نور
کلیسای مسیحی از عنصر نور و تاریکی و ترکیب آن باسکوت، عالم موردنظر خودش را ابداع می کند؛ در حالی که هنر اسلامی بر تضاد دو عنصر نور و تاریکی همچون هنر مسیحی و هنر زرتشتی متمرکز نیست. اما از آنجا که این هنر با عالم ملکوت پیوندی ژرف دارد عنصر نور بسان نمادی از جلوه وجود مطلق تلقی می شود؛ از این منظر، نور، به عنوان مظهر وجود درفضای معماری اسلامی افشانده می شود. آینه کاری و بهره گیری از موزاییک ها و یا رنگ درخشنده طلایی و فیروزه ای برای گنبدها و تزیین نقوش و مقرنس ها، همه و همه بیانی از قاعده جلوه گری نور است.
رنگ، هم نشین نور
رنگها که از تابش نور حاصل میشوند، نماد تجلی وحدت در کثرت و وابستگی کثرت به وحدت هستد. هر رنگی نمادی از حالت و خود نور است، بیآن که به آن رنگ خاص محدود شود. رنگ سفید، نماد وجود مطلق است که خود، سرمنشأ هستی به حساب میاید.
در فرهنگ اسلامی ما رنگ ها نشانه هایی هستند از وجود ذات باریتعالی برای کسانی که نعمتها و آیات خداوند را یادآور میشوند و به آنها می اندیشند:
" و ماذأ لکم فی الارض مختلفا الوانه ، ان فی ذالک لایه لقوم یذکرون"(نحل13).
در آیات دیگری، رنگارنگی آفرینش های الهی نشانه هایی برای کسانی است که آگاهند ، دانایند و دانشمند. یادآور شدن نعمتهای الهی و اندیشیدن، نخستین گام های آگاهی و دانش است: « و من ایاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ، ان فی ذالک لایات للعالمین"(22).
نیز رنگ در کلام الهی مفهوم غیر مادی دارد: " الله و من احسن من الله صبغه ، و نحن له عابدون" (بقره-138).در این میان آبی و سبز بیش از رنگهای دیگر در منظر پسند معمهران مساجد قرار داشت.