پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
جمعه 15 اردیبهشت 1391 6:46 PM
| 14 : فصلنامه سياست- مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي بهار 1387; 38(1):317-334. |
| غرب، هويت و اسلام سياسي: تصورات و پنداشت هاي غرب از اسلام |
| نظري علي اشرف* |
| * گروه علوم سياسي، دانشگاه يزد |
|
مساله «اسلام گرايي» و «اسلام سياسي» در برگيرنده مباحثي گسترده، دامنه دار و مجادله برانگيز است كه ابعاد و دامنه هاي آن در سال هاي اخير به واسطه شكل گيري آثار و نظريات گوناگون، غني تر شده است. در درون مباحث و نظريات موجود مي توان مجموعه اي متنوع و متفرق از مباحثات و مجادلات فكري را در ارتباط با «هويت اسلام سياسي» و چرايي و چگونگي پديدار شدن آن، ملاحظه نمود. اما علي رغم اين تلاش ها، آنچه كه در اين زمينه موجب ابهام مفهومي «اسلام گرايي» و «اسلام سياسي» مي شود، ماهيت سيال و مبهم اين پديده است كه موجب شده است طيف گسترده اي از گفتمان هاي متفاوت را از جريان هاي نوگرا، ميانه رو و پذيراي تحول، تا راديكاليسم نامتسامح و خشونت طلب را در برگيرد. پرسش اوليه ما در اين پژوهش، اين است كه منظور از «اسلام سياسي» چيست؟ در نظريه هاي متفكرين غربي، هويت اسلام سياسي چگونه پي بندي مي شود؟ اسلام گرايان نيز در ارتباط با «غيريت» متمايز از خود، يعني «غرب»، چه هويت هايي يافته اند؟ چه عواملي در «برساخته شدن» هويت سياسي مسلمانان از سوي متفكرين غربي تاثيرگذار بوده است؟ فرضيه اصلي در پژوهش حاضر اين است كه «شناخت غرب از اسلام بيانگر انگاره هاي پديدارشناسانه است كه مبتني بر روابط پيچيده ميان متن، كلام، شناخت اجتماعي، قدرت و جامعه است و در پرتو آن تصوراتي درباره «ديگران» در چارچوب گزاره هايي قابل بيان ارايه مي شود». بنابراين تمركز بحث ما، بيشتر بر نحوه شكل گيري ايده هايي متمركز است كه ديدگاه غرب نسبت به اسلام سياسي (به خصوص در يك دهه اخير) از يك سو و ديدگاه اسلام گرايان را در ارتباط با غرب از سوي ديگر شكل داده است. بر اين اساس با بهره گيري از روش هاي «پديدار شناسي» و «تحليل گفتمان»، درصدد درك چگونگي شكل گيري الگوهاي هويتي پيرامون اسلام سياسي برمي آييم. در ادامه با نگاهي از درون، گفتمان هاي هويتي شکل گرفته را مورد كندوكاو قرار داده و نحوه به چالش كشيده شدن آنها را مورد مداقه و بررسي قرار مي دهيم. |
| كليد واژه: |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |