پاسخ به:آيةالله عبدالنبي نمازي
شنبه 22 مرداد 1390 11:51 AM
از اين رو هميشه تمام تلاش و كوششم در راستاي تحصيل و تحقيق بود البته نسبت به مسائل مبارزاتي نيز احساس مسئوليت ميكردم و با تعدادي از دوستان انقلابي براي كارهاي جهادي و مبارزاتي عليه نظام طاغوتي نشستهاي محرمانه داشتيم كه البته نقش و آثار اينگونه كارها عمدتاً در توسعهي تفكر مبارزه در ميان نسل جوان حوزه و تودههاي مردمي آشكار ميگشت.
ج: تهديد و دستگيري از سوي دستگاه امنيتي رژيم شاه
همانگونه كه قبلاً اشاره كردم بعد از مراجعت از نجف اشرف به ايران، شيراز را بهعنوان پايگاه فعاليتهاي تبليغاتي انتخاب كردم و از سال 1349 كه منبر و سخنراني را شروع نمودم، هميشه تحت مراقبت و تعقيب نيروهاي امنيتي بودم و هر دو يا سه روز مرا براي تعهد دادن به ادارهي اطلاعات شهرباني فرا ميخواندند، ولي من از رفتن خودداري ميورزيدم و گاهي به دليل فشار زياد از سوي دستگاه امنيتي ناگزير ميشدم جلسات شيراز را ترك كنم و براي تبليغ به روستا بروم و در سال 1352 در ايام دههي عاشورا پس از سخنراني دستگير و بازداشت شدم. تاريخ دقيق بازداشت را به ياد ندارم ولي به احتمال زياد شب پنجم يا ششم محرم 1352 شمسي بود كه پس از گذشت ايام عاشورا احتمالاً هفدهم محرم بود كه پس از بازجوييهاي متعدد و گرفتن تعهدات مبني بر عدم اخلال در امنيت كشور از زندان آزاد نمودند.