پاسخ به:آلمان را بهتر بشناسیم
چهارشنبه 4 آبان 1390 11:20 AM
آیا "فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار" غیر از این سفر برنامههای دیگری را نیز تابحال اجرا کرده است؟
برنامهی من این است که این فستیوال هر ساله به اجرا در آید. "فستیوال دیوان شرق غرب وایمار" دفتر مستقلی است. این طبیعی است که ما بهدنبال تأمین مالی برنامههای خود هستیم. برنامهی فستیوال برای سال آینده، ۲۰۱۰ میلادی هم تدارک دیده شده است. در این سال در مراکش و سال ۲۰۱۱ در سوریه برنامه اجرا خواهد شد. قصد ما این است که ارتباط فرهنگی از شهر وایمار با کشورهای اسلامی برقرار کنیم و در هرسال برنامهی جشنواره را در کشور دیگری به اجرا درآوریم تا بتوانیم گفتگو با فرهنگهای مختلف داشته باشیم. هنرمندان ایرانی نیز که از ایران به وایمار بیایند، این طرح را توسعه خواهند داد. به این معنی که جشنواره در تاریخ ۹ تا ۱۲ اکتبر امسال، تا تقریبا پنج ماه دیگر، در وایمار برگزار خواهد شد. روز ۱۲ اکتبر روز بزرگداشت حافظ است و به همین دلیل جشنواره در این زمان برگزار میشود. در این شب برنامههای مختلف هنری و موسیقی از ایران، و نه فقط به شکل سنتی آن، عرضه خواهد شد. برای مثال دو کنسرت پیانو تنها برای روز دوازدهم برنامه ریزی شده است. و آنته هانهبرگ، هنرپیشه آلمانی بخشهایی از دیوان شرقی غربی گوته را روخوانی خواهد کرد. علاوه بر آن در دوم اکتبر در دوسلدورف و در روز سوم در هامبورگ اجرای کنسرتهایی برنامهریزی شده است. در سالن موتزارت اپرای قدیمی فرانکفورت نیز در چهارم اکتبر برنامه خواهیم داشت.
آقای گالاس،علاقمندی شما به ایران و فرهنگ این کشور چطور آغاز شد؟
دکتر کلاوس گالاس، کارشناس فرهنگی و سرپرست "فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار":« آرزوی قلبی من ساختن پلی میان شرق و غرب است»
ایران بخش ویژه ای را در قلب من به خود اختصاص داده است. من این کشور را از سال ۱۹۷۲، از زمان حکومت شاه میشناسم. در آن زمان من به تحصیلات معماری مشغول بودم و یکی از مناطق مورد تحقیق من ایران بود. بطور اتفاقی همسایه من در ساختمان دانشجویی، یک دانشجوی ایرانی بود. همه این ها باعث شد که من ارتباط زنده ای با این کشور و فرهنگ آن برقرار کنم که تا امروز این ارتباط حفظ شده است. من معماری خواندم و در رشتهی تاریخ هنر دکترا گرفتم. تاریخ هنر و مصر شناسی هم تحصیل کردهام و همیشه به شرق علاقمند بودهام. تا بحال حد اقل صد بار در دوران دانشجویی و بعد از آن به نقاط مختلف ایران سفر کردم و اولین کتاب گردشگری در ایران را در انتشارات دامو در آلمان به چاپ رساندم. آرزوی قلبی من ساختن پلی میان شرق و غرب است.
مجلس شیشهای آلمان در برلین
برلین، بزرگترین و از نظر تاریخی مهمترین ایالت آلمان است. چاذبههای تاریخی و فرهنگی این شهر در حال حاضر، آن را به یکی از مهمترین مراکز جلب گردشگر تبدیل کرده است. با اینحال برلین، شهری "فقیر" با وامدار است.
برلین به عنوان یکی از مراکز فرهنگی جهان در زمانهای مختلف نقش مهمی بازی کرده است: در قرن ۱۸، به عنوان پایتخت پروس، قلب روشنگری بود. در "دههی طلایی سالهای بیست"، در این شهر بزرگ جشنهای بیشماری برپا شد. امروز نیز برلین، یکی از شهرهای مهم اروپاست که هنوز نگاهها را به خود جلب میکند.
