زندگینامه آرتولدتوین
چهارشنبه 25 خرداد 1390 2:49 PM
زندگینامه آرتولدتوین
آرنولد توین بی، استاد برجستهیفلسفهیتاریخ، با انتشار دورهیدوازده جلدیبررسیتاریخ در سالهایپیش و پس از جنگ جهانیدوم ولولهایدر جهان به پا کرد ، چرا که مردم کنجکاو بودند که بدانند چرا انسان چنین بلایبزرگ و گستردهایبر سر خود آورده و ریشهیرویدادهاییاز این دست در کجاست. بهزودیتوینبیبه شهرت جهانیرسید و در کانون بحثهایداغ تحلیلگران قرار گرفت و گروهیبه تحسین او و گروهیبه انتقاد شدید از او برخاستند که همچنان ادامه دارد.

آرنولد توین بی، استاد برجستهیفلسفهیتاریخ، با انتشار دورهیدوازده جلدیبررسیتاریخ در سالهایپیش و پس از جنگ جهانیدوم ولولهایدر جهان به پا کرد ، چرا که مردم کنجکاو بودند که بدانند چرا انسان چنین بلایبزرگ و گستردهایبر سر خود آورده و ریشهیرویدادهاییاز این دست در کجاست. بهزودیتوینبیبه شهرت جهانیرسید و در کانون بحثهایداغ تحلیلگران قرار گرفت و گروهیبه تحسین او و گروهیبه انتقاد شدید از او برخاستند که همچنان ادامه دارد.
آرنولد جوزف توینبی(Arnold J. Toynbee) در سال 1889 در لندن در خانوادهایبا فرهنگ چشم به جهان گشود. مادر و عمویش هر دو مورخ بودند. او تحصیلات خود را در دانشکدهی«بیلیل» آکسفورد پیگرفت. در سال 1913 با دختر استاد خود، پروفسور موری، ازدواج کرد و صاحب دو پسر شد. به دلیل استعداد و ژرفایمعلوماتش در همان آغاز جوانی، در 23 سالگی، برایتدریس تاریخ کلاسیک یونان در دانشگاه آکسفورد پذیرفته شد. مدتیهم در مدرسهیبریتانیاییدر آتن به مطالعهیتاریخ و مسائل یونان پرداخت که بعدها در پیدایش فلسفهاش دربارهیتمدنها اثرگذار بود.
در سال 1915 در بخش اطلاعات وزارت خارجه به کار پرداخت. در کنفرانس صلح پاریس در سال 1919 به عنوان عضو هیات بریتانیا شرکت جست. مدتیبعد به استادیکرسیبیزانس و یونان معاصر در دانشگاه لندن منصوب شد. در سال های1921 و 1922 در جریان جنگ یونان و ترکیه در سمت خبرنگار روزنامهیمنچستر گاردین فعالیت کرد. با همهیعلاقهایکه به تاریخ و تمدن یونان ابراز میکرد به عنوان اعتراض به تجاوز یونان به ترکیه، کرسیمطالعات یونان در دانشگاه لندن، اعطاییدولت یونان را ترک کرد و حاصل مطالعات خود را دربارهیجنگ در کتابیبه نام مسئلهیغرب در یونان و ترکیه (1922) منتشر کرد.
از آنجا که دورهیدوازده جلدیبررسیتاریخ نه تنها مشهورترین کتاب توینبی، بلکه یکیاز آثار بدیع دنیا در مورد تحلیل تاریخ عالم است، بیشترین توجه علاقهمندان به فلسفهیتاریخ را هم به خود جلب کرد. توینبیاین تاریخ حجیم و پر مطلب را در چند مرحله منتشر کرد. نگارش شش جلد آن را از سال 1922 آغاز کرد که حدود هفده سال بعد به پایان رسید.
انتشار این حجم از تحلیل تاریخ جهان که بهراستیبیمانند بود، خوانندگان و علاقهمندان را با انبوهیاز اطلاعات تحلیلیو ژرفانگریدر تاریخ روبهرو کرد. خواندن همهیمطالب این اثر برایفهم عمیق رویدادهایتاریخیجهان و اثرگذاریمتقابل رویدادها بر یکدیگر ضرورت دارد. اما چون به نظر میرسید تعمق در کل این مجموعهیبزرگ از مجال همهیخوانندگان خارج است، یکیاز دانشمندان امریکاییبه نام دیوید چرچیل سامرول، که شیفته نظرها و اندیشههایتوینبیشده بود، با صرف وقت فراوان نخست شش جلد آن را در یک جلد و سپس چهارجلدیبعدیرا هم در جلد دیگریخلاصه کرد و آن را برایتوینبیفرستاد. اقبال مردم به ویژه در امریکا به خلاصهیسامرول،که توینبیخود در هر یک از دو جلد آن مقدمهاینوشته است، چنان بود که در طول یک سال چهار بار و هر بار در چند صد هزار نسخه منتشر شد و سامرول نیز از این رهگذر مشهور گردید.
