0

خاطرات قرائتی

 
rasool110
rasool110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 269
محل سکونت : تهران

خاطرات حجت الاسلام قرائتی
شنبه 2 مهر 1390  2:10 PM

خانمى به دفتر نهضت تلفن کرد و گفت:
آقاى قرائتى! پسرم مفقودالاثر شده و پسر دیگرى ندارم. هر وقت به خیابان مى روم و بدحجابى را مى بینم، دلم خون مى شود. شما در تلویزیون بگوئید: اگر از قیامت نمى ترسید، دل ما را خون نکنید!
خاطرات حجت الاسلام محسن قرائتى

عشاق

تشکرات از این پست
gh_golpa
دسترسی سریع به انجمن ها