پاسخ به:سفر به یزد
جمعه 19 اسفند 1390 12:58 AM
وصف جعفر اباد مجومرد از گفته شیرمر خورسند بخرد نیا
مرحوم شیر مرد خورسند بخرد نیا از فرهیختگان جعفر اباد بود که در سال ۱۳۱۷ خورشیدی در گذشته روانش شاد باد
مردمان جعفراباد دسته دسته یا گروه می نشینند عیش وعشرت می کنند چون سورا
اب شور وسرو نازش در میان این ده است بس گوارا ولطیف وسبز وخرم اردا
اب سردس از برای شستشو وشستشو بس حکیمان تجربه کردند وگفتند مرحبا
قدر ده افزون گردد زین هوای پاک وصاف تا قیامت کس ندیده در جهان این اب وهوا
سلها بگذشت وکس ندیده رنج ودرد زانکه انجا کس ندیده یک تن رنجور را
زهر سو لوح جویش بس درخت بی شمار سر ثریا برده اظهار می کند سوی خدا
با درخت سنجدست پر برگ وان بوی بهار ان جهان بوی بهار است وعنبرو مشک اردا
گر گذارت بر خیابان گل سرخش فتاد از گل وریحان ان لذت بری مدحت نما
من چه گویم وصف ان ده اندکی گفتم بدان تا دمی ریر درخت و لوح جوی وسایه را
جعفر اباد مجومرد(رضوانشهر)
جعفر اباد از روستاهای کویری رضوانشهر که چسبیده به مجومرد(رضوانشهر) است بدنبال خشک شدن قناتش در ۴۰ سال قبل مردم هم از اینجا مهاجرت نمودند بطوریکه امروزه یکی دو خانوار بیشتر ساکن ندارد و شنهای روان تمام ساختمانهای روستا را در نوردیده ومناظر خیلی زیبایی به وجود اورده است این روستا دارای مدرسه ای خیلی قدیمی ویک اتشکده زیباست که اتش ان از ۲۰۰۰ سال قبل تا بحال روشن است به همت اقای فریدون اردشیر یزدانی که از شهر یزد به اینجا می ایند در اتشکده چندیا درخت سرو بلند قامت وجود دارد که خیلی خیلی زیباست
جعفر اباد تا ۴۰ سال قبل دارای حدود ۷۰ خانوار که تقریبا جمعیتی حدود ۴۰۰ نفر را شامل می شده ساکن بوده واکثریت اهالی از اقلیت دین زرتشت بوده اند
در جعفر اباد محصولات زیادی مانند گندم جو پنبه وپیاز وخیار بالنگ وانار وپسته ووو کشت می شده
این نوشته توسط یکی از ساکنین قدیمی ارسال شده
در وصف جعفر اباد گذشته سال ۱۳۲۸ خورشیدی وخرابه امروزی از گفته رشید مهربان پور شیر مردی
جعفرابادا تو بودی جای شیران دلیر یک به یک کردند نثارت جان خود همچوشیر
داد وبیدادوفغان پیوسته میبایست گریست چون شدی ویرانه کلبه ساکنت ماتم بگیر
از زمان رستم شاه جهان یادم بود همچنین در سطر زیرین مینمایم گوش گیر
رستم مزبور اربابت همی کوشش نمود ساکنانت یک به یک مردانگیشان مثل شیر
سوی صحرایت همیشه مردمان پیر وجوان شاد بودند وهمیشه همچون شیر گیر
چونکه گندم می فشانیدت در خاک ودرت خضر می امد نظر می کرد بر ان کشته گیر
هندوانه چونکه می کشتند در صحرای تو بار بار از هر طرف می رفت لیکن بی نظیر
خربزه مانند قند وپسته ات خندان بودی لیک در اینجا نبودی مثلشان نزدیک ودیر
پنبه اعلا همیشه هر که خواهان می شدی می گرفتندت سراغ از هرکجا برنا وپیر
سنجدت چون کهربا معروف بودی در جهان وان خیابان ودرختان راست همچون خط میر
یونچه های خشک وترخرمن نمودندی زتو از برای گوسپندان وشتر وز گاو شیر
از انارت مردوزن تعریف کردی در جهان شلغم وچغندر وصفش از پیران بگیر
دشت وصحرایت همیشه سبزوخرم بود مردمان از ذوق رفتی سوی صحرا خرد وپیر
دشتبانت شیر نر بودی بی مانند ومثل هیچکس جرات نکردی مثل او گردد چوشیر
اسم او مهربان مرحوم وجمشیدش پدر خود جوانی مرد وداغش ماند بر جمشید پیر
(سال فوت مهربان ۱۳۱۳وسال فوت جمشید ۱۳۲۰۹
ابیارت حاجی جعفر بود او هم مرد ورفت تو بماندی ای کلبه صد ساله پیر
(سال فوت ۱۳۲۴)
وان رشید خسرو استاد مهر از همتش کوشش و مردانگیش بد همچون زال پیر
هر زمان ارباب تو دستور یا حکمی بداد این قوی قدرت بدی فکرش نظر یک دبیر
گر که این مرد قوی قدرت نمی بودی زتو خاک عالم بر سرت بود ای ده وامانده پیر
چونکه او رفت از کنارت تو شدی یکسر خراب خشک گردیدی ویران گشتی وماتم بگیر
ای خدا امرزشش ده روح پاکش شاد دار که دگر مادر نزاید همچوان شیر دلیر
فوت شد ارباب تو ان رستم دستان تو وان رشید خسرو مرحوم شد مرد دلیر
(رستم ۱۳۱۱ ورشید خسرو ۱۳۱۹ فوت شدند)
حیف وافسوس وفغان داری بیاد ان داستان تا برفتند از برت ویران گشتی ماتم بگیر
باسپاس از سایتhttp://www.majomerdian.blogfa.com
1-آتشکده زرتشتیان جعفر آباد مجومرد دارای ساختمانی خشتی مال قبل از اسلام می باشد و آتش آن حدود دو هزار سال روشن بودهاست و زرتشتیان در آن به عبادت میپردازند.
2-مدرسه جمشیدی جعفرآباد رضوانشهر که فعلا متروک میباشد واز بناهای دوره پهلوی اول میباشد.