دلیل عدم تلخیص مجلات یازدهم و دوازدهم شاید یکیهم بدان علت است که جلد یازدهم به نقشهها و اطلس جغرافیاییمحدود است که خلاصه کردن آن لزومیندارد. به علاوه، جلد دوازدهم به نام بازاندیشیها بیشتر به مطالب مذهبیو مفاهیم نه چندان تاریخیمیپردازد که بعدها هم مورد توجه سامرول قرار نگرفت؛ با این حال، علاقمندان به مباحث آن میتوانند به گزیدهیآثار توینبیاز انتشارات امیرکبیر به ترجمهیمحمد حسین آریا در فصلهای22 تا 28 مراجعه کنند.
شهرت آثار توینبیو به ویژه طرح نظرهایبحث انگیزش، دانشمندان دیگریرا هم برانگیخت تا اندیشههایاو را در نوشتههایش بکاوند و به علاقمندان عرضه کنند. شاید آخرین آنان فردریک تاملین از فیلسوفان شرق شناس بریتانیاییباشد که به دلیل جامعیت اندیشههایتوین بیبیشتر آثار او را بررسیکرد و همراه با تفسیرهایمجملیکه خود فراهم آورد، در گزیدهیآثار توین بیمنتشر ساخت. این اثر حاصل کندوکاو او در 21 عنوان از کتابهایپرمحتوایتوین بیاست و چنان تدوین شده تا سیر اندیشهیاین تحلیلگر پرآوازه تاریخ را معرفیکند.
توین بیبرایدرک شرایط رویدادهایتاریخیو تعمق در برخینظرهایخود به پژوهش میدانیهم توجه میکرد. او در دههی1950 به بیشتر سرزمینهایجهان سفر کرد و از نزدیک مکانهاییرا دید که کم و بیش بر آنها حوادث تاریخیمهمیرفته بود. او حاصل سفر هفده ماههیخود را در کتابیبا عنوان شرق به غرب، سفر به دور دنیا، منتشر کرد و دایرهالمعارف رنگارنگیاز جغرافیاییتاریخیفراهم آورد، از جمله شرح سفر خود را در ایران در هشت گفتار در این کتاب آورد که در میان کشورهاییکه دیده است توصیف او از مشاهداتش در ایران و سپس در هند بیشترین مطالب کتاب را به خود اختصاص داده است.(محمدحسین آریا سفرنامه توین بیبه دور دنیا ، شرق به غرب را به فارسیدرآورده و انتشارات اساطیر منتشر کرده است.)
از دیگر آثار ممتاز پروفسور توین بیبرایقرن بیست و یکم (گفتگویدو فرزانه) است که در آن توین بیاندکیپیش از وفات در سال 1975 با دایساکا ایکارا رهبر بودایهایژاپن به گفتگو و تبادل نظر پرداخته و برخیاز نظرهاییکدیگر را پذیرفته و یا در رد آن برهان آوردهاند. در بخش اول دربارهیتفسیر هستی، انسان، محیط و خرد و در بخش دوم دربارهینظرهایسیاسیو بینالمللیو در بخش سوم دربارهیزندگیفلسفیو دنیا مباحثه کردهاند.(این اثر با ترجمهیفریبرز مجیدی، منتشر شده است.) از دیگر آثار توینبیمیتوان اینها را نام برد: مورخ و تاریخ (ترجمه حسن کامشاد)، جنگ و تمدن(ترجمهِیخسرو رضایی)، جغرافیایاداریهخامنشی(ضمیمهیجلد هفتم بررسیتاریخ ، ترجمه همایون صنعتیزاده)، سفر به چین و میراث هانیبال.
شادروان دکتر بهاءالدین پازارگاد، نخستین کسیاست که در ایران با اندیشه و نظرهایتوین بیآشنا شد و در دههی1330 خورشیدیاثریبا عنوان فلسفهینوین تاریخ در شرح و بسط آرایتوین بینوشت. برپایهیتقریظیکه مجلهیمهرگان به تاریخ 19 ماه آذر 1334 بر نسخهیتجدید چاپ آن نوشته است، پازارگاد اندیشههایتوین بیرا از رویتلخیص معروف سامرول توضیح داده و تفسیر کرده است. در همین مجله، شاید هم به درستی، پیشبینیشده است که ایبسا یک قرن طول بکشد که اسباب آن فراهم شود تا متن اصلیبررسیتاریخ توین بیبه فارسیدرآید. اینک با گذشت بیش از پنجاه سال از آن آرزو، تنها تلخیص معروف سامرول به فارسیدرآمده و شاید هم در پنجاه سال دیگر ناشریهمت کند و متن کامل و اصلیبررسیتاریخ را به چاپ برساند.
