پاسخ به:بخش داستان و خاطره + همنشین قبر
پنج شنبه 8 مهر 1389 9:04 PM
برای گیر اوردن اون چفیه حاضر بودم به هر دری،در و به هر جایی سر بزنم؛تا اینکه سراغ اون چفیه رو از استادمون گرفتم.گفت:خوب این چفیه پیش منه من خیلی وقته از حضرت آقا آیت الله خامنه ای گرفتم.
اینجا بود که اصرار های من برای اون چفیه متبرک شروع شد،اول استاد سعی می کرد از این لغات اصرار فرار کنه.اما وقتی اصرار و التماس به جای بالا رسید.یک جمله بیشتر نگفت
:این چفیه پیش من خیلی عزیزه خودم هم از بقچه درش نمیارم.آخه چفیه همراه و همنشین من در قبرمه.این چفیه قراره با من ، با کفنم دفن بشه!!!