خاطرات حجت الاسلام قرائتی
شنبه 2 مهر 1390 2:10 PM
خانمى به دفتر نهضت تلفن کرد و گفت:
آقاى قرائتى! پسرم مفقودالاثر شده و پسر دیگرى ندارم. هر وقت به خیابان مى روم و بدحجابى را مى بینم، دلم خون مى شود. شما در تلویزیون بگوئید: اگر از قیامت نمى ترسید، دل ما را خون نکنید!
خاطرات حجت الاسلام محسن قرائتى
عشاق