از مقایسه مفهوم دو واژهی «حجاب» و «عفاف» معلوم می شود که هر دو در اصل معنای "منع و جدایی" مشترکاند.
با این تفاوت که منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و برخاسته از درون است؛
البته با توجه به تأثیر متقابل ظاهر و باطن بر یکدیگر، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و حیای باطنی ارتباط وجوددارد؛
به این مفهوم که هر چه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، در تقویت و پرورش عفت، تأثیر بیشتری دارد؛
و هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد، حجاب و پوشش ظاهری هم بیشتر و بهتر خواهد بود.
از مجموع تعالیم دینی و اخلاقی چنین فهمیده می شود که مبنای حجاب (پوشش) ظاهری همان عفت و حیای درونی است
و به همین دلیل عفاف ریشه و اساس حجاب است.

