پاسخ به:آشنائی با سوره ها و آیات
دوشنبه 26 تیر 1391 2:31 PM
تناسب معنایی آیات قرآن (1)
يكي ديگر از ويژگي هاي قرآن، وجود تناسب معنوي ميان آيات هر سوره است، گرچه يك جا نازل نگشته و به صورت پراكنده با فاصله هاي زياد يا كم نازل شده باشند. زيرا پراكندگي در نزول آيات كه به جهت مناسبت هاي گوناگون بوده ـ طبيعتاً ـ اقتضا مي كند ميان هر دسته آياتي كه به مناسبتي نازل گشته با دسته ديگر كه به مناسبت ديگري نازل گشته است، رابطه و تناسبي وجود نداشته باشد، و اين پراكندگي در نزول بايستي در چهره مجموع آيات هر سوره به خوبي هويدا باشد. درصورتي كه با دقتي كه دانشمندان ـ به ويژه در عصر اخير ـ در محتواي سر تا سر هر سوره انجام داده اند به اين نتيجه رسيده اند كه هر سوره هدف يا هدف هاي خاصي را دنبال مي كند كه جامع ميان آيات هر سوره است و امروزه به نام «وحدت موضوعي» در هر سوره خوانده مي شود، همين وحدت موضوعي است كه وحدت سياق سوره را تشكيل مي دهد و مساله اعجاز در همين نكته است كه پراكندگي در نزول، عدم تناسب را اقتضا مي كند، با آن كه تناسب و وحدت سياق در هر سوره به خوبي مشهود است و بر خلاف مقتضاي طبع پراكندگي در نزول مي باشد!
دانشمندان بر اين مدعا دلايلي دارند از جمله تفاوت در عدد و كميت آيات سوره ها است. اين تفاوت در عدد آيات هر سوره نمي تواند اتفاقي باشد، زيرا اتفاقي بودن يعني نسنجيده و عاري از حكمت و بدون سبب بودن است و صدور هر گونه عمل حساب نشده از فاعل حكيم ممتنع است. سوره هاي قرآن بيش تر به طور كامل نازل گشته، به ويژه سوره هاي كوتاه، سوره هاي ديگر كه آيات آن ها در طول مدت و پراكنده نازل گشته است، با نزول بسم الله الرحمن الرحيم آغاز مي گرديد، و هر آيه يا آياتي كه پس از آن نازل مي گشت، با دستور پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به دنبال آيات پيشين ثبت مي گرديد، تا بسم الله ديگري نازل گردد كه پايان سوره قبل و آغاز سوره بعد را اعلام نمايد. لذا مقدار عدد آيات هر سوره و ترتيبي كه ميان آيه هاي هر سوره وجود دارد، تماماً توقيفي است و با دست وحي و دستور پيامبر انجام گرفته است.
اكنون اين سؤال مطرح است كه اين اختلاف عدد در آيات سوره ها براي چيست؟ پاسخ درست همان است كه يادآور شديم: هر سوره هدفي را دنبال مي كند كه با پايان يافتن بيان هدف، سوره پايان مي يابد و اختلاف در عدد آيات هر سوره معلول همين علت است. اين اختلاف هرگز به صورت اتفاقي و بدون سبب معقول انجام نگرفته است و همين جهت است كه وحدت موضوعي يا وحدت سياق هر سوره را تشكيل مي دهد، يعني ميان آيات هر سوره يك رابطه معنوي و تناسب نزديك وجود دارد.
مفسرين متاخر به اين حقيقت پي برده اند و در پي آنند تا به اهداف ويژه هر سوره دست يابند و تا حدودي نيز پيش رفت كرده اند، از جمله، علامه طباطبايي و نيز سيد قطب كه در مقدمه تفسير هر سوره طبق برداشت خود، هدف آن را مختصراً توضيح مي دهد. يكي از شاگردان وي به نام «عبد الله محمود شحاته» كتابي به نام «اهداف كل سورة و مقاصدها» تاليف نموده و سعي بر آن داشته كه اهداف هر سوره را مشخص نمايد كه تا اندازه اي هم موفق گرديده است. او از سوره بقره شروع كرده و تا سوره جاثيه ادامه داده و مجموعاً در 45 سوره اين هدف را دنبال كرده است.
