پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 2:06 PM
و اینک تحقیقى درباره برخى از روایات هجرت
1-در پارهاى از روایات آمده که سراقه گوید:وقتىدانستم که نیروى غیبى نگهبان رسول خدا است و کسى را براو دسترسى نیست فریاد زدم و به آن حضرت و همراهانش امانداده و درخواست کردم بایستند،و چون ایستادند نزدیک رفتم وجریان صد شتر جایزه مشرکین و مطالب دیگرى را که در اینرابطه و تصمیم قریش بر قتل و دستگیرى آن حضرت شنیده بودمبه اطلاع آن حضرت رساندم و از او خواستم تا اجازه دهد قدرىتوشه راه براى آنها تهیه کنم و تیرى که همراه داشتم به او بدهمو عرض کردم در سر راهتان که مىروید شتران من در حال چراهستند و غلام من آنها را مىچراند،این تیر را بگیر تا نشانه وعلامتى باشد که اگر نیازمند شدید به غلام من بدهید و از شیرشتران من استفاده کنید...
ولى آن حضرت نپذیرفت و فرمود:
«لا حاجة لی فیما عندک...»
-مرا بدانچه در نزد تو است نیازى نیست...
و شاید علت این کار آن حضرت این بوده که نمىخواسته ازشخص مشرکى مانند سراقة بن مالک بر سر او منتى باشد...
چنانچه در موارد مشابه این جریان نیز برخورد آن حضرت اینگونهبود.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.