شهری تاریخی
بسیاری از رویدادهای تاریخی آلمان در این شهر رخ کردهاند: پس از دوران نازیها و پایان یافتن جنگ دوم جهانی، این خطه بین چهار قدرت بزرگ جهان، آمریکا، فرانسه، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شد. در سال ۱۹۶۱ سرانجام جدایی دو بخش از آلمان با ساختن دیوار در برلین قطعی شد. تا ۹ نوامبر سال ۱۹۸۹، تا زمان بهوقوع پیوستن انقلاب صلحآمیز مردم آلمان شرقی، این دیوار همچنان برقرار بود. یک سال پس از آن، دو آلمان رسماً متحد شدند.
برلین در تغییر
در حال حاضر برلین، پایتخت آلمان، مرکز دولت و مجلس فدرال این کشور است، هر چند که هنوز برخی از وزارتخانهها، شعبههایی نیز در شهر بن، پایتخت پیشین آلمان دارند. بخشی از شهر که بناهای دولتی در آن واقعاند، مثل "رایشستاگ" (Reichstag) که مجلس فدرال آلمان در آن قرار دارد، دروازهی "براندنبورگ" (Brandenburger Tor)، یا میدانهایی چون "بازار ژاندارمری" (Gendarmenmarkt)، از جمله دیدنیهای شهر برلین است که تاریخ معاصر آلمان در آنها نوشته میشود. در میدان پتسدام (Potsdamer Platz) که در زمان جنگ سرد به آن "نوار مرگ" میگفتند، چندی است که ساختمانهای بسیار مدرن و بلند و دیدنی بنا شدهاند. میدان الکساندر (Alexanderplatz)، که در دورهی حکومت "آلمان دموکراتیک" میدان مرکز مرکزی برلین شرقی بود، در سالهای گذشته تغییرات اساسی کرده است. همچنین در برخی از محلههای برلین، به ویژه در بخش شرقی آن، رد پای تاریخ را میتوان یافت.
دیوار برلین با چشمانداز دروازهی "براندنبورگ"
برنامههای فرهنگی مضاعف
با اینحال شهر برلین، چیزی بیشتر از رویدادهای تاریخی برای عرضه دارد؛ برای نمونه برنامههای فرهنگی و هنری. بناهای باعظمت و پرابهت "جزیرهی موزه"، دوران پروس را در یادها زنده میکند. این بناها هنر یگانهی معمارهای بزرگی چون کارل فریدریش شینکل (Schinkel Karl Friedrich) و کارل گوتهارد لانگهانز (Carl Gotthard Langhans) را به نمایش میگذارند. "موزهی بوده" (Bode-Museum)، برای نمونه، در این "جزیره" با شکوه تمام میدرخشد. برنامههای سه "خانهی اپرا"، تئاترهای بیشمار و تعداد زیادی موزه، به هر نوع سلیقهای پاسخ میگویند. افزون بر این، جشنوارهی بینالمللی "برلیناله" هر سال در ماه فوریه، ستارههای بزرگ و کوچک سینما را به این شهر جلب میکند.
فقیر، ولی سکسی
برلین، شهر انسانهای خلاق نیز هست: دفترهای تولید فیلم و برنامههای تلویزیونی، تبلیغات، موزیک و رشتههای دیگر هنری در محلههای مختلف برلین، پخشاند. مشکل آنها تنها یک چیز است: پولی ندارند. شهردار برلین، کلاوس وورایت (Klaus Wowereit)، یک بار شهرش را "فقیر، ولی سکسی" خواند. چون این تنها درصد بیکاران نیست که خیلی بالاست؛ ۱۴ درصد. بلکه خود شهر هم بدهیهای زیادی دارد. این چیزها ولی باعث نمیشود که برلینیها جشن نگیرند: در حال حاضر برلین به یکی از مکانهای برپایی پارتی با کلوپهای بسیار شیک تبدیل شده است.
برلین در یک نگاه:
جمعیت: ۴ / ۳ میلیون نفر
مساحت: ۹۰۰ هزار کیلومتر مربع
مرکز: برلین
تاریخ تأسیس به عنوان یک ایالت تازه: ۳۰ اکتبر ۱۹۹۰
منابع اصلی اقتصادی: خدمات