خداحافظی یك نابغه
شنبه 19 تیر 1389 2:00 AM
اگر برای نمونه خدا فراموش كند كه من فقط یك عروسك خیمه شب بازیم و به من تكهای بیشتری از زندگی بدهد، من از همه آن زمان سود برده و استفاده خواهم كرد، بهترین كاری كه میتوانم انجام دهم.»
شاید نگویم هرچه را كه میاندیشم اما قطعاً درباره هر چه میگویم اندیشه میكنم.
به هر چیزی ارزش مینهم نه فقط برای اینكه با ارزشند، بلكه برای آنچه آنها ارائه میكنند و بیان میدارند.
كمتر خواهم خوابید و بیشتر رویا خواهم دید. برای هر دقیقهای كه چشمانمان را رویهم میگذاریم، بمدت شصت ثانیه روشنایی و نور را از دست میدهیم
ادامه میدادم از آنجایی كه دیگران متوقف شدهاند و برمیخاستم وقتی كه دیگران میخوابند.
اگر خدا تكهای بیشتری از زندگی به من میداد، سادهتر لباس میپوشیدم، در نور آفتاب غوطه میخوردم، برهنه خود را رها میكردم، نه فقط جسمم را بلكه روحم را نیز.
به مردم ثابت میكردم كه چقدر در اشتباهند كه فكر میكنند چونكه پیرتر شدهاند عاشق شدن را قطع كردهاند ، چراكه آنها عملاً از همان زمانی كه عاشق شدن را متوقف كردهاند، شروع به پیرتر شدن كردهاند
به كودكان دو بال میدادم، اما آنها را به تنهایی رها میكردم تا هر كدام بیاموزد كه چگونه با تكیه بر خود پرواز كند.
به فرد سالخورده، نشان میدادم كه آنها چگونه میمیرند نه با فرآیند مسن شدن بلكه با غفلت كردن
چیزهای زیادی از شما یاد گرفتهام....
من یاد گرفتهام كه هر كس میخواهد تا بر بالای كوه زندگی كند، اما فراموش میكند كه اصل مطلب همان چگونگی راه پیمودن است.
من یاد گرفتهام كه یك فرد تنها وقتی میتواند به فردی دیگر از بالا به پائین نگاه كند كه بخواهد به او در برخاستن كمك نماید.
همیشه بیان كن، آنچه را كه احساس میكنی و انجام بده آنچه را كه فكر میكنی.
به خودتان نزدیك باشید، به عزیزانتان،و به آنها بگوئید كه چقدر به آنها نیاز دارید و چقدر عاشقشان هستید و چقدر به آنها توجه دارید. زمانی را برای بیان این جملات بگذارید، «متاسفم»، «مرا ببخش»، «لطفاً»، «متشكرم» و همه كلمات قشنگ و دوستداشتنی كه شما بلدید.
هیچكسی شما را به خاطر نخواهد آورد اگر شما افكارتان را پیش خود بصورت راز نگه دارید، خودتان را وادار كنید تا آنها را بیان و ابراز دارید.
به دوستان و عزیزانتان نشان دهید كه چقدر به آنها علاقمندید.