پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 12:00 PM
| 3 : پژوهشهاي جغرافيايي تابستان 1386; 39(60):31-48. |
| معرفت شناسي و مدل سازي در ژئومورفولوژي |
| رامشت محمدحسين*,كمانه سيدعبدالعلي,فتوحي صمد |
| * دانشگاه اصفهان |
|
مطالعات ژئومورفولوژيست ها در زمينه سيستمهاي محيطي به شناخت چارچوب هاي نظري در زمينه الگوهاي ساختاري و رفتاري سيستمها منتهي مي شود و البته تدوين و تبيين آن براي محققان همواره شوق انگيز بوده است. تشريح چنين الگوهاي رفتاري و ساختاري (مدل ها) كه گاهي اوقات ما را قادر به پيش بيني هاي مشروط مي كند، مستلزم نوعي بي پيرايگي و ساده انگاري است تا بتوان چنين مفاهيمي را به ديگران نيز انتقال داد. نكته قابل تامل در طراحي يك مدل، چارچوب هاي نظري فهم و ادراك ما است كه در قلمرو آن پديده مورد نظر ارزيابي مي شود. اگرچه همواره سعي شده است صحت و كارايي يك مدل به هم پوشاني آن با واقعيات تجربه پذير تطبيق داده شود ولي نبايد از نظر دورداشت كه بسياري از مدل ها تنها جنبه مفهومي داشته و هرگز در عالم واقع تجلي پيدا کردني نيستند. بسياري از محققان مدل هاي پيشنهادي خود را به صورت آنالوگ از واقعيات ديگري وام مي گيرند؛ براي مثال وقتي آب شناسان سعي بر آن دارند كه جريان آب رود خانه اي را با جريان الكتريسيته همسان و مشابه تلقي كنند در واقع از يك واقعيت تعريف شده بهره برده و رفتار آب كه پديده مورد نظر آن هاست، به مدل جريان الكتريسيته خورانيده اند. اين روش يك شيوه معمول و رايج است و خرده اي نيز بر آن نمي توان گرفت. آن چه در اين مقاله به آن پرداخته شده است بيشتر معطوف به چارچوب هاي معرفت شناسي است و جوابي به اين پرسش است كه اگر چارچوب هاي شناخت شناسي تغيير پيدا کنند چه تاثيراتي بر طراحي مدل هاي ما خواهد گذاشت و يا چه رابطه اي بين مدل ها و چارچوب هاي ديدگاهي در ژئومورفولوژي مي توان استنتاج كرد. |
| كليد واژه: سيستم، مدل، معرفت شناسي، تعادل، پسخوراند، ژئونرون |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |