
1. درخواست آوردن سوره اي چون قرآن، از جهت دربردارندگي غيب و هماهنگي با واقع ورعايت بلاغت و فصاحت و....
2. درخواست آوردن ده سوره چون قرآن، از جهت رعايت بلاغت در اسلوبهاي متعدد با يك مفهوم و يك سخن.
3. درخواست آوردن مانند قرآن، از جهت دربردارندگي غيب و هماهنگي با واقع و رعايت بلاغت و فصاحت.
4. درخواست آوردن سوره اي از قرآن از سوي فردي امّي مانند پيامبراكرم - صلي الله عليه و آله - با ويژگيهاي تحدّي مرحله اول.
ازاين توجه به كلام رشيد رضا، نشانگر آن است كه اين تصوير از آيات تحدّي هيچ گونه نظم منطقي را برنمي تابد.
از اين روي، در بخشي از گفتار كه مجموعه نظريات خود را جمع بندي مي كند، اين گونه اظهار مي دارد:
(پس از درنگ در آيات تحدّي و تاريخ نزول سوره ها پي بردم آن گونه كه بيشتر مفسران پنداشته اند، ترتيب تاريخي (سيرنزولي طلب تحدّي) در رودررويي با مشركان در كار نبوده است ـ بلكه هرآيه به مناسبت سياقي كه درآن سوره بوده است، نازل گرديده است.) [4]
آن گاه خود به اجمال، به موارد تحدّي اشاره كرده و مي نويسد:
(سوره طور كه درآن آيه: (ام يقولون تقوّله بل لايؤمنون. فليأتوا بحديث مثله ان كانوا صادقين) وجود دارد، بعد از دو سوره يونس و هود نازل شده كه در سوره نخست تحدّي به يك سوره و در دوّمين سوره تحدّي به ده سوره شده است. سوره اسراء، گرچه قبل ازاين سوره نازل شده، ولي درآنها به ناتواني انسان و جن از آوردن مثل قرآن بسنده كرده است و تحدّي ندارد. آخرين آيه كه در تحدّي نازل شده (آيه سوره بقره) تحدّي در برابر ترديد كنندگان در وحي الهي (يهود) بوده ; چرا كه در سال دوّم هجري نازل شده است.
خلاصه آن كه، مشركان جز شبهه سحر نسبت به قرآن شبهه اي نداشتند (به جهت آشنايي به زبان) مگر اين كه قرآن از نزد پيامبر بوده و به خدا بسته است! قرآن، آنان را به آوردن همه قرآن و سوره اي مانند آن تحدّي كرد كه سوره اي بياورند با همه مزاياي آن چون نظم و اسلوب و علوم و تأثير هدايت و سلطه بر جانها; تنها شبهه اي كه براي آنان باقي ماند، اين بود كه پيامبر اظهار مي كرد قصص قرآني خبرغيبي است و آنان مي پنداشتند دروغ و اسطوره هاي پيشينيان است واين شبهه ويژه قصص قرآن بود... پس آنان را به آوردن ده سوره ساختگي تحدّي كرد.) [5]
اشكالات نظريه رشيد رضا
گرچه نظريه رشيدرضا درباره مفاد آيات تحدّي، نظريه اي پيچيده است ونظريه پرداز نيز دراثبات و ارائه قرائن فروگذار ننموده است. بااين همه نمي تواند مورد قبول قرار گيرد. جدا از آن كه ديدگاه او مورد پذيرش مفسران شيعي عصر حاضر قرار نگرفته، حتي مفسران سني مذهب نيز، ديدگاه وي را برنتابيده و او تاكنون همراهي نيافته است. به نظر مي رسد موارد زير در نقد ديدگاه او قابل ارائه است:
1. گرچه آيه 88 سوره اسراء از امرصريح در درخواست معارضه با قرآن خالي است، امّا مفاد كلي اين آيه خصوصاً به قرينه آيات قبل و بعد و شأن نزول نقل شده از سوي مفسران، چيزي جز تحدّي نيست. ازاين روي، حذف اين آيه از جمله آيات تحدّي (آن گونه كه رشيدرضا اظهار داشت) خطاست. آيه قبل ازاين آيه مي فرمايد: (و لئن شئنا لنذهبنّ بالذي أوحينا اليك...) كه به وحياني بودن قرآن و قدرت حدوثي و بقائي خداوند در اظهار و محو آن اشاره دارد. پس از اين آيه نيز، به درخواستهاي غيرمنطقي ستيزه گران براي حصول يقين وآوردن ايمان اشاره مي كند.
درمجموع روشن است كه مفاد آيه شريفه در برابر ادعاهاي باطل كافران ومقابله با آنان آمده است.
نكته ديگر آن كه برخي شأن نزول اين آيه را اين گونه نقل كرده اند:
(اين آيه هنگامي نازل شد كه كفار گفتند: اگر بخواهيم مثل قرآن را مي آوريم: (لو نشاء لقلنا مثل هذا) (انفال / 31) پس خداوند آنها را تكذيب كرد.) [6]


[1] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، 43/12 ـ 45.
[2] . فخر رازي، محمد بن عمر، التفسير الكبير، 156/17.
[3] . رشيد رضا، محمد، تفسير القرآن الحكيم (تفسير المنار)، (بيروت، دارالمعرفة)، 192/1 ـ 194، و369/11 ـ 371 و31/12 ـ 45.
[4] . همان، 44/12.
[5] . همان، 44/12 ـ 45.
[6] . بغوي شافعي، حسين بن مسعود (م: 516 هـ)، تفسير البغوي المسمي معالم التنزيل، (بيروت، دارالمعرفة)، 112/3.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها