0

شير كوهستان_19

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

شير كوهستان_19
سه شنبه 23 اسفند 1390  2:29 PM

 هفدهم بهمن سال 1361

آن روز آفتاب صحراى پوشيده از رمل فكه زودتر از هر روز غروب كرد و خودش را پشت تپه‏ها پنهان نمود؛ او نمى‏خواست مظلوميت بچه‏ها را روى رمل‏هاى فكه شاهد باشد، او نمى‏خواست پرپر شدن گل‏هاى بوستان عشق را شاهد باشد. ستون گردان‏ها يكى پس از ديگرى از منطقه رهايى (تك درخت) به سمت تپه‏هاى رملى و پاسگاه‏هاى مرزى طاووسيه، رشيديه، صَفَريه و... به راه افتادند. گردان مقداد به علمدارى محمدرضا كارور و مهدى خندان نيز پابه‏پاى ديگر گردان‏ها به سمت هدف حركت مى‏كرد. يك از نيروهاى گردان مقداد بن اسود، داستان آن شب را اين‏طور تعريف مى‏كند:
«من جزو نيروهاى گروهان شهيد بهشتى گردان مقداد بودم. آن شب مهدى كه معاون گردان بود، همراه گروهان ما حركت مى‏كرد. چون اكثر گردان‏ها همراه و همزمان حركت خودشان را آغاز كرده بودند، ازدحام نيرو پيش آمد و ستون‏هاى زيادى در كنار هم حركت مى‏كردند، در كنار هر ستون، فرمانده آن گردان به همراه بى‏سيم‏چى‏ها و پيك‏هايش حركت مى‏كردند و بدليل همين ازدحام، هر آن امكان داشت، ستون‏ها در يكديگر قاطى شده و گردان‏ها راه خودشان را گم كنند. در چنين شرايطى، كنترل نيروها كار مشكلى بود، اما مهدى با درايت و تدبير بالاى خود چنان نيروها را هدايت كرد كه ما خيلى زود توانستيم به اهداف‏مان نزديك شويم. نزديكى‏هاى صبح بود كه رسيديم بالا سر عراقى‏ها، با نارنجك و آرپى‏جى و كلاش آتش سنگينى روى سر عراقى‏ها ريختيم ولى چون يگان‏هاى مجاور ما نتوانسته بودند به هدف برسند، مجبور شديم بياييم عقب. هنگام عقب‏نشينى، مهدى با دادن گرا به توپخانه خودى، عراقى‏ها را زير آتش نيروهاى خودى قرار داد. نيروها در حال عقب‏نشينى بودند، اما مهدى انگار نمى‏خواست همينطورى به عقب برگردد او چند نفر آر.پى.جى‏زن را برداشت و با «هاشم كلهر××× 1 هاشم كلهر معاون دوم گردان مقداد لشكر 27 محمد رسول‏الله‏صلى الله عليه وآله وسلم سرانجام سال 1362 در عمليات خيبر به شهادت رسيد. ×××» به سمت تپه دوقلو حركت كردند و آنجا تعدادى از كماندوهاى دشمن را به هلاكت رساندند. مهدى و هاشم كلهر آن شب در منطقه ماندند و رفتند بالا سر كماندوها و تعدادى از آنها را به درك واصل كردند و تعدادى از سنگرهاى كمين آنها را هم پاكسازى كردند كه در حين پاكسازى، هاشم به سختى مجروح شد و مهدى با جوانمردى او را به عقب منتقل كرد
عمليات تمام شد، بچه‏ها به اردوگاهى بازگشتند كه غم و اندوه ناشى از فقدان ياران سفر كرده، از جاى جاى آن احساس مى‏شد و همين احساس حزن‏انگيز، دل آنها را خون مى‏كرد. مهدى بچه‏هاى گردان را جمع كرد و به ياد دوستان شهيدشان مجلس عزادارى راه انداخت. خودش نوحه‏سرايى كرد.
لشكر 27 محمد رسول‏الله‏صلى الله عليه وآله وسلم بعد از عمليات والفجر مقدماتى دوباره خودش را آماده مى‏كرد تا در عمليات بزرگترى شركت كند؛ اين بار شمال فكه پذيراى دريادلان بسيجى بود: تپه‏هاى 146-142-112 در منطقه عمومى شمال فكه؛ در منتهى‏اليه سمت راست منطقه عملياتى والفجر مقدماتى، محل درگيرى و جنگ نابرابر بين توپ و تانك با گوشت و پوست بچه‏ها بود.


 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها