0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
a_sadri
a_sadri
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2189
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
چهارشنبه 30 اسفند 1391  2:54 AM


نقل قول salamat595

خدای من خدای مهربان خدای خوب 

در این یک روز و یک ساعتی که مونده به سال تحویل یک چیز ازت میخوام 

میخوام تا موقعی که پاهام جونی داره برای راه رفتن و چشمام نوری داره برای دیدن و دستام قدرتی برای کار کردن و ذهنم توانی برای فکر کردن تا موقعی که خودم میتونم کارهای خودمو انجام بدم و محتاج بقیه نیستم آبروی من حفظ باشه و بمیرم ، بمیرم تا با من اینگونه رفتار نکنن بمیرم قبل ازینکه  حس تنهایی و بیکسی رو با بند بند وجودم حس کنم بمیرم تا حسرت به دل نباشم خدا جون خدای مهربان به خودت قسم من راضیم ، من راضیم که بمیرم ولی روزی رو نبینم که هیچکس حوصله منو نداشته باشه و بخواد واسه اینکه منو از سرش وا کنه بفرسته خونه سالمندان کاش تا موقعی که سالم هستم بمیرم تا نرم بیمارستان و باعث عذاب بقیه نشم ، حتی فکر اینکه پیر بشم و روزی برسه که بچه های من دوره هم جمع میشن و واسه نگهداشتن من دعوا دارن یا واسه فرستادن من به خونه سالمندان تصمیم میگیرن عذابم میده ، خودت میدونی من از چیزی یا کسی نترسیدم جز خودت ، خودت میدونی سختی هایی رو تحمل کردم که الان با یادآوری اونا خودم تعجب میکنم و با مرور خاطرات گذشته نشد که اشکم در نیاد خودت میدونی که نه از خانه سالمندان میترسم و نه از مردن و نه از بیمارستان ، ولی تحملم دیگه ته کشیده نخواه طعنه ها و بیکسی ها و تنهایی رو تحمل کنم خدای من ازت میخوام منو زودتر از عزیزانم ببری تا غم از دست دادن عزیزانم را نبینم 

آمین


حرف دله خیلی هارو زدین ... از جمله خودم ...


تشکرات از این پست
s4d3gh tahmores qolameali
دسترسی سریع به انجمن ها