اين ترکتازي تا کجا جواب ميدهد؟
شنبه 9 مهر 1390 7:30 AM
«اين ترکتازي تا کجا جواب ميدهد؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيدعلي محقق است كه در آن ميخوانيد:
اين روزها نام رجب طيب اردوغان، نخستوزير پرجنبوجوش ترکيه بيش از هر اسم و عنوان ديگري در رسانههاي جهان عرب و منطقه خاورميانه تکرار ميشود. اگرچه خيزش مردم مسلمان کشورهاي عربي خاورميانه و سقوط حداقل سه ديکتاتوري در مصر، تونس و ليبي، اصليترين و پرسروصداترين واقعه سال 2011 و چندساله اخير بهشمار ميرود، اما همزمان با اين تحولات، ميراثداران اسلامگراي سلاطين عثماني در ترکيه تلاش ميکنند که متأثر از سمتوسوي تحولات منطقه و با مصادره به مطلوب کردن بهار عربي، چهره جديد و متفاوتي را از خود رونمايي کنند.
مقامات ترک در چند ماه اخير گاه در نقش ميانجي و گاه در قامت منجي مردم و حاکمان در خاورميانه وارد شدهاند تا نشان دهند که از هيچ تلاشي براي حصول هدفگذاريهاي کلان خود در عرصه سياست خارجي فروگذار نخواهند کرد.
رجب طيب اردوغان، نخستوزير تركيه و رهبر سرشناس حزب عدالت و توسعه (آك)، در يک ماهه اخير، هم پذيراي رادارهاي ضدموشکي ناتو و حاميان رژيم صهيونيستي شد، هم در مسيري متفاوت از اين رويکرد جنگي ديپلماتيک را، در شعار و نه در عمل، عليه متحد پيشين خود، يعني رژيم تلآويو بهراهانداخت. اين مقام ترک همزمان بر موج تحولات آزاديخواهانه در منطقه نيز سوار شده و از ميانه راه ناگهان در مقام رهبر و راهبرِ مسير بهار عربي، خود را به منطقه تحميل کرده. اردوغان در حالي در روزهاي اخير اينچنين بيپروا در منطقه جولان ديپلماتيک ميدهد که چندي پيش و پس از پيروزي سهباره حزبش در انتخابات خردادماه ترکيه، به ترکها قول داد که در اين دوره در عرصه بينالمللي، تركيه را به قطب و قدرت سياسي و اقتصادي بلامنازع منطقه تبديل کند.
اردوغان و دستيارانش در حزب حاکم، دوره اول حکومت خود بر ترکيه را دوره شاگردي و دوره دوم را دوره كسب مهارت تعريف کرده و از دوره جديد حاکميت خود نيز بهعنوان آغاز «دوران استادي» ياد كردهاند؛ ازاينروست که مردان سياسي اين کشور از نيمه راه سال 2011 با فرورفتن در اين نقش و نقشه، استادانه سه جبهه متفاوت و متناقض را براي جولان دادن تا بازگشت خيالي به شکوه دوران عثماني در پيش گرفتهاند.
حاکمان آنکارا در يک جبهه، پذيرفتهشدن جغرافيايي از سوي اتحاديه اروپا و ايفاي نقش مؤثر در پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) و پذيرش معنوي از سوي جهان غرب را بهعنوان نقشه راه خود تعيين کردهاند. آنان با پايفشردن بر ليبراليزم و استقرار نظام لائيک در درون کشور و پذيرش بيچونوچراي طرحهاي سلطهطلبانه غرب و بهطور مشخص امريکا در عرصه نظامي و نيز توسعه و بهبود وضع اقتصادي سعي ميکنند تا به اين بخش از هدفگذاريهاي خود نزديک شوند.
ترکيه سالهاست که در چشمانداز بلندمدت خود، عضويت در اتحاديه اروپا و پذيرش تمام و کمال از سوي امريکا و رهبران جهان غرب را بهعنوان يک راهبرد و حتي آرمان تعريف نموده است و براي رسيدن به اين آرمان، از همه خواستههاي اهالي غرب استقبال ميکند. ازهمينروست که باوجود ژستهاي اسلامگرايانه و ادعاهاي منطقهاي خود در جهان اسلام، بهراحتي تسليم تکميل تجهيزات سامانه سپرموشکي امريکا در منطقه شده و با استقرار تجهيزات اين سامانه در بخش آسيايي کشور خود و در نزديکي روسيه و مرزهاي ايران و عراق موافقت ميکند.
اما ترکها همزمان در جبههاي ديگر نيمنگاه به منطقه خاورميانه و جهان اسلام دارند. حاکميت بلامنازع ترکهاي عثماني بر جهان عرب در طول دورههاي متمادي قبل از جنگ جهاني اول، آنچنان براي مردمان فلات آناتولي خاطرهانگيز و نوستالژيک است که اکنون و در عصر جديد نيز هر تلاش و حرکتي براي ايفاي مجدد چنين نقشي از سوي مردمان اين کشور و نيز حکام آنان مقبول و غرورآفرين است.
شايد ازاينروست که اردوغان و عبدالله گل و ديگر مردان قدرت در حزب آک، بهموازات ايفاي نقش لائيک و ليبرالمآبانه براي بهدستآوردن دل غربيها، به هرگونه تحرک پوپوليستي و عامهپسندانهاي براي بهدستآوردن دل مردمان عادي جهان عرب و نيز مسلمانان کشور خود دست ميزنند، حتي اگر فرو رفتن در چنين نقشي، با آن نقش و جايگاه ديگر، در تقابل و تناقض کامل باشد. ازهمينروست که آنکارا در اوج همپيماني اقتصادي و نظامي و سياسي با صهيونيستها و حاميان غربي اين رژيم، بادسنج بهدست در جهت بادهاي موسمي داخلي (انتخابات گذشته ترکيه) و منطقهاي (تحولات جهان عرب و بيداري اسلامي) حرکت کرده و با حداقل هزينه بهيکباره در نقش منجي و مدافع فلسطين و غزه ظاهر ميشود.