پاسخ به:مقالات علوم سیاسی
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 6:25 PM
| 2 : پژوهشنامه علوم سياسي بهار 1389; 5(2 (18)):29-65. |
| نقش و تاثير پارادايم هاي روش شناسي و معرفت شناسانه بر نظريه هاي جديد جامعه شناسي سياسي |
| توحيدفام محمد* |
| * دانشكده علوم سياسي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مركزي |
|
تفکر اساس همه تمدن ها است و اساس تمدن جديد معرفت شناسي و روش شناسي است که امروزه به يکي از ويژگي هاي اصلي علم جديد تبديل شده است. بر اين اساس براي درک تحولات جامعه شناسي جديد، به ويژه جامعه شناسي سياسي معاصر نيازمند نگاهي معرفت شناسانه مبتني بر روش شناسي هاي جديد هستيم. فرض اساسي مقاله حاضر بر اين اصل استوار است که تحولات علوم بشري در ارتباط کامل با تحولات پارادايميک معرفت شناسانه و روش شناسانه است. لذا مي توان ارتباط منطقي اي بين گذر از سطوح مختلف تحليل جامعه شناسي سياسي فردي، گروهي و ساختاري به سطح تحليل جهاني و سطوح مختلف تحليل جامعه شناسي از نظريه هاي علت کاو و معنا کاو به نظريه هاي تعامل گرا و سطوح مختلف معرفت شناسي پيشامدرن، مدرن، پسامدرن و فراپسامدرن برقرار نمود. بي شک امروزه نمي توان بدون نگاه معرفت شناسانه، به درک صحيحي نسبت به حوزه هاي علمي به ويژه جامعه شناسي سياسي دست يافت و بدون ترديد بهبود در وضعيت آموزش و پژوهش سياسي در گرو دست يابي به يک چنين فهمي است. |
| كليد واژه: روش شناسي، معرفت شناسي، شناخت شناسي، هستي شناسي، جامعه شناسي، جامعه شناسي سياسي، نظريه هاي علت کاو، نظريه هاي معنا کاو، نظريه هاي تعامل گرا |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |