0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  11:06 AM

اجمالى از داستان دخترکشى اعراب در جاهلیت

در اینکه انگیزه این جنایت هولناک چه بود در روایات وتواریخ اختلاف است،و در قرآن کریم نیز یکجا انگیزه اینکارآنها را فقر و ندارى ذکر کرده که مى‏فرماید:
/...و لا تقتلوا اولادکم خشیة املاق نحن نرزقکم‏و ایاهم.../ (1) که البته این انگیزه اختصاصى به دختران نداشت،و هر فرزندى را در بر مى‏گرفت...ولى در جاى دیگر داستان رادر رابطه با دختران تنها ذکر فرموده و گوید:
/و اذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا و هو کظیم یتوارى من‏القوم من سوء ما بشر به، ایمسکه على هون ام یدسه فی التراب،الا ساء ما یحکمون/ (2) .
و در سوره تکویر فرماید:
/و اذا الموؤدة سئلت بای ذنب قتلت/ (3) .
و امیر المؤمنین علیه السلام نیز در این باره فرموده:
«فالاحوال مضطربة،و الایدی مختلفة و الکثرة متفرقة فی بلاءازل،و اطباق جهل،من بنات موؤدة،و اصنام معبودة،و ارحام‏مقطوعة،و غارات مشنونة...» (4)
و بگفته ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه این عادت ناروادر میان قبیله بنى تمیم پیدا شد، و بگفته برخى دیگر در میان‏قبائل تمیم و قیس و اسد و هذیل و بکر بن وائل شایع شد و سبب‏آن نیز نفرین رسول خدا(ص)بود که درباره‏شان نفرین کرده‏فرمود:
«اللهم اشدد وطاتک على مضر،و اجعل علیهم سنین کسنی‏یوسف‏».
و بدنبال این نفرین بود که هفت‏سال دچار خشکسالى وقحطى شدند و کارشان بجائى رسید که کرک را با خون مخلوطکرده مى‏خوردند،و نام آن خوراک را«علهز»مى‏نامیدند،و درپى همان قحطى بود که دختران را بخاطر فقر و ندارى زنده بگورمى‏کردند...
و جمعى دیگر گفته‏اند:انگیزه اینکار فقر و ندارى،نبودبلکه غیرت و تعصب آنها بود،و سبب آن نیز آن شد که قبیله تمیم در یکى از سالها از دادن خراج به نعمان بن منذر(پادشاه‏حیره) خوددارى کردند،و نعمان نیز برادرش‏«دیان بن منذر»رابجنگ ایشان فرستاد و او نیز فرزندان و چارپایان آنها را بصورت‏اسیر و غنیمت گرفته به نزد نعمان برد،و پس از این ماجرا قبیله‏بنى تمیم به نزد نعمان رفته از او درخواست گذشت و ترحم کرده‏و او نیز بحال آنها رقت کرده دستور داد فرزندان اسیر آنها رابراى بازگشت نزد قبیله خود آزاد بگذارند به این شرط که هر یک‏از آن اسیران مایل بودند به نزد پدران خود بازگردند آنها را بازگردانند،و اگر هم مایل بودند نزد صاحبان خود بمانند آنها رامجبور به بازگشت نکنند...
و بدنبال این دستور همه دختران حاضر به بازگشت نزد پدران‏خود شدند جز دختر قیس بن عاصم که ماندن نزد صاحب خود که‏او را اسیر کرده بود را اختیار کرد و حاضر به بازگشت نزد پدرخود نشد.
قیس بن عاصم که چنان دید با خود عهد کرد که از آن پس‏هر دخترى که پیدا کند او را زنده بگور کند (5) و جمع بسیارى از قبیله بنى تمیم نیز در اینکار از او پیروى کردند...و این عادت‏زشت در میان ایشان پدید آمد (6) 1.
------------------------------------------
1- سوره انعام آیه 151.
2- سوره نحل آیه 58-59.
3- سوره تکویر آیات 8-9.
4- خطبه 187-نهج البلاغه
5- قیس بن عاصم از بزرگان قبیله تمیم و سخاوتمندان ایشان بوده که پس از بعثت‏رسول خدا(ص)به نزد آنحضرت آمد و مسلمان شد و گویند سى و سه فرزند داشته‏است،و روایاتى نیز از رسول خدا(ص)نقل کرده و در حدیث است که به رسول خدا(ص)عرض کرد:من هشت دختر را در زمان جاهلیت زنده بگور کردم اکنون‏چگونه اینکارم را جبران کنم؟فرمود:بجاى هر یک از آنها بنده‏اى آزاد کن.عرض‏کرد:من شتران زیادى دارم؟فرمود:بجاى هر یک از آنها شترى قربانى کن.
6- در حدیث است که صعصعه بن ناجیة بن عقال به نزد رسول خدا(ص)آمده وعرض کرد: من در زمان جاهلیت عمل صالحى انجام داده‏ام آیا براى من اکنون‏سودى دارد؟و چون رسول خدا(ص)سئوال کرد چه عملى انجام داده‏اى داستانى‏نقل کرد که خلاصه‏اش آن بود که من در آنروزگار دو شتر گم کردم و بدنبال آنها دربیابان مى‏گشتم و به چادرى برخوردم که پیرمردى در کنار آن نشسته بود و چون سراغ‏شترانم را از او گرفتم گفت:نزد ما است و من نزد او نشستم تا شترانم را بیاورند که‏در این وقت پیرزنى از خیمه بیرون آمد و آن مرد بدو گفت:
-چه زائیده؟اگر پسر است که در مال ما شریک است!و اگر دختر است که اورا دفن کنیم؟پیر زن گفت:دختر است،من که این سخن را شنیدم به آن مرد گفتم:
آیا این دختر را به من مى‏فروشى؟
پیرمرد گفت:مگر عرب فرزند خود را مى‏فروشد؟
گفتم:من حیات و زندگى او را مى‏خرم،نه خود او را!
گفت:به چند میخرى؟گفتم:خودت بگو.گفت:به دو شتر ماده و یک شتر نر!
من پذیرفتم و آن دختر را خریدم و پس از آن نیز این کار شیوه من بود،و بدین ترتیب‏دویست و هشتاد دختر را که مى‏خواستند زنده بگور کنند خریدارى کردم و از مرگ‏نجات دادم...ا

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها