خاطره ای از شهید احمد صمیمی ترک
سه شنبه 16 خرداد 1391 6:26 AM
دوران کودکی(خاطره ای خواهر شهید)
وقتی که خیلی کوچک بود، به مردمی که کمک نیاز داشتند. می رسید و از هیچ کاری دریغ نمی کرد. پدرم تازه بازنشسته شده بود. توی محله ای ساکن بودیم که اغلب خانه ها آب نداشتند و مردم مجبور بودند از کوچه و خیابان و شیرهای عمومی آب بردارند. خیلی وقت های احمد را می دیدم که سطل آب همسایه ها را به دست گرفته و به خانه هایشان می برد. او حتی پول تو جیبی اش را هم خرج نمی کرد و برای کمک به مسجد «جوادیه» کنار گذاشت.