0

لطیفه های کهن

 
sifalaw
sifalaw
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1388 
تعداد پست ها : 1637
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:لطیفه های کهن/قضاوت عجولانه
دوشنبه 29 تیر 1388  9:44 AM

مردی به اتفاق همسرش برای خرید به یک مغازه رفته بود جمعیت در آنجا موج می زد در حین حرکت ناگهان بدون اختیار پای آقا به پای یکی از مشتریان گرفت مشتری که عصبانی شده بود فورا گفت : احمق . مرد که از این بی ادبی ناراحت شده بود پاسخ داد : شما خیلی زود از من یک احمق ساختید در صورتی کهمن فکر می کنم برای ساختن یک احمق مادرتان مدت 9 ماه زحمت کشیده است .
راز ماندگاری در گمنامی است

 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها