نقابي براي ژنرال پطرائوس
شنبه 24 اردیبهشت 1390 11:50 AM
خبرگزاري فارس: «بن لادن» كسي بود كه ميلياردها دلار به اقتصاد آمريكا خسارت وارد كرد؛ چرا كه موجب شد تا ايالات متحده به خونخواهي كشتارهاي حادثه يازدهم سپتامبر، به افغانستان لشكركشي كند. آيا بهاي اين خسارت هنگفت تنها بايد دو گلوله باشد؟!

پردهي اول نمايش
--------------------
اول ماه مه سال جاري ميلادي برابر با 11 ارديبهشت 1390، نيروهاي ويژهي آمريكا به ظاهر بدون اطلاع دولت پاكستان در عملياتي كاملاً محرمانه با چند فروند بالگرد وارد «ابوت آباد» پاكستان شدند و پس از 40 دقيقه عمليات، «اسامه بن لادن» را در يك درگيري كشتند، از جسد وي عكس تهيه كردند و سپس جسد را به آب دريا سپردند.
اين اولين خبر يا جملاتي بود كه بهوسيلهي رسانههاي آمريكا پيرامون كشته شدن اسامه بن لادن منتشر شد.
«باراك اوباما» رييس جمهور آمريكا، اولين كسي بود كه خبر مرگ بن لادن را در يك عمليات نظامي محرمانه اعلام كرد. وي گفت: «عدالت اجرا شد.»
با فاصلهي اندكي از اعلام اين خبر، «جان برينان» (JOHN BRENNAN) مشاور امنيتي كاخ سفيد گفت: «بن لادن در يك عمليات نظامي مشترك بين نيروهاي نظامي ويژه و نيروهاي اطلاعاتي و پس از مقاومت مسلحانه در حالي كه يكي از زنان خود را به عنوان سپر انساني استفاده كرده بود، كشته شد.» وي همچنين گفت: «يكي از زنان بن لادن كه به عنوان سپر انساني استفاده شده بود از ناحيهي پا، گلوله خورد و همسر ديگر وي نيز بر اثر اصابت گلوله كشته شد.»
همچنين اعلام شد كه بن لادن در يك منزل مسكوني مجلل با قميت تقريبي يك ميليون دلار در ابوت آباد اسلام آباد، زندگي ميكرده است.
پردهي دوم نمايش
---------------------
در پردهي دوم اين نمايش كه با فاصلهي اندكي (چند ساعت) از پردهي اول به مورد اجرا درآمد، سناريوي ديگري رقم خورد. در اين مرحله اعلام شد بن لادن هنگام درگيري، سلاحي در اختيار نداشت. از هيچ زني به عنوان سپر انساني استفاده نكرد. اصلاً هيچ زني در اين عمليات كشته نشده است. منزل مسكوني بن لادن كه در ابتدا اعلام شده بود منزلي مجلل و يك ميليون دلاري است بعدها اعلام شد 250 هزار دلار هم نميارزد. با گذشت زمان اندكي، خبرگزاري «آسوشيتدپرس» با نشان دادن تصاويري اعلام كرد اين منزل مسكوني در حال حاضر به قيمت 48 هزار دلار براي فروش گذاشته شده است.
ابهام براي چيست؟
----------------------
ـ سؤال اينجاست كه آقاي «برينان» به عنوان مشاور امنيتي رييس جمهوري آمريكا، مگر هنگام عمليات عليه بن لادن، تصاوير مربوط به اين عمليات را بهطور زنده و با چشمان خود در اتاق بحران كاخ سفيد نديده است؟ پس اين تناقض گوييها براي چيست و از كجا ناشي ميشود؟
- يعني ما بايد باور كنيم كه عملياتي به اين اهميت و حساسي بدون طرح و برنامهي قبلي انجام شده است؟ و آمريكاييها اين دروغها و تناقضها را بدون طرح قبلي به زبان ميآورند؟ اين فرض كه به طور حتم، غير ممكن است زيرا كودكان نيز وقتي ميخواهند دروغ بگويند، قبلاً چندين بار دروغ خود را تمرين ميكنند. حال چگونه ممكن است مقامهاي كاخ سفيد بدون هماهنگي قبلي آن هم در خصوص موضوعي به اين مهمي به دروغ گويي بپردازند.
-بنابراين به طور قطع آمريكاييها براي انجام اين عمليات طرح و سناريوي كاملي داشتهاند؛ پس اين سؤال پيش ميآيد كه آن سناريو، چيست؟
- بايد چنين نتيجه گرفت كه اين تناقضها با هدف ابهام آفريني طرح شده و ابهام آفريني در عمليات كشته شدن بن لادن جزيي از اين نمايش و تعمدي است!
-در تصاويري كه از منزل مسكوني بن لادن پخش شد، كوچكترين نشاني از هيچ سلاح سبك و سنگيني نبود. بن لادن كه همواره پيش از اين در تصاويري كه براي رسانهها از خود ارسال ميكرد همواره با سلاح ديده ميشد، چگونه در منزل مسكوني خود هيچ سلاحي نداشت؟ آيا ممكن است بن لادن، رهبر يك گروه تروريستي بزرگ، در منزل خود بدون سلاح زندگي كند؟
- گفته شده وي در حالي كه سلاح نداشته است؛ در برابر نيروهاي آمريكايي مقاومت كرده، بنابراين هدف گلوله قرار گرفته است. يك مرد مسن و نحيف، چگونه بدون سلاح مقاومت كرده كه نيروهاي حمله كننده ناچار شدهاند دو گلوله به سر وي شليك كنند؟
-شخصيتي مانند بن لادن به طور قطع حرفهاي زيادي براي گفتن داشت و ميتوانست از بسياري حوادث تروريستي يك دههي گذشته پرده بردارد. ميتوانست بسياري از هم دستان خود را معرفي كند بنابراين زنده دستگير شدن وي خيلي ارزش داشت. چرا نيروهاي آمريكايي براي زنده دستگير كردن وي هيچ تلاشي نكردند؟
-چرا دولت پاكستان از محل اختفاي وي آن هم در نزديكي يك مقر نظامي بزرگ، خبر نداشت؟
- آيا به واقع بن لادن در همين عمليات اخير كشته شد يا اينكه پيش از اين كشته شده بود و يا بر اثر بيماري مرده بود و شب عمليات با بالگرد به محل برده شد.
