پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
سه شنبه 29 شهریور 1390 3:43 AM
واهمههای سرخابی رنگ
نگاهی به مجموعه داستان «واهمههای سرخابی»
اما آنچه که در کار عباسلو به چشم میآید روایت صرف از دغدغههای درونی و حسی- عاطفی نیست بلکه عباسلو با استفاده از دیدگاه درونی به بیان مسائل اجتماعی و تقابل آنچه که هست و آنچه که باید باشد، توجه دارد.

مجموعه داستان « واهمههای سرخابی» که در فروردین نود به شمارگان 1100 نسخه از سوی نشر آموت منتشر شد؛شامل نوزده داستان کوتاه است.احسان عباسلو مدیر سرای اهل قلم،نویسنده و منتقد ادبی، جانمایه اصلی داستانهایش را بر اساس بیان مسائل اجتماعی و گاه فلسفی بنا نهاده است.
برخی داستانهای این مجموعه، اغلب با نگاهی خاص به جنبهای از موضوعات خانوادگی، اجتماعی و پارهای از مسایل درونی و پنهان انسان امروزی خلق شدهاند.
این در حالی است که نویسنده سعی داشته تا بعضی داستانهایش را با نوعی پایانبندی غافلگیرانه شکل بدهد.
در تعدادی از داستانهای این کتاب همچنین دغدغه خاص نویسنده به درونیگاههای برخی مسایل زنان و جوانان نیز دیده میشود. همچنین وضعیت انسان حاشیه جنگ ایران و عراق نیز در بخشهایی از جهان داستانی این کتاب، به نوعی با ظرافت طرح شده که میتوان رد پای آنها را با تامل در برخی داستانها پیدا کرد.
«واهمههای سرخابی»، «شش کلمهای»، «الگوی طرح توسعه»، «رویا»، «بیتا» و «سرور» نام برخی داستانهای کتابند.
از نوزده داستان این مجموعه ،هشت داستان با زاویه دید اول شخص و هفت داستان با سوم شخص محدود به ذهن روایت میشود.از دیدگاه روایت شناسی چون نظرگاه غالب داستانی به اول شخص اختصاص یافته،باید نتیجه گرفت که کانون روایت داستانها درونی است. اما آنچه که در کار عباسلو به چشم میآید روایت صرف از دغدغههای درونی و حسی- عاطفی نیست بلکه عباسلو با استفاده از دیدگاه درونی به بیان مسائل اجتماعی و تقابل آنچه که هست و آنچه که باید باشد، توجه دارد. نویسنده با دستمایه قرار دادن موضوعات خبری روز، پارادوکسهای اجتماعی و تضاد بین افراد با بیانی طنز گونه قصد به چالش کشیدن معضلات اجتماعی را داشته و بدین گونه خواهان توجه و به تفکر درآوردن خوانندگان داستانها به این معضلات و مشکلات است، اما گویا این مشکلات آنچنان در ذهنیت نویسنده نهادینه شده که گاه در بیان این مسائل به جای آن که خواننده را به مشارکت متن فرا بخواند و اندیشه و پیام را در لایههای زیرین اثر بگنجاند،از سوی من راوی به نتیجه گیری و پیام محوری داستانی ختم میشود.
از دیگر بن مایههای مشترک داستانها باید به تنوع موضوعی داستانها و زبان ساده و محاورهای متنها توجه داشت.عباسلو نه تنها در دیالوگها بلکه در بدنه روایت از زبان محاورهای استفاده میکند تا شاید بانی همراهی بیشتر خواننده با متن شود.
مجموعه، سرشار از مؤلفههای داستانهای پست مدرن چون دخالت نویسنده در امر نگارش، پروسه نوشتن، دخالت شخصیت داستانی در روند شکل گیری داستان، استفاده از فونتهای متفاوت، استفاده از شعر در لابه لای نثر، حضور پررنگ بینامتنیت و طنز از دیگر مؤلفههای این ژانر داستانی است؛
همچنین مجموعه، سرشار از مؤلفههای داستانهای پست مدرن چون دخالت نویسنده در امر نگارش، پروسه نوشتن، دخالت شخصیت داستانی در روند شکل گیری داستان، استفاده از فونتهای متفاوت، استفاده از شعر در لابه لای نثر، حضور پررنگ بینامتنیت و طنز از دیگر مؤلفههای این ژانر داستانی است؛اما آنچه که کار عباسلو را از این گونه ادبی جدا میکند همان تک صدایی و پیام محوری داستانها است که با خصیصه مهم متون پست مدرن، یعنی عدم قطعیت و تکثر معنی در تضاد است.
حال در این مجال اندک به بررسی چند داستان از این مجموعه میپردازیم.
در داستان سوم این مجموعه به نام« 8 میلیمتر» من راوی ناظر از دنیای مدرن،تأثیر مجازها و رسانهها بر انسان سخن میگوید، از مردی عشق فیلم که بعد از دیدن هر صحنه تا مدتها جو گیر صحنهها شده و فیلمها بر روحیات و کنشهای او تأثیر گذارند.او در شبی از شبها آنچنان جذب صحنههایی از یک فیلم نا معلوم میشود که دست به کشتار پدر و مادرش میزند.