توینبیدر بررسیتاریخ ، و به طریق اولیدر تلخیص سامرول از این کتاب، به ظهور و سقوط بیست و شش تمدن در سیر تاریخ بشر پرداخته و در تعمق به ساختار و عملکرد و سرنوشت نهاییآنها به قواعدیکلی، اغلب مشترک در میان همهیآنها رسیده است. واداشتن خواننده به اندیشیدن از ویژگیهایهمهیآثار توین بیاست و برایاین کار پیوسته بر ذهن خواننده تلنگریمیزند. گفتهاند توین بیدر آثار خود مفاهیم تازهایپدید آورده است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
معارضه و واکنش : از محوریترین نظرهایاین مورخ تحلیلگر است که در شرح آن پیدایش فرهنگها و تمدنها را نتیجهیواکنش مناسب و موفقیتآمیزیمیداند که «اقلیت خلاق» در یک جامعه، از جمله رهبران نخبهیآن، به موقع در مقابل معارضهاینشان میدهند که مسیر حوادث پیش رویملتییا فرهنگیمیگذارد. به نظر توینبیتنزل تمدنها فقط حاصل روندیاست که در آن رهبران جامعه قدرت خلاقیت خود را از دست میدهند و به گناه نظامیگریو ملیگراییو استبداد آلوده میشوند.
به نظر توینبیهر یک از تمدنها نخست صورت جنینیداشتهاند و مدتیطول کشیده تا این مرحله از تکوین را طیکنند و اگر رهبران خلاق نتوانند به معارضههایپیش رو پاسخ مناسب بدهند آن فرهنگها در همان مراحل اولیه عقیم و بیثمر میشوند. برعکس، واکنش موفقیتآمیز اقلیت خلاق موجب میشود تمدن رو به رشد و بلوغ خود گام بگذارد و آفرینندگیرا آغاز کند. چنین تمدنیتا آن زمان که بتواند جذابیتهایفرهنگیخود را محفوظ دارد، هم چنان در صحنه میماند.گاهیکامیابیهاییک تمدن رهبران را سرمست میکند و آنان را به کبر و غرور مبتلا و از خلاقیت دور میسازد و رفته رفته به فروپاشیو در مرحله بعد به اضمحلال سوق میدهد.
سرنوشت غرب: توینبیبه رغم آن که میپذیرد وقوع دو جنگ جهانیدر تمدن مغرب زمین بر چهرهیآن زخم عمیقیبرجا نهاده است، اما معتقد نیست که این تمدن جاذبههایفرهنگیخود را از دست داده و مضمحل میشود. بر سر این قضیه با اشپنگلر متفکر و مورخ اهل آلمان اختلاف نظر دارد، چون اشپنگلر در اثر مشهور خود، انحطاط مغرب زمین، برهان آورده که هر تمدنیهم چون موجود زندهایدر حال حرکت است و سرانجام روزیمثل هر جاندار دیگریپس از دورهیرشد خود رو به زوال میپیماید و سرانجام میمیرد. اما توینبیاستدلال میکند هر فرهنگ و تمدن موفقی، مثل فرهنگ غرب، این تواناییرا دارد که عقلاییدر درون خود بپروراند تا هم چون سوزنبان مراقب حرکت قطار تمدن خود باشند و مسیرهایانحرافیرا تصحیح کنند و نگذارند از صراط مستقیم منحرف شوند.
تقلید از غرب: توینبیدر توصیف فرهنگ غرب که خواهینخواهیمسئلهیکنونیبشر امروزیاست میگوید که تمدن غرب به دلیل استیلایطبقهیمتوسط در جامعه توانسته خود را از سایر تمدنها متمایز کند. تقلیدکنندگان در کشورهایدیگر به این فکر افتادهاند تا با فراهم آوردن شرایط لازم، یعنیپذیرش شیوهیزندگیطبقهیمتوسط غربی، مهر خود را بر پیشانیفرهنگ ملیخود بکوبند. این غربگراییاز پایین به بالا، برایمثال در یونان و چین، که به تدریج صورت گرفته تا اندازهایتوفیق پیدا کرده است. اما هرگاه از بالا به دست زمامداران ، حتیخودکامهترین آنان مثل پطر کبیر با اجبار تزریق شده، موفقیتیبه دست نیاورده است. این قبیل زمامداران پیبردهاند برایرسیدن به مقصود خود راهیندارند جز آن که قشر روشنفکر جامعهیخود را در این مسیر به خدمت درآورند.
انتشار آثار توینبیدر شرح موارد فراوانیدر تلخیص سامرول از این قبیل مفاهیم، و بهویژه توصیف آنها در اثر سترگش بررسیتاریخ، علاوه بر هواخواهان فراوان، منتقدان بسیاریهم داشته است. برخیگفتهاند او به خاطر اثبات نظرات خود آرزویزوال تمدن غرب را دارد. مورخانیهم به خاطر استفاده از اساطیر و استعاره و جلوه دادن آنها به عنوان حقایق او را ملامت کرده و گفتهاند در ظهور تمدنها به مذهب هم چون نیرویخلاقیکه میتواند تمدن مردهایرا زنده کند، پیش از اندازه تأکید ورزیده، و باز گفتهاند نتایجیکه او از روند تاریخ استنباط میکند بیشتر شایستهییک اخلاقگرایمسیحیو نه یک مورخ است. با این حال همگان پذیرفتهاند که توینبییک تنه در آفریدن بررسیتاریخ، آن هم در چنین حجمیوسیع با ذکر مثالهایتاریخیبیشمار و با پیگیریپنجاه سالهیخود کاریکارستان کرده و اثریآفریده که تاکنون هیچ مورخیبه تنهاییبدان دست نیافته است.