-فيلمهايي كه از محل زندگي وي به تازگي نشان داده شده هيچ شباهتي به مقر فرماندهي رهبر يك گروه تروريستي، آن هم گروهي به وسعت و بزرگي القاعده ندارد!
-آيا بن لادن در اين منزل زنداني بوده و اقدامهايي را انجام ميداده كه از او ميخواستند و يا اينكه گروه القاعده را رهبري ميكرده است؟
اين سؤالات و دهها سؤال ديگر كه همچنان بيپاسخ مانده و احتمالاً بيپاسخ خواهد ماند حكايت از ابهام سنگيني است كه در ارتباط با بن لادن وجود داشته است. پديدهي بن لادن از ابتدا با ابهام آغاز شد، با ابهام ادامه يافت و با ابهام خاتمه داده شد. اين نه به خاطر آن است كه بن لادن شخصيتي مبهم داشت، بلكه اين همه ابهام از آنجا ناشي ميشود كساني كه وي را به وجود آوردند، حمايت كردند و دست آخر نابودش كردند؛ هيچگاه نميخواستند با روشن شدن تمامي ابعاد شخصيتي و عملكرد بن لادن، انگشت اشاره به سوي خود آنان نشانه رود. كشته شدن و يا مرگ بن لادن هر كدام كه باشد حكايت از ظهور فصل جديدي در اقدامهاي آيندهي آمريكا محسوب ميشود:
- با مرگ بن لادن، اوباما پيروزي خود را در انتخابات آيندهي رياست جمهوري آمريكا، تضمين كرد.
-با مرگ بن لادن، آمريكا وانمود كرد كه در مبارزه با تروريسم پيروز شده است.
-اما ماشين ديپلماسي آمريكا براي بقاي خود همواره به يك دشمن مبهم نياز دارد. در دوران جنگ سرد اتحاد شوروي پشت ديوارهاي آهنين نقش دشمن قوي و مبهم را براي آمريكا ايفا ميكرد و دستگاه ديپلماسي واشينگتن به چرخش در ميآمد. پس از اتحاد شوروي، اين وظيفه بر دوش بن لادن و القاعده قرار گرفت. اكنون با كشته شدن بن لادن بايد منتظر شكلگيري يك دشمن مبهم ديگر براي آمريكا باشيم.
- آمريكا در اين فصل جديد، ايجاد چگونه دشمن مبهم يا غير مبهمي را براي خود تدارك ديده است؟
سرانجام:
----------
سرانجام ميتوان چنين گفت كه: «تمامي موارد ياد شده پيرامون حادثهي كشته شدن بن لادن، محتمل است ولي اينها تمامي ابعاد حادثه نيست و نميتواند، باشد. توجه داشته باشيم كه بروز اين ابهامها موجب شد تمامي رسانههاي جهان اعم از رسانههاي آمريكا و يا خارج از اين كشور بخش اعظمي از وقت خود را معطوف به رمزگشايي از اين ابهامها كنند.
اين فرصت مناسبي بود براي آمريكا تا ضمن بهرهبرداري مناسب از مرگ بن لادن، توجه رسانهها و افكار عمومي را از تغييرات عمدهي اطلاعاتي و نظامي در اين كشور به جاي ديگري معطوف كند. در حالي كه رسانهها و افكار عمومي آمريكا و جهان در پي انتصابات بيسابقه در سطوح امنيتي و نظامي به دنبال پاسخ مناسبي براي اين تغييرات بودند به ناگاه و فقط با گذشت سه روز از اين انتصابات مرگ بن لادن تمامي توجهها را به خود معطوف داشت و اذهان را ربود.
اين رويداد موجب شد كه تحليلگران مسايل سياسي در محافل و يا تريبونهاي مختلف به جاي بررسي ابعاد رويكرد جديد نظامي امنيتي آمريكا در جهان، تلاش خود را به رمزگشايي از ابهامهاي مرگ بن لادن، معطوف سازند.
بعيد است كه طراحان عمليات مرگ بن لادن پيش از انجام اين عمليات، حداقل سناريوي كوچك رسانهاي براي آن تدارك نديده باشند. سناريويي كه دانش آموزان مدارس نيز توانايي نگارش آن را دارند بنابراين بايد به دنبال رمزگشايي از مناسبات و معادلات امنيتي و نظامي جديد آمريكا در منطقه و جهان باشيم نه در پي رمزگشايي از نحوهي دستگيري و كشته شدن بن لادن.
نكته: اين رويداد بار ديگر نشان داد كه آمريكاييها متأسفانه هنوز در مديريت رسانههاي ديگر كشورها موفق عمل ميكنند و به راحتي ميتوانند توجه افكار عمومي را از مسألهاي به مسألهي ديگر، سوق دهند.
نويسنده: محمدرضا عرفانيان؛ كارشناس مسايل استراتژيك
منبع: سايت برهان
انتهاي پيام/