پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 6:32 PM
| 4 : پژوهشنامه علوم سياسي تابستان 1388; 4(3 (15)):79-107. |
| تلفيق کنش و ساختار در انديشه گيدنز، بورديو و هابرماس و تاثير آن بر جامعه شناسي جديد |
| توحيدفام محمد,حسينيان اميري مرضيه |
|
تلفيق گرايي سومين رويکرد از نظريه پردازي اجتماعي در سه دهه آخر از قرن بيستم است که متأثر از دو رويکرد اثبات گرا و تفسيرگرا و به عبارتي کنشگرايان و اختيارگرايان افراطي و قائلين به آزادي بي حد و حصر براي کنشگر از يک سو، و ساختارباوران و جبرگرايان در مقيدکنندگي ساختار، جامعه و نظام بر کنشگر (انفعال کنشگر) از سوي ديگر، به طور همزمان مي باشد. تلفيق گرايان پيروان هر رويکرد را به تنهايي داراي کاستي هايي در روش و تقليل گرا محسوب مي کنند و خود به تبيين نظريه اي تلفيقي با رابطه اي ديالکتيکي و بازتابنده در چهارچوبي تاريخي و پويا (جهان مدرن) و مبتني بر فرهنگ، ارتباطات و زبان مي پردازند. |
| كليد واژه: کنش، ساختار، تلفيق، رابطه ديالکتيکي، بازتابندگي |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |