فيلمنامه جانبدارانه نبود
سه شنبه 22 فروردین 1391 11:56 AM

پگاه تاكنون نقش پليسهاي زيادي را ايفا كرده كه شايد متفاوتترين و قويترين آنها، كاراكتر پليس در فيلم «قلادههاي طلا»ست. به همين بهانه با وي به گفتوگو نشستهايم.
اول از همه براي خوانندگان ما بگوييد چطور شد به اين گروه دعوت شديد؟ يعني پيشنهاد بازي در اين فيلم را چگونه پذيرفتيد؟
خيلي ساده. من ابتدا فيلمنامه را كامل خواندم و بلافاصله بازي در اين نقش را پذيرفتم.
از طرف آقاي شريفينيا معرفي شديد؟
نه. اتفاقا وقتي براي بازي در اين فيلم به من پيشنهاد شد، اولين سوالم اين بود كه انتخاب بازيگر به عهده چه كسي است.
چرا اين سوال را كرديد؟
هيچي. دليل خاصي نداشت. نظر شخصيام بود.
همان طور كه ميدانيد، هر جريان فكري و سياسي موافقان و مخالفان مخصوص به خود را دارد. از بازي در اين فيلم جنجالي و عواقب آن نترسيديد؟
نه. به هيچ وجه. چون وقتي براي اولين بار فيلمنامه را خواندم، اصلا به نظرم جانبدارانه نيامد.
آقاي طالبي ادعا دارند كه دراين فيلم عادلانه به مسائل سياسي پرداخته شده است، آيا شما هم به عنوان يكي از اعضاي اصلي مجموعه، همين نظر را داريد؟
مقصود ايشان را نميدانم! اما من عدالت كامل ماجرا را گردن نميگيرم و البته درباره كليت ماجرا هم قضاوت نميكنم. من فيلمنامه را خواندم و از آنجا كه به نظرم ناجوانمردانه به قضاوت ننشسته بود و ديگر به دليل اين كه از نقشم خوشم آمد، بازي در اين فيلم را پذيرفتم. نكته ديگر اين كه من برخلاف التهابهاي حاكم بر فضاي سينمايي ما، اين فيلم را بيشتر از آن كه سياسي بدانم، به سينماي جاسوسي ـ پليسي وصلش ميكنم.
حالا كه اين فيلم با شعار سياسيترين فيلم تاريخ سينما اكران شده است هم همين نظر را داريد؟ از انتخاب آن راضي هستيد؟
به كليت حرفم اعتقاد دارم، اما اين تجديد نظر و بازگشت به عقب درباره همه آثارم شرايطي يكسان دارد. من پس از اتمام هر فيلم يا سريالي همين نظر را دارم كه اگر به عقب برگردم يا اگر فرصتي دوباره پيدا كنم، تغييرات و اصلاحاتي در نوع بازيام انجام خواهم داد، اما اين تغيير و پشيماني فقط به ساختار بازيام برميگردد و ربطي به مضمون اثر ندارد.
گفتيد در مورد همه كارها؟ يعني از هيچ اثرتان راضي نيستيد؟
رضايت يك امر نسبي است، اما اگر من نقشي بازي كنم كه به نظرم صددرصد بيعيب باشد و تمام آمال و آرزوهاي مرا در بازيگري برآورده كند، پس ديگر چرا بايد بازيگري را ادامه دهم؟! آن نقطه پايان زندگي هنري من ميشود.
بنابراين از لحاظ ساختاري با اثر موافق بوديد؟
من فقط ميتوانم درمورد بازي خودم نظر تخصصي بدهم. مسلم است كه هر كاري نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود را دارد و هيچ كدام از عوامل يكتنه و به تنهايي نميتوانند آن را موفق يا ضعيف كنند. من در سهم خودم يكي از بهترين كارهايم را ارائه کردم و فكر ميكنم همه عوامل گروه هم مثل من عمل كردند. هر كس ظرفيت و قد و اندازه خودش را دارد.
شما براي ايفاي نقشتان چه كار ويژهاي كرديد؟ كاراكترتان نياز به تحقيق خاصي داشت؟
طبيعتا ايفاي هر نقشي نياز به تمركز و تحقيق خاصي دارد كه البته تعيينكننده اين ابزار در درجه اول فيلمنامه اثر است. وقتي فيلمنامه براي من خطمشي جاسوسي تعيين ميكند و طراحي اثر به گونهاي پيش ميرود كه همه چيز تا لحظات آخر مخفي بماند، من هم فقط بايد روي اين مساله متمركز ميشدم و سعي ميكردم مشخصات چهرهام تا آخرين لحظات تغيير نكند و حقيقت را بروز ندهد. اگر اين شخصيت بخوبي توانسته اين حس غافلگيري را در مخاطب ايجاد كند، از قوت مجموعه شرايط فيلم بوده و حاصل كار فردي من نيست.
به نظر شما اين شيوه در بازيگري يك قانون كلي است؟
دقيقا. بازي خوب حاصل مجموعه شرايط خوب است و بازي بد حاصل مجموعه شرايط بد. چه بسيار بازيگران معمولي كه در فيلمهاي خوب خودشان را پيدا كردند و ستاره شدند و چه بسيار بازيگران قوي كه در مجموعههاي ضعيف جاي مانور نداشتند و درجا زدند.
قبول داريد كه بعضي فيلمها ستاره محورند و بعضي فيلمها فقط بر اساس محتوايشان پيش ميروند؟
تقريبا.
قلادههاي طلا از كدام دسته بود؟ آيا اين فيلم به چيدمان بازيگران حرفهاي نياز داشت يا فقط براساس موضوعش پيش ميرفت؟
حميدرضا پگاه: وقتي فيلمنامه براي من خطمشي جاسوسي تعيين ميكند من هم فقط بايد روي اين مساله متمركز ميشدم و سعي ميكردم مشخصات چهرهام تا آخرين لحظات تغيير نكند و حقيقت را بروز ندهد
تركيب عوامل حرفهاي خواهناخواه روي كيفيت كار اثر دارد. يك مضمون والا ميتواند به وسيله بازيهاي غيرحرفهاي و فيلمبرداري و تدوين و نورپردازي و كارگردانيغلط از بين برود. برعكس، توانمنديهاي يك بازيگر حرفهاي در يك فيلم ضعيف مورد استفاده قرار نميگيرد و به چشم نميآيد. قلادههاي طلا هم مانند هر فيلم ديگري علاوه بر مضموني والا نياز به ساختاري حرفهاي داشت تا خوش بدرخشد.
وقتي براي اولين بار فيلمنامه را خوانديد، تصور ميكرديد كه با چنين پروداكشن عظيمي روبهرو باشيد يا تصورتان از قلادهها يك فيلم جاسوسي ـ پليسي متوسط در حد بضاعت سينماي ايران بود؟
حقيقتش را بگويم نه. وقتي فيلمنامه را خواندم، پيشبيني ميكردم كه اين درونمايه نياز به اجرايي وسيع و كلان دارد، اما نميدانستم كه تا اين حد قابل بالفعل شدن است. ساخت چنين آثاري تقريبا در بنيه سينماي ما نيست و كيفيت حتي از سطح توقع من به عنوان يكي از اعضاي اين مجموعه هم بالاتر بود.
از اكران اين فيلم در سيامين جشنواره فيلم فجر چه خاطرهاي داريد؟ اولين بازخوردهاي مردم چه بود؟
متاسفانه من در جشنواره به تماشاي اين فيلم نرفتم.
چرا؟ از تنوع ايدهها و تلخي و شيريني بازخوردها هراس داشتيد؟
نه. اصلا اين طور نيست. من تهران نبودم و نتوانستم خودم را به اكران اين فيلم در برج ميلاد برسانم. اما در اولين روزهاي اكران نوروزي اين فيلم را روي پرده سينما ديدم.
شما كه در روند ساخت اين فيلم حضور داشتيد و به همه كم و كيف آن واقف بوديد، چنين گيشه ميلياردي را براي آن پيشبيني ميكرديد؟
بله كاملا. اين فيلم هم روي موضوع حساسي دست گذاشته و هم آنقدر خوش ساخت و عظيم است كه بتواند مخاطب را به سينما بكشاند.
بازخوردهاي مردم چطور بود؟
عموما مثبت بود. جمع كثيري از افرادي كه فيلم را ديده بودند و من با آنها ارتباط داشتم، به من گفتند كه ما اصلا فكر نميكرديم كه فيلم اين طور باشد و چنين حرفهايي را با چنين كيفيتي بزند.
