پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
سه شنبه 17 مرداد 1391 1:16 AM
سلام بر دوستان راسخونی
شبی دگر آمد و قسمتی دگر از دعای پر فضیلت کمیل که با یکدیگر زمزمه کنیم. سلامتی تمامی شما دوستان را از خداوند مهربان خواستارم.
اَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهيبُها وَاَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَرى مَكانَهُ، اَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ
يا چگونه شعله آتش او را بسوزاند با اين كه تو صدايش را بشنوى و جايش را ببينى يا چگونه شراره هاى آتش او را
زَفيرُها وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ،اَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ اَطْباقِها وَاَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ،
در بر گيرد با اين كه تو ناتوانيش دانى يا چگونه در ميان طبقات آتش دست و پا زند با اين كه تو راستگوييش را دانى
اَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِيَتُها، وَهُوَ يُناديكَ يا رَبَّهُ، اَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فى
يا چگونه موكلان دوزخ او را برانند با اين كه تو را به پروردگارى بخواند يا چگونه ممكن است كه اميد فضل تو را در
عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُكُهُ فيها، هَيْهاتَ ما ذلِكَ الظَّنُ بِكَ، وَلاَالْمَعْرُوفُ مِنْ
آزادى خويش داشته باشد ولى تو او را به حال خود واگذارى چه بسيار از تو دور است و چنين گمانى به تو نيست و فضل تو اين سان معروف نيست
فَضْلِكَ، وَلا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدينَ مِنْ بِرِّكَ وَاِحْسانِكَ،فَبِالْيَقينِ
و نه شباهت با رفتار تو نسبت به يگانه پرستان دارد با آن نيكى و احسانت كه نسبت بدانها دارى و من بطور قطع مى دانم
اَقْطَعُ لَوْلا ما حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذيبِ جاحِديكَ، وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ
كه اگر فرمان تو در معذب ساختن منكرانت صادر نشده بود و حكم تو به هميشه ماندن در عذاب براى دشمنانت در كار نبود
مُعانِديكَ، لَجَعَلْتَ النّارَ كُلَّها بَرْداً وَسَلاماً، وَما كانَ لاَِحَد فيها مَقَرّاً وَلا
حتماً آتش دوزخ را هر چه بود به تمامى سرد و سالم مى كردى و هيچ كس در آن منزل و مأوا نداشت
مُقاماً، لكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُكَ، اَقْسَمْتَ اَنْ تَمْلاََها مِنَ الْكافِرينَ، مِنَ
ولى تو اى خدايى كه تمام نامهايت مقدّس است سوگند ياد كرده اى كه دوزخ را از كافران از
الْجِنَّةِ وَالنّاسِ اَجْمَعينَ، وَاَنْ تُخَلِّدَ فيهَا الْمُعانِدينَ، وَاَنْتَ جَلَّ ثَناؤُكَ
پريان و آدميان پر كنى و دشمنانت را براى هميشه در آن جا دهى و تو كه ثنايت برجسته است
قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالاِْنْعامِ مُتَكَرِّماً، اَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً
در ابتدا فرمودى و به اين انعام از روى بزرگوارى تفضل كردى (كه فرمودى) «آيا كسى كه مؤمن است مانند كسى است كه فاسق است؟
لا يَسْتَوُونَ
نه يكسان نيستند»
گر نگه دار من آن است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد