اس ام اس
چهارشنبه 12 مرداد 1390 2:07 PM
شب بود. تو خلوت خودش نشسته بود و داشت به کارهاش، به گناهانش فکر مي کرد. روش نميشد با خدا حرف بزنه. ساکت بود.
به خودش گفت : اگه من جاي خدا بودم، ديگه يا اين کارهايي که کردم، هيچ وقت يه همچين بنده اي رو نمي بخشيدم.
صداي اذان بلند شده بود، اما باز هم سرجاش نشسته بود و تکون نميخورد. يه مرتبه صداي موبايلش سکوت شب رو شکست.
دوستي براش Sms فرستاده بود: "پاشو نمازت قضا نشه!!"
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.