آيا آغاز جنگ تبريك دارد؟
یک شنبه 10 مهر 1390 7:16 PM
امسال هم هفته دفاع مقدس با برنامه هاي خاص خودش آمد و به چشم برهم زدني رفت. هفته اي كه شهرداري در آن، ديوارها و معابر شهر را با تصاوير شهداء تزيين مي كند. ايستگاه هاي صلواتي توسط نواحي مختلف بسيج برپامي شود. كلي فيلم آرشيوي راجع به جنگ تحميلي در تلويزيون نمايش داده مي شود. در و ديوار مدارس و دانشگاه(به خصوص واحد بسيج!) با چفيه و پلاك تزيين مي شود. همه ارگان ها و
وزارت خانه ها؛ پلاكارت هايي را جلوي در وروديشان نصب مي كنند و در آن ياد و خاطره شهداء را گرامي مي دارند و برخي هفته جنگ را تبريك مي گويند! هفته اي كه مثل هر سال، باتوده اي از سوالات و ابهامات آغاز مي شود. ابهاماتي كه گاه بي پاسخ مي ماند يا ...
در اين بين، سوال يكي از بچه هاي پيش دانشگاهي برايم خيلي جالب بود: چرا سالروز جنگي را كه باعث كشته شدن هزاران نفر و از بين رفتن ميلياردها ميليارد سرمايه بود؛ به ما تبريك مي گويند؟
سوال خيلي جالبي بود. سوالي كه سهم نسل جديد از نسل گذشته است.
گفتم: ما ايستادگي و مقاومت خودمان را تبريك مي گوييم؛ و لا جنگ؛ ويراني و نابودي است و هيچ كس از شروع آن خوشحال نمي شود؛ چه برسد به اينكه آن را تبريك بگويند!
دوباره پرسيد: پس چرا روز آخر جنگ را جشن نمي گيريم و آن را هفته دفاع مقدس نگذاشتيم؟
اين سوال از اولي هم جالب تر بود.
گفتم: به خاطر اين كه جنگ هيچ وقت تمام نشد. با تعجب به من نگاه كرد و پرسيد: يعني چي؟ ما قطع نامه 598 را قبول كرديم و جنگ بالاخره با وساطت سازمان ملل تمام شد. من خودم اينو خوندم.
درست مي گفت. اين چيزي بودكه در خيلي از جرايد نوشته شده بود؛ ولي آيا اين همه داستان بود؟ سرم راپايين انداختم و گفتم: تو خيلي مطالعه داري؛ اما به من بگو مي دوني عمليات مرصاد؛ مال چه تاريخيه؟ بدون معطلي گفت: تير ماه 67. بعد انگار كه نكته مهمي راكشف كرده باشد گفت: خوب؛ قبول؛ اونا بعداز اين كه ما قطع نامه را قبول كرديم؛ باز هم به ما حمله كردند؛ ولي بالاخره جنگ بعد از مرصاد تموم شد ديگه؟ نه؟
گفتم: به نظرت كي جنگ تموم مي شه؟
گفت: وقتي كه دشمن شكست بخوره و قطع نامه رو دو طرف امضا كنن.
گفتم: همين؟
ادامه داد: نه! به مفاد قطع نامه هم عمل شه؛ مثل عقب نشيني به مرزهاي تعيين شده؛ آهان! چون هنوز بعضي از قسمت هاي خاك ايران دست عراق بوده؛ تا زمان عقب نشيني كامل اونا، جنگ تموم نشده، درسته؟
به چشمانش نگاه كردم. از سنش بيشتر مي فهميد. البته اين چيزي بود كه در بيشتر هم نسلان او ديده مي شود. گفتم: بقيه مفاد قطع نامه رو هم مي دوني؟
گفت: تعيين متجاوز؛ پرداخت غرامت... واي نه... ما هنوز غرامت نگرفتيم... جنگ هنوز تموم نشده...
لبخند زدم. او هم خنديد.
گفتم: ما اگر غرامت هم بگيريم؛ جنگ باز هم تموم نمي شه...
جنگ ما؛ جنگ بر سر آرمان بود. تهاجم به خاك سرزمين ما بهانه بود. بهانه اي كه تاوان سختي در قبال آن پرداخت شد. حالا به نظرت آرمان هاي ما، در صلح و امنيت به سر مي بره؟ همه به آرمان هاي ما احترام مي گذارند و آن را پذيرفتند؟
نفس عميقي كشيد. گفت: فهميدم... در هر حال؛ ما مرد جنگيم؛ ببخشيد!
پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.
عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!