پاسخ به:ادامه داستانو تو بگو ؟؟؟
شنبه 24 تیر 1391 11:51 PM
تالار روابط عمومی! آخه مسئول ارشد انجمن های سایت راسخون گفته بودند که بیاید و حاضری بزنید (جز قوانین است)!!. احوالی پرسیدم و از اینترنت خارج شدم. انگار درد پام کمتر شده بود. چون سرم را با راسخون گرم می کردم، متوجه گذشت زمان نبودم.
به مرور تونستم بدون عصا راه برم. جلسات فیزیوتراپی را کامل پشت سر گذاشته بودم. به پایان تعطیلات زمانی باقی نمانده بود...
گفتم هر جور شده باید از این چند روز تعطیلی حسابی استفاده کنم که خستگی این مدت حسابی از تنم به در شود. تصمیم گرفتیم با مدیرای سایت راسخون بریم جاده چالوس کباب بخوریم که ...
(( خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من ... ور نه این دنیا که دیدیم خندیدن نداشت ))