0

وصیت نامه شهدا

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:وصیت نامه شهدا
سه شنبه 2 خرداد 1391  3:48 PM

 

 
استان خراسان رضوی > شهرستان مشهدمقدس 

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم «طلبة شهید: محمد علی آقالار» فرازی از وصیت نامه طلبه شهید و پاسدار رشید اسلام محمد علی آقا لار. الحمدلله رب العالمین و اشهد ان لا اله الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله و ان علیاً ولی الله و وصی رسوله با سلام به منجی عالم بشریت و حبل الله المتین (روحی له الفدا) و نایب بر حق آن حضرت، امام امت و درود به همه شهیدان راه خدا. آن چه که ملاحظه میکنید نه به عنوان وصیتنامه، بلکه مسائل و حقایقی که این جانب در طول مدت 20 سال زندگ به آن رسیدهام و امیدوارم که شما کاری را که من کرده ام انجام ندهیدو از من و امثال من عبرت گرفته و در راه خدا و در جهت رضای او قدم بردارید. من قسمت اعظم عمر خود را در جهالت و غفلت به سر بردهام و متاسفانه نتوانستم آن چنان که باید در مدتی که در جو روح پرور و انسانساز انقلاب قرار گرفته بودم، در جهت رشدو تعالی قدمی بردارم و با کمالات انسانی و اسلامی آشنا گردم، ولی به این نتیجه رسیدهام که زندگی منهای خدا و عشق به ذات لایتناهی و تهجد و کوشش جهت لقای او معنا ندارد و این عشق به اوست که انسان را امید زنده بودن داده و او را از پوچی و عبثی باز می دارد و عاشقانه زیستن را می آموزد. خدایا! چگونه عذر تقصیر به درگاهت آورم در حالی که خود میدانم و به گناه و غفلت خویش اعتراف دارم و در مقابل عظمت صبرت شرمسار و سر افکنده هستم. چه نعماتی که ارزانی داشتی و من کفران کردم و چه گناهانی که در نهان و آشکار انجام دادم و تو پوشاندی. خدایا! چه مولای خوبی هستی و من بنده بدی برایت بودم که در محضر تو پاس حرمتت را نگه نداشتم ولی با تمام وجود در دل عشق تو را پیدا میکنم. و هر گاه که تجلی میکنی، خود را عاشقت می بینم و احساس آرامش و راحتی سراسر وجودم را فرا می گیرد و خود را تنها و بی کس نمی یابم. خدایا! اگر میخواستی که در گمراهی به سر برم هدایتم نمیکردی. و اگر می خواستی که در گمراهی میان مخلوقات مفتضح کنی مرا عافیت نمی دادی و به جبهه رهنمون نمیساختی. خدایا! گناهان من هر چند بزرگ باشد از عفو و رحمت تو بزرگتر نیست. خدایا! اگر از خطاها بپرسی از بخششت سئوال خواهم نمود و اگر به واسطه گناهانم مؤاخذه کنی، از مغفرت و گذشت خواهم گفت و تو از معصیت و از ظلم من در امانی، در حالی که محتاج رحمتت می باشم. خدایا! من تو را آن طور که عارفان می خواهند و عاشقان به دنبالش هستند می بینم. خدایا! مرا نیز آن چنان قرار بده که اولیائت را قرار دادی. خدایا! مرا در حالی بمیران که دلم سرشار از عشق تو باشد. در حالی که متمسک به ولایت خاندان عصمت و طهارت هستم. اوضاع کنونی جهان دو راه بیشتر در مقابل انسان قرار نمیدهد؛ زندگی توأم با ذلت و یا مرگ با عزت و بر حسینیان ننگ است که تن به ذلت دهند. ما زندگی را برای خدا می خواهیم همان گونه که ابراهیم خواست. ملتی که زندگی را در مرگ می جوید از چه باک دارد. آیا میشود ملتی را به اسارت در آورد در حالی که شهادت شرف و عزت اوست وآیا قدرتهای استعماری میتوانند امتی را از مرگ بترسانند که جویای مرگند و مرگ از آنان گریزان و ایشان به دنبال آن هستند؟ و بدانید تا هنگامی که آزادگان حسینی هستند یزیدیان نخواهند توانست خواب راحت کنند. باید توجه داشت که شهادت هدف نیست، وسیلهای است برای رسیدن به هدف اصلی و غایت خلقت انسان. ما آمده ایم که تکلیفمان را در هر زمان و مکان و در هر شرایطی با خون یا شمشیر انجام دهیم و باید بدانیم با هدف شهادت به جبهه آمدن با تمام عظمت و ارزشش فرار از مسئولیت است؛ بلکه باید آمد و احساس کرد. مسئولیت را درک کرد و در درمان او کوشید. در غیر این صورت به جبهه آمدن فرصت طلبی است و خلاصه این که آرزوی شهادت غیر از هدف بودن است. باید با هدف پیروزی کامل اسلام بر کفر جهانی به جبهه رفت که اگر در این بین به فوز عظیم شهادت نائل آمدیم باکی نیست که تکیف الهی خویش را انجام دادهایم و دیگر مسئولیتی درقبال اسلام نداریم. شهادت ممکن است برای پدران و مادران و خواهران شهدا سخت و شاید غیر قابل تحمل باشد، ولی باید این واقعیت را درک کرد که اسلام فوق همه است که به خاطر آن نیکان و ابرار و اولیای معظم باید کشته شوند و اسلامی را که پس از قرنها قد علم کرده در سایه عنایات خداوند و توجهات بقیه الله الاعظم (روحی له الفدا) و مجاهدت علمای اعلام و شهدای بسیار که زمینهساز حکومت جهانی اسلام است، حفظ نمود. و باید اطاعت کرد این عارف مجاهد و عالم عامل و مجسمه تقوا و اخلاق و اخلاص و این اسلام مجسم را که نعمت عظمای الهی است و با وجود امام بر این امت غیر آن عذری در مقابل ایزد منان نخواهند داشت که با وجود نور بی راهه رفتن جهالت و نادانی است و کمال حماقت. و لو اینکه کوردلان و شب کوران که حیاتشان در عدم نور است نخواهند، باید او را حفظ نمود. من از همه برادران و عزیزانم که ممکن است آزارشان داده باشم، عفو و بخشش طلب می کنم و امیدوارم که با بزرگواری از تقصیراتم بگذرند ومن نیز اگر بر کسی حقی داشته باشم، ازآن می گذرم. خدایا! وقتی که به خویش می نگرم یاس و نا امیدی وجود مرا فرا می گیرد و وقتی که در اندیشه تو هستم، خود را درمانده و مایوس نمی یابم و چشم طمع به فضل و جود تو می دوزم. بارالها! من به یاری امام خویش و برای حفظ دین به جبهه آمدم و از جانم گذشتم، تو نیز به حرمت امام و تقدس دینت یاریام کن و از گناهانم در گذر. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته – محمد علی آقا لار شب پنجم محرم الحرام 1405- 8/7/1363 اهواز.
 
   
       

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها