پاسخ به:اوصاف و ویژگیهای قرآن
سه شنبه 13 تیر 1391 9:19 AM
ویژگیهای قرآن (2)
شب ديگر همين كار را تكرار كردند و صبح روز بعد هنگامي كه يكديگر را مشاهده كردند همان سخنان وهمان سرزنشها و قرار داد عدم تكرار چنين كار را مطرح كردند و به خانههاي خود رفتند. اتّفاقاً شب سوّم نيز همين مسأله تكرار شد و روز بعد هنگامي كه يكديگر را ملاقات كردند بعضي از آنها گفتند ما از اين جا نميرويم تا عهد و پيمان ببنديم تا براي هميشه اين كار را ترك كنيم، سرانجام پيمان بستند و متفرق شدند. آري جاذبه قرآن آن قدر زياد بود كه حتّي دشمنان سرسخت اسلام در مقابل آن زانو ميزدند.[1]
7. فصاحت و بلاغت قرآن
اكثر دانشمندان ادبيات عرب، معتقدند كه فصاحت، صنعتي است مربوط به الفاظ و بلاغت هنري كه مربوط به معاني است و مركز فصاحت دهان و دندان و زبان ميباشد؛ ولي مركز بلاغت، عقل و نفس است.
قرآن از جهت فصاحت و تنظيم الفاظ، به حدّي اعجاز آميز است كه شبلي شمّيل در ضمن قصيدة مفصّلي كه در عظمت فصاحت و بلاغت و حقايق قرن سروده است ميگويد:
«ربُّ الْفَصاحَةِ مُصْطَفَي الْكَلِماتِ»
يعني «قرآن؛ خداي فصاحت و برگزيدهترين كلمات است».
علّامه سيد هبة الدين شهرستاني در كتاب تنزيه التنزيل از علّامه شريف مدني در كتاب انوار الربيع نقل ميكند: تنها براي آية 44 سوره هود «يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ» تا آخر آيه، سي نوع از صنايع علم بديع وجود دارد و اين اعجاز فصاحت قرآن را ثابت ميكند. همين دانشمند در كتاب سبع المثاني تنها براي سورة حمد، هفتاد مزيّت از اسرار بلاغت را بيان كرده است.
مرحوم شيخ طبرسي در كتاب جوامع الجامع تنها براي سورة كوثر شانزده نكته بديعي را يادآور شده كه براي بشر عادي محال است بتواند در سورهاي با اين همه اختصار اين همه وجوه بلاغت را بگنجاند.
8. اظهار عجز در برابر بلاغت و فصاحت قرآن
هشام بن حكم ميگويد: چهار نفر از مشاهير وفلاسفه مادي به نام عبدالكريم ابن ابي العوجاء و ابوشاكر عبدالْمِلك ديصاني و عبدالله ابن مقفع و عبد الملك بصري در مكه و در كنار خانة خدا اجتماع كرده و در خصوص مسألة حج، پيغمبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ، و تمسك مسلمانان به شعائر ديني و فشارهايي كه مسلمانان به بركت ايمان برخود هموار ميكنند؛ فكر ميكردند. تا بالاخره نظر آنها بر اين شد كه در مقامِ معارضه با قرآن ـ كه اساس اين دين است ـ برآيند، و هر يك از آن چهار نفر متعهد شوند كه يك قسمت از چهار قسمت قرآن را بياورند. آنها با خود ميگفتند: وقتي كه اساس يعني قرآن از بين رفت، تمام قوانين دين اسلام موهون و سست خواهد گشت.
پس از آن، از يكديگر جدا شدند وبا هم قرار گذاشتند در سال آينده و در همين ايّام گرد هم آيند و از كردههاي خود يكديگر را مطلع سازند و چون سال بعد، موسم حج اجتماع كردند و تعهد خود را از هم خواستند، ابن ابي العوجاء معذرت خواست و گفت: چون من به آية
«لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا»[2]
«اگر در آسمان و زمين معبودان ديگري غير از خداي واحد بوده باشد! امور آنها دچار تباهي خواهد گشت».
برخورد نمودم بلاغت و عظمت علمي آن به قدري مرا به دهشت انداخت كه از تعرّض به آيات ديگر منصرف شدم.
ديصاني نيز عذر خواست و گفت: آيه
«يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ»[3]
«اي مردم مشرك و كافر به اين مثل گوش كنيد (تا حقيقت حال خود را بدانيد) آن بتهاي جمادي كه غير از خدامعبود خود ميدانيد و آنها را ميخوانيد اگر اجتماع كنند بر خلقت مگسي! قادر نيستند واگر مگسي (ناتوان) چيزي از آنها بگيرد قدرت بازگرفتن آن چيز را از مگس ندارند طالب ومطلوب (يعني عابد و معبود) هر دو ناچيز و ناتوانند».
مرا متحيّر ساخته و از كاري كه در نظر داشتم منصرف كرد.
عبدالملك گفت: بلاغت و فصاحت اين آيه: «فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا»[4] «و چون برادران (يوسف) از پذيرفتن خواهش خود مأيوس شدند با خود خلوت كردند»، مرا مدهوش كرد و از تعقيب هدف منصرف گرديدم.
ابن مقفّع گفت: تنها اين آيه: «وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ...»[5] مرا از انديشه دربارة ساير آيات قرآن بازداشت.
هشام بن حكم ميگويد: در اين موقع امام صادق ـ عليه السّلام ـ ازكنار آنها ميگذشت و گويي ميدانست آنها به چه امري مشغولند و برچه ميانديشند؛ اين آيه را تلاوت فرمود:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلي أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً»[6]
«بگو اگر جن و انس جمع و بخواهند كتابي مثل قرآن بياورند نميتوانند اگر چه يكديگر را ياري دهند.»
9. اختصار در قرآن كريم
قرآن كريم در مقايسه با ساير نوشتهها، آن چنان ايجاز[7] و اختصار را با مهارت و استادي رعايت كرده است كه با آشنايي كمي به زبان و ادبيات عرب؛ ميتوان آن را فهميد و ايجاز مفيد براي بيان مسائل مختلف و متنوع كار سادهاي نيست بلكه بينظير است. در قرآنِ كريم آيات و جملاتي كوتاه و پرمحتوا ميبينيم كه مانند آنها را در ساير گفتهها و نوشتهها نميبينيم.[8]
در اين جا به ذكر بعضي از آيات و جملاتي كه مسألة ايجاز و اختصار را مورد عنايت قرار داده است ميپردازيم.
10. نمونههايي از آيات مختصر قرآن كريم
الف:
«يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»[9]
«اي فرزندان آدم، خود را براي حضور در مساجد به زينتهاي متداول آراسته سازيد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نورزيد كه خداي تعالي اسراف كنندگان را دوست ندارد.»
اين آيه كه اساس جملهبندي آن را يك خطاب عمومي و سه امر اباحهاي ويا ترغيبي و يك نهي الزامي و يك جمله خبري تشكيل ميدهد، در قسمت اوّل مردم را به آراستگي و نظافت ومراعات بهداشت در مجامع عمومي، مانندِ مساجد و محلهاي نيايش و عبادت و جلسات طبيعي و غير طبيعي را كه حفظ حيات مادي و سلامت بدن را تأمين ميكند در طي دو امر و يك نهي (بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد) گوشزد ميفرمايد و در جمله اخير با اشاره به حكم نهي، مردم را به اخلاق اسلامي، يعني اعتدال در خوردن و آشاميدن آشنا ميسازد.
ب:
« إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَلاَّ تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ »[10]
«اين نامه سليمان است و آن چنين است، به نام خداي بخشندة مهربان، بر من برتري نورزيد و با تسليم شدن به طرف من آييد.»
قرآن كريم در اين دو آيه كه به اختصار گفتههاي ملكة سبا را نقل ميكند، با آوردن دو جملة خبري و دو جملة انشايي، هنر اختصار مفيد را به حدّ كمال رسانيده است، ودر ضمن اين جملات، نويسندة نامه، عنوان نامه، آيين و جهانبيني نويسنده، معبود نويسنده، هدف از نامه، شيوة نامهنگاري و غير اينها را تفهيم نموده است.
11. گزيدههايي از كلمات قصار قرآن
همان طوري كه درقرآن آيات، مختصر دارد، جملات مختصر و كلمات قصار بسياري نيز دارد كه جداي از ابعاد محتوايي آن، پر از نكات ادبي است كه بيان اسرار و نكات ادبي و محتوايي آن تأليف كتاب جداگانهاي را ميطلبد، اينك به ذكر بعضي از آن جملات و كلمات قصار ميپردازيم.
«أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ»[11]
«آيا مردم را به خير و نيكي امر ميكنيد و خود را فراموش ميكنيد؟!!».
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»[12] «مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم».
«عَسي أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسي أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ...»[13]
«چه بسا چيزي كه شما آن را نميپسنديد آن براي شما خير باشد و چه بسا چيزي كه شما آن را دوست داريد و آن چيز براي شما بد باشد».
«... أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ...»[14]
«به پيمان من وفا كنيد تا به پيمان شما وفا كنم».
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ...»[15]
«اگر خدا را كمك كنيد، خدا شما را كمك خواهد كرد».
«وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ»[16]
«در بهشت آن چه را كه دلها بخواهد و چشمها لذت برد وجود دارد».
«...يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبي قُلُوبُهُمْ...»[17]
«مشركان، شما را با زبان خود خشنود ميسازند؛ ولي در دل عقيدهاي ندارند».
«إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»[18]
«همانا نماز انسان را از فحشاء و منكرات دور ميكند».
«... ما عَلَي الُْمحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ...»[19]
«بر نيكوكاران راه (مؤاخذه و تاواني) نيست.»
12. هنر الفاظ در قرآن
يكي از ويژگيهاي قرآن بُعد هنري الفاظ است كه در اين جا به چند نمونه از آنها اشاره ميشود:
1. همة آياتِ سورة «مجادله» اسم جلاله دارد و در مقابل اين سوره وسورههاي القمر، الرحمن و الواقعه جز در «بسمله» اسم جلاله درهيچ آيهاي از آيات اين سُوَر به كار نرفته است.
[1] . پيام قرآن، آيت الله مكارم، ج 8، 89.
[2] . انبيا، آية 22.
[3] . حج، آية 73.
[4] . يوسف، آية 80.
[5] . هود، آية 44، كتاب پژوهشي در شيوههاي اعجاز قرآن، حسن عرفان، ص 54، بيست نكتة ادبي در زمينهي آيه فوق مطرح نموده است.
[6] . اسراء، آية 88.
[7] . علما ادب و بلاغت دربارة ايجاز چنين ميگويند: اداء معاني زياد با الفاظ كم و گويا.
[8] . پيام قرآن، آيت الله مكارم شيرازي، ج 8، ص 122.
[9] . اعراف، آية 31.
[10] . نمل، آيات 30 و 31.
[11] . بقره، آية 44.
[12] . بقره، آية 152.
[13] . بقره، آية 216.
[14] . بقره، آية 40.
[15] . محمد، آية 7.
[16] . زخرف، آية 71.
[17] . توبه، آية 8.
[18] . عنكبوت، آية 45.
[19] . توبه، آية 91.