بازخورد منفي چطور؟
خب البته بعضيها هم فيلم را دوست نداشتند.
از چه لحاظ؟ مضمون يا ساختار؟
نه. فقط از لحاظ مضمون.
دوباره به نقشتان برگرديم. چه زمينههاي گسترشي در اين نقش كه چندان جديد و ويژه نيست، شما را مجاب به پذيرفتن آن كرد؟
اتفاقا به نظر من ارائه يك بازي جديد در نقشهاي مشابه و تكراري، هنر است، وگرنه اگر گريم و ديالوگها و فضاها خيلي خاص باشد كه نيازي به هنر بازيگر براي خاص جلوه دادن نيست. اگر من توانستم در يك كت و شلوار ساده، با گريمي معمولي در فضاي تكراري و بستهاي ازجمله اداره پليس، در پايان فيلم، مخاطب را غافلگير كنم يعني موفق بودهام.
جذابترين وجه اين كاراكتر براي شما چه بود؟
از همه جذابتر همين پايان بندي متفاوت آن است. اين كه اين شخصيت در تمام طول فيلم مخاطب را به اشتباه مياندازد و اصلا قابل پيشبيني نيست. همين براي من خيلي جذاب بود و اگر اين شخصيت سير طبيعي خود را طي ميكرد و منطبق بر همان چيزي بود كه مخاطب از اول فكر ميكند، شايد بازي در آن را نميپذيرفتم. اين پايانبندي متفاوت باعث ميشود كه يك بار ديگر تمام مسير فيلم را در ذهنمان مرور كنيم و گفتهها و حركات او را به خاطر بياوريم.
حالا واقعا قلادههاي طلا را سياسيترين فيلم تاريخ سينما ميدانيد؟
من اصلا به اين وجه «ترينها» اعتقاد ندارم. به نظر من مخاطب بايد اين عناوين را به فيلم بدهد. علاوه بر اين كه همان طور كه گفتم، من اين فيلم را بيشتر از آن كه سياسي بدانم، در گروه جاسوسي ـ پليسي دستهبندي ميكنم.
در حالت كلي نظرتان درباره ورود سياست به هنر سينما چيست؟
در هر ژانري فيلم خوب ساخته بشود، خوب است وگرنه اگر هر موضوع جديدي بخواهد يك تب گذرا ايجاد كند و بعد از ساخته شدن 50 فيلم بيكيفيت به دست فراموشي سپرده شود خوب نيست، ما بايد سعي كنيم كه جوگير نشويم و تحت تاثير جو حاكم در هر دورهاي مسائل تازه را وارد سينما كنيم. هنرمندان بايد از فاصله دورتري به مسائل نگاه كنند و كمي عميقتر از ساير اقشار جامعه بينديشند. اگر فيلمسازي صرفا به خاطر اين كه الان سليقه حاكم بر سينماي ما، ساختن فيلمهاي سياسي است، به دنبال اين ژانر بيايد، اشتباه ميكند.
اگــرچه قـــلادههاي طلا دوازدهمين اثر سينمايي شماست، اما همچنان به عنوان يك چهره تلويزيوني شناخته ميشويد و بيشترين تصوير مردم از شما به سريالها و تلهفيلمها بازميگردد. كمي از تفاوت دنياي تلويزيون و سينما برايمان بگوييد. كدام را بر ديگري ترجيح ميدهيد؟
من هيچ تفاوتي بين اين دو مديوم قائل نيستم و هر جا كه قرار است يك اثر خوب ساخته شود، حضور پيدا ميكنم. يعني هر جا كارگردان بهتري باشد و متن بهتري باشد، آن را انتخاب ميكنم و برايم جذابيت بيشتري دارد.
بعد از قلادههاي طلا در فيلم ديگري ايفاي نقش كردهايد؟
بعد از «قلادههاي طلا» فيلم سينمايي «يكي ميخواد باهات حرف بزنه» ساخته منوچهر هادي را كار كردم كه اتفاقا به جشنواره سيام هم رسيد و بعد از آن هم در يك فيلم سينمايي ديگر به عنوان «فرزندخوانده» ساخته وحيد نيكخواه آزاد در ژانر كودك و نوجوان بازي كردم.
در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
فعلا درگير ضبط هيچ فيلمي نيستم. مشغول مطالعه چند فيلمنامه جديد هستم.
عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)