وي در مقدمه كتاب خود مي گويد: «پيشينيان به اين امر اهميت فراوان داده و مقاصد هر سوره در قرآن را تبيين كرده اند، از جمله فيروز آبادي (متوفاي 817) كتابي به نام «بصائر ذوي التمييز في لطائف الكتاب العزيز» تاليف نموده، كه مجلس اعلاي شؤون اسلامي در قاهره با تحقيقي كه استاد «محمد علي نجار» بر آن انجام داده آن را به چاپ رسانيد.
در آغاز قرن اخير شيخ محمد عبده صاحب تفسير المنار، همين نظريه را دنبال و مساله «الوحدة الموضوعية للسوره» را مطرح كرده و اصرار دارد كه فهم هدف هر سوره كمك شاياني است به مفسر تا به طور دقيق به مقاصد سوره پي ببرد و به معاني آيه آيه هاي هر سوره نزديك شود. شاگرد وي سيد رشيد رضا در تفسيرالمنار، اين نظر استاد را به خوبي توضيح داده است. ديگر مفسران عصر حاضر از همين روش الهام گرفته اند، مانند استاد مصطفي مراغي. استاد محمود شلتوت تفسيري دارد كه 10 جزء قرآن را فرا گرفته و همت گماشته تا اهداف هرسوره و اغراض و مقاصد آن ها را بيان نمايد.
استاد شحاته مي گويد: مرحوم استاد سيد قطب در اين راستا سعي فراوان مبذول داشته و نظري نافذ در اين راه به خرج داده كه احاطه كامل خود را در فهم اهداف سوره ها نشان داده است، و نيز استاد ديگرش دكتر محمد عبدالله دراز در دانشگاه پيش از تفسير هر سوره در اين باره تاكيد داشته و اين ذهنيت را كه قرآن مجموعه اي از گفته ها و انديشه هاي پراكنده است، به شدت رد مي نمود و مي گفت:
با دقتي كه دانشمندان اسلامي امروزه انجام داده اند، به خوبي روشن گرديده كه هر سوره داراي تنظيم خاص و از نظم و ترتيب ويژه اي برخوردار است، كه با يك مقدمه شيوا شروع مي گردد، سپس به مقاصد عاليه خود مي پردازد و با يك جمع بندي كوتاه خاتمه مي يابد.[1]
لذا استاد محمد عبدالله دراز مي گويد: «از همين جا نتيجه مي گيريم كه قرآن با آن كه به مقتضاي مناسبت هاي خاص و در زمان هاي متفاوت نازل گرديده، در عين حال وحدت منطقي و ادبي خود را حفظ كرده و اين بزرگترين شاهد بر اعجاز قرآن است».[2]
استاد محمد محمد مدني ـ رياست دانشكده الهيات در ازهر ـ نيز بر اين مساله تاكيد دارد و دقت در فهم مقاصد هر سوره را بهترين راه براي فهم معاني آيات دانسته است. او مي گويد: «تا منظر عام سوره را با ديد باز ننگري، هرگز نتواني به درك جزئيات ترسيم شده در پهناي سوره دست يابي». اين مطلب با ارزش را درمقدمه تفسير سوره نساء بيان داشته و آن را با نام «المجتمع الاسلامي كما تنظمه سورة النساء، جامعه اسلامي آن گونه كه سوره نساء ترسيم كرده» ياد كرده است.[3]
دكتر محمد محمود حجازي در اين زمينه كتابي دارد به نام «الوحدة الموضوعية في القرآن الكريم» كه به سال 1390 هـ و 1970 م به چاپ رسيده و به تفصيل سخن گفته است.
خلاصه، متاخرين در اين باره تاكيد دارند كه هر سوره داراي يك جامعيت واحدي است كه در انسجام و به هم پيوستگي آيات نقش دارد و اولين وظيفه مفسر، پيش از ورود به تفسير آيات، به دست آوردن آن وحدت جامع حاكم بر سوره است تا به خوبي بتواند به مقاصد سوره دست يابد.
به علاوه، علماي بلاغت از دير زمان، «حسن مطلع» و «حسن ختام» در هر سوره را از جمله محسنات بديعي قرآن دانسته اند، بدين ترتيب كه هر سوره با مقدمه اي ظريف آغاز مي گردد و با خاتمه اي لطيف پايان مي يابد. گويند: ضرورت بلاغت اقتضا مي كند كه سخنور سخن خود را با ظرافت تمام به گونه اي آغاز كند كه هم آمادگي در شنونده ايجاد كند و هم اشارتي باشد به آن چه مقصود اصلي كلام است.
اين نحو شروع در سخن با نام «براعت استهلال» خوانده مي شود، يعني ورزيدگي و هنرمندي در جلب نظر شنونده در آغاز سخن. ابن معصوم ـ اديب تواناي معروف گويد: «و قد اتت جميع فواتح السور من القرآن المجيد علي احسن الوجوه و ابلغهاو اكملها،[4] تمامي آغاز سوره هاي قرآن به بهترين وجهي اين نكته بنيادين بلاغت رارعايت كرده است». ابن اثير نيز در اين باره، ابتداي سوره هاي قرآني را به عنوان بهترين شاهد مثال ياد مي كند.[5]
درباره «حسن ختام» ابن ابي الاصبع گويد: «لازم است كه متكلم سخن خود را با لطافت كامل پايان بخشد، زيرا اين آخرين جملاتي است كه اثر آن در ذهن شنونده باقي مي ماند. لذا بايد سعي كند تا با شيواترين و پخته ترين عبارت ها، سخن خود را خاتمه دهد». آن گاه به تفصيل، به تك تك سوره ها پرداخته و شيوايي خاتمه هر يك را از ديدگاه «علم بديع» روشن مي سازد.[6] علماي بلاغت اتفاق نظر دارند، كه خاتمه سوره ها هم چون افتتاح آن ها، در نهايت لطافت و ظرافت انجام يافته است. ابن معصوم گويد: «خواتيم السور كفواتحها واردة علي احسن وجوه البلاغة و اكملها مما يناسب الاختتام». آن گاه خاتمه برخي سوره ها را بر مي شمرد و حسن آن را ارائه مي دهد، سپس مي گويد: «و تامل سائر خواتيم السور تجدها كذلك في غاية الجودة و نهاية اللطافة».[7]
جلال الدين سيوطي در زمينه حسن افتتاح و حسن ختام سوره ها ـ در كتاب بزرگ قدرش «معترك الاقران » ـ به درازا سخن گفته و از استادان سخندان، گوهرهاي تابناكي در اين باره ارائه داده است.[8] در جلد 5 كتاب «التمهيد» فشرده مطالب يادشده را با ذكر شواهد و مثال آورده ايم.[9]
اكنون اين پرسش پيش مي آيد: آيا مي شود، كلامي با مقدمه اي شيوا و خاتمه اي زيبا، مقصودي بس والا در ميان نداشته باشد؟ اين همان نكته اي است كه متاخرين بدان پي برده اند. استاد بزرگوار علامه طباطبايي بر اين نكته اصرار دارد كه هر سوره صرفاً مجموعه اي از آيات پراكنده و بدون جامع واحدي نمي باشد، بلكه يك وحدت فراگير بر هر سوره حاكم است كه پيوستگي آيات را مي رساند. مساله «وحدت موضوعي» يا «وحدت سياق» در هر سوره ـ كه از قرائن كلاميه به شمار مي رود ـ از همين جا نشات گرفته است. علامه مي فرمايد: «ان لكل طائفة من هذه الطوائف من كلامه تعالي ـ التي فصلها قطعا قطعا و سمي كل قطعة سورة ـ نوعا من وحدة التاليف و الالتئام لا يوجد بين ابعاض من سورة، و لا بين سورة و سورة.
[1] . شحاته، اهداف كل سورة، ص 5 ـ 4.
[2] . استاد دراز، المدخل الي دراسة القرآن الكريم، مقدمه. (همان ص 6 ـ 5).
[3] . مدني، المجتمع الاسلامي، ص 7 ـ 5.
[4] . ابن معصوم، انوار الربيع، ج 1، ص 34.
[5] . ابن اثير، المثل السائر، ج 3، ص 98.
[6] . ابن ابي الاصبع، بديع القرآن، ص 343 و ص 353 ـ 346.
[7] . انوار الربيع، ج 6، ص 325.
[8] . ر. ك: جلال الدين سيوطي، معترك الاقران، ج 1، ص 79 ـ 75 و نيز كتاب «الاتقان»، ج 3، ص 319 ـ 316. البرهان زركشي، ج 1، 181 164.
[9] . التمهيد، ج 5، ص 304 ـ 290.