همانطور که گفته شد در این داستان خواننده با شرح کوتاهی از ماجرا،آن هم با دیدگاه راوی ناظر(بیرونی) روبه رو است.از این رو میتوان گفت چون خواننده به علل کنش پایانی دسترسی ندارد،عمل مرد باور ناپذیر به نظر میرسد. اگر به جای من راوی ناظر نویسنده از اول شخص استفاده میکرد؛خواننده از دغدغههای شخصیت با آن خلق و خوهای عجیبش از زبان خودش و همراه با کنش داستانی آگاه میشد. در آن صورت نویسنده میتوانست خواننده را با زوایای پنهان روحی شخصیت،از بعد روانشناسانه آشنا کند و بدین شکل نه تنها کنش شخصیت اصلی باور پذیر مینمود بلکه خواننده به جای تیپ (عشق فیلم) با شخصیتی ناب و خاص رو به رو میشد که تا مدتها ذهنش را به خودش در گیر میکرد.ناگفته نماند که داستان دیگر این مجموعه به نام«75اینچ» با همین درونمایه و مضمون از همین مشکل روایتی و باور ناپذیری برخوردار است.

در داستان بعدی که نام مجموعه را نیز به خود اختصاص داده؛ مشکلات خانههای نزدیک استادیومهای ورزشی و علاقه غیرقابل کنترل طرفداران تیمهای فوتبال مطرح میشود. معضلی که گاه بانی ترافیک و ازدحام شهری و گاه باعث زد و خوردهای استادیومی و خیابانی است.عباسلو در این اثر با استفاده از طنز کلامی و موقعیت( بارداری زن برادر وسط اوج مسابقات) به این معضل همه گیر توجه میکند.آنچه در این اثر کمی غلو شده به نظر میرسد حرف شنوی بزرگترهای خانواده نسبت به سخنان مملی،عضو کوچکتر خانواده،مغز متفکر و راه گشای خانواده با آن راهکارهای سودجویانه او است.
در داستان «الگوی طرح توسعه» نویسنده به مناسبات اداری،روابطی که جای ضوابط را میگیرد و طرح توسعهای که در نطفه خفه میشود،توجه میکند.نویسنده از مهرههای سفید و سیاه در ادارهها،از بالا و پایینها از ارتباط و عدم ارتباطها میگوید تا نشان دهد که چگونه قانونها میتوانند به بی قانونیها تبدیل شوند.از این رو باید گفت وجود این تقابلها که ما را به بار معنایی اثر میرسانند گرچه کارآمد به نظر میرسند ولی گویا کمی زیاده از حد رو و تنها در انتهای متن به رخ کشیده میشوند.
در داستان «بیتا» با نظرگاه محدود به ذهن با پیرمردی آلزایمری آشنا میشویم که مرگ همسرش «بیتا» را به یاد ندارد و دختر نگرانش برای عیادت و بردن او نزد دکتر به سراغش میآید. آنچه در این داستان به غیر از کتمان بی دلیل اطلاعات تا انتهای داستان از سوی راوی بیرونی قابل بررسی است؛ ناهمسویی ذهن و زبان مرد با کنشهای بیماران آلزایمری است. مرد آلزایمری که نویسنده خلق میکند، نه تنها ساعات دقیق خوردن قرصهای ریز و درشتش را میداند بلکه میداند که باید شام سبکی بخورد و چند روز باقیمانده را به حال خود باشد.
در داستانی که نام مجموعه را نیز به خود اختصاص داده؛ مشکلات خانههای نزدیک استادیومهای ورزشی و علاقه غیرقابل کنترل طرفداران تیمهای فوتبال مطرح میشود. معضلی که گاه بانی ترافیک و ازدحام شهری و گاه باعث زد و خوردهای استادیومی و خیابانی است.
«نگاهی به ساعت انداخت و نایلون دواهاش رو از روی میز عسلی کنار کاناپه برداشت. یکی یکی بستههای قرص رو در آورد و نزدیک چشماش گرفت تا ببینه کدومشون رو الان باید به خوره....از اون صورتیها دو تا برداشت و از سفیدا یکی.اون یکی رو هم نصف کرد و گذاشت کنار صورتیها.»(ص77)
« آره بابا قرصامو خوردم. شام هم یه چیز سبک حتما میخورم....یه چند روز هم که مونده رو بذارین به حال خودم سرکنم...»(ص80-81)
از سوی دیگر با بررسی کل داستانهای مجموعه میتوان گفت که زنان در این مجموعه حضور و نقشی بسیار کم رنگ دارند. زنها در داستانها یا فقط منبع یادآوری گذشتههای خوش و دور از دسترس برای شخصیتها هستند( نازی- سرور- بیتا) و یا انسانهایی منفعل و تنها که صدای اعتراضشان فقط میتواند در لابه لای متون منعکس شود(رویا)، زنانی که باید در همه لحظات زندگی گذشت را سرلوحه زندگی خود قرار دهند.
مجموعه «واهمههای سرخابی» در 118 صفحه و به قیمت2500 تومان از سوی نشر آموت به بازار کتاب راه یافته است.
فرآوری: مهسا رضایی
منابع: تهران امروز- فرحناز علیزاده، خبرگزاری کتاب ایران
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت