0

اسكندر مقدونى

 
ariya_tbs
ariya_tbs
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 1395

پاسخ به:اسكندر مقدونى
جمعه 19 اسفند 1390  10:51 PM

برگشت اوضاع برمكيان

در اينكه چرا هارون بر برمكى ها غضب كرد، و تصميم گرفت كه اين خاندان را از ميان بردارد، سخنهاى فراوان گفته اند، ولى از همه قابل قبولتر اين است كه او از قدرت و نفوذ آنها براى حكومت خود، احساس خطر كرد و مقتدرترين و با نفوذترين اين خاندان ((جعفر)) فرزند يحيى بن بود، كه مى توان او را نخست وزير هارون ناميد، ولذا در آغاز، تصميم به كشتن جعفر گرفت .
روزى يكى از ماءمورين جلادش بنام ((مسرور)) را طلبيد و او را امر كرد كه برو سر جعفر را براى من بياور مسرور نزد جعفر رفت و او را از جريان مطلع كرد.
جعفر گفت :
شايد هارون شوخى كرده است .
مسرور گفت :
نه به خدا سوگند، هارون اين فرمان را از روى جديت گفت .
جعفر گفت :
من بر گردن تو حقوقى دارم ، بخاطر آن حقوق ، امشب را بمن مهلت بده ، نزد هارون برو و بگو من جعفر را كشتم ، اگر صبح شد اظهار پشيمانى كرد كه بجا بوده و مرا نكشته اى و گرنه آنوقت فرمان هارون را انجام بده .مسرور گفت :
نمى توانم مهلت دهم .
جعفر گفت :
پس مرا نزد خيمه هارون ببر، بار ديگر درباره قتل من به هارون مراجعه كن ، اگر باز فرمان قتل مرا صادر كرد، در آنوقت بيا و مرا به قتل رسان .مسرور گفت :
عيبى ندارد.
مسرور و جعفر وارد محوطه كاخ هارون شدند، مسرور، جعفر را در آنجا گذارد و نزد هارون رفت و گفت :
جعفر را آوردم .
هارون گفت :
همين الان سر او را بياور و گرنه ترا مى كشم .
مسرور نزد جعفر رفت و گفت :
شنيدى فرمان قتل را.
جعفر گفت : آرى .
در اين هنگام ، جعفر دستمال كوچكى از جيبش بيرون آورد و چشمان خود را بست و گردن خود را كشيد، مسرور سر جعفر را از بدن جدا كرد و نزد هارون برد.
به اين ترتيب جعفر در حالى كه بيش از 37 سال از عمرش نگذشته بود كشته شد.
سپس هارون دستور داد، كليه اموال برمكى ها ضبط شود، و كاخ ‌هاى آنان خراب گردد، و مردان اين خاندان همه زندانى شوند، جمعى از آنان در زندان درگذشتند، و عده اى از آنها پس از مدتى آزاد شدند.
از جمله كسانى كه در زندان درگذشت ، يحيى بن خالد، پدر جعفر و فضل ، برادر جعفر بود، و آنها كه از زندان آزاد گرديده بودند، با وضع عجيبى زندگى مى كردند(74) براى نمونه به اين دو داستان توجه كنيد.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها