پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
شنبه 14 مرداد 1391 3:11 AM
سلام بر دوستان گرامی
به امید خدا می خواهیم امشب هم ادامه دعای کمیل را باهم زمزمه کنیم. امید است خداوند کریم در این ماه مبارک ، همه ی ما را مورد مغفرت و آمرزش خویش قرار بدهد.
وَلَيْتَ شِعْرى يا سَيِّدى وَاِلـهى وَمَوْلاىَ، اَتُسَلِّطُ
و كاش مى دانستم اى آقا و معبود و مولايم آيا چيره مى كنى
النّارَ عَلى وُجُوه خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً، وَ عَلى اَلْسُن نَطَقَتْ بِتَوْحيدِكَ
آتش دوزخ را بر چهره هايى كه در برابر عظمتت به سجده افتاده و بر زبان هايى كه صادقانه به يگانگيت
صادِقَةً،وَبِشُكْرِكَ مادِحَةً، وَعَلى قُلُوب اعْتَرَفَتْ بِاِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً، وَعَلى
گويا شده و سپاسگزارانه به شكرت باز شده و بر دلهايى كه از روى يقين به خداييت اعتراف كرده اند و بر نهادهايى
ضَمآئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً، وَعَلى جَوارِحَ سَعَتْ
كه علم و معرفتت آنها را فرا گرفته تا به جايى كه در برابرت خاشع گشته و بر اعضا و جوارحى كه مشتاقانه
اِلى اَوْطانِ تَعَبُّدِكَ طآئِعَةً، وَاَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً، ما هكَذَا الظَّنُّ
به پرستشگاه هايت شتافته و با حال اقرار به گناه جوياى آمرزش تو هستند چنين گمانى به تو نيست
بِكَ، وَلا اُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ، يا كَريمُ يا رَبِّ، وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ
و از فضل تو چنين خبرى به مانرسيده اى خداى كريم اى پروردگار من و تو ناتوانى
قَليل مِنْ بَلاءِ الدُّنْيا وَ عُقُوباتِها، وَما يَجْرى فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اَهْلِها،
مرا در مقابل اندكى از بلاى دنيا و كيفرهاى ناچيز آن و ناملايماتى كه معمولاً بر اهل آن مى رسد مى دانى
عَلى اَنَّ ذلِكَ بَلاءٌ وَمَكْرُوهٌ، قَليلٌ مَكْثُهُ، يَسيرٌ بَقآئُهُ، قَصيرٌ مُدَّتُهُ، فَكَيْفَ
در صورتى كه اين بلا و ناراحتى دوامش كم است و دورانش اندك و مدتش كوتاه است پس چگونه
احْتِمالى لِبَلاءِ الاْخِرَةِ، وَجَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها، وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ
تاب تحمل بلاى آخرت و آن ناملايمات بزرگ را در آن جا دارم در صورتى كه آن بلامدتش طولانى
مُدَّتُهُ، وَيَدُومُ مَقامُهُ، وَلا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ، لاَِنَّهُ لا يَكُونُ اِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ
و دوامش هميشگى است و تخفيفى براى مبتلايان به آن نيست زيرا آن بلا از خشم
وَاْنتِقامِكَ وَسَخَطِكَ، وَهذا ما لاتَقُومُ لَهُ السَّمـواتُ وَالاَْرْضُ، يا سَيِّدِى
و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته و آن هم چيزى است كه آسمانها و زمين تاب تحمل آن را ندارند اى آقاى من
فَكَيْفَ لى وَاَنـَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليـلُ الْحَقيـرُ الْمِسْكيـنُ الْمُسْتَكينُ،
تا چه رسد به من بنده ناتوان خوار ناچيز مستمند بيچاره!
گر نگه دار من آن است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد