پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 10:58 AM
تاریخى اجمالى از بناى کعبه و تحولاتى که در طولتاریخ در آن ایجاد شده
اکنون که بحث تجدید بناى کعبه بمیان آمد مناسبدیدیم یک تاریخ اجمالى از بناى کعبه در اینجا ذکر کنیم تا درجاهاى دیگر نیازى به عنوان مجدد این بحث نباشد.
و البته درباره اصل بناى کعبه و هم چنین درباره اینکهتاکنون چند بار بناى آن تجدید شده اختلافى در روایات دیدهمىشود که ما بهتر دیدیم ترجمه گفتار مرحوم علامه طباطبائى رادر تفسیر المیزان در این باره براى شما ذکر نموده و از نقلاختلافات و رد و ایرادهاى آن خوددارى کنیم.
مرحوم علامه طباطبائى در تفسیر آیه شریفه/ان اول بیت وضعللناس.../«سوره آل عمران آیه 96»بعنوان بحثى تاریخىدرباره بناى خانه کعبه و سایر امور مربوط به آن چنین گوید:
این معنا،متواتر و قطعى است که،بانى کعبه ابراهیم خلیلبوده و ساکنان اطراف کعبه بعد از بناى آن،تنها فرزندش اسماعیل و قومى از قبائل یمن بنام جرهم بودهاند.و کعبه تقریباساختمانى به صورت مربع بنا شده که هر ضلع آن به سمتیکىاز جهات چهارگانه: شمال،جنوب،مشرق و مغرب بوده و بدینجهت اینطور بنا شده که بادها هر قدر هم که شدید باشد،بارسیدن به آن شکسته شود و نتواند آن را خراب کند.
و این بناى ابراهیم علیه السلام همچنان پاى بر جا بود تا آنکهیکبار عمالقه آن را تجدید بنا کردند.و یکبار دیگر قوم جرهم(ویا اول جرهم بعد عمالقه،همچنان که در روایت وارده ازامیر المؤمنین اینطور آمده بود.) (1) و آنگاه،وقتى زمام امر کعبه به دست قصى بن کلاب،یکىاز اجداد رسول خدا صلى الله علیه و آله افتاد(یعنى قرن دوم قبلاز هجرت)قصى آن را خراب کرد و از نو با استحکامى بیشتر بنانمود و با چوب دوم(درختى شبیه به نخل)و کندههاى نخل آنرا پوشانید،و در کنار آن بنائى دیگر نهاد به نام دار الندوة،که درحقیقت مرکز حکومت و شوراى با اصحابش بود.آنگاه جهاتکعبه را بین طوائف قریش تقسیم نموده که هر طایفهاىخانههاى خود را بر لبه مطاف پیرامون کعبه بنا کردند و درخانههاى خود را بطرف مطاف باز کردند.
بعضى گفتهاند:پنجسال قبل از بعثت نیز یکبار دیگر کعبهبه وسیله سیل منهدم شد،و طوائف قریش عمل ساختمان آن رادر بین خود تقسیم کردند،و بنائى که آن را مىساخت مردىرومى بنام«یا قوم»بود و نجارى مصرى او را کمک مىکرد،وچون رسیدند به محلى که باید حجر الاسود را کار بگذارند،در بینخود نزاع کردند،که این شرافت نصیب کدامیک از طوائفباشد؟در آخر همگى بر آن توافق کردند که محمد صلى الله علیهو آله را که در آن روز سى و پنجساله بود بین خود حکم قراردهند،چون به وفور عقل و سداد راى او آگاهى داشتند. آنجناب دستور داد تا ردائى بیاورند و حجر الاسود را در آن نهاده وبه قبائل دستور داد تا اطراف آن را گرفته و بلند کنند،و حجر رادر محل نصب یعنى رکن شرقى بالا بیاورند.آنگاه خودش سنگرا برداشت و در جایى که مىبایست باشد،قرار داد.
و چون خرج بنائى آنان را به ستوه آورده بود،بلندى آن را بههمین مقدار که فعلا هست گرفتند.و یک مقدار از زمین زیربناى قبلى از طرف حجر اسماعیل خارج ماند و جزء حجر شد،چون بنا را کوچکتر از آنچه بود ساختند و این بنا همچنانبر جاى بود تا زمانى که عبد الله زبیر در عهد یزید بن معاویه(علیهما اللعنة و العذاب)مسلط بر حجاز شد و یزید سردارى بنامحصین به سرکوبیش فرستاد،و در اثر جنگ و سنگهاى بزرگى که لشکر یزید با منجنیق بطرف شهر مکه پرتاب مىکردند،کعبهخراب شد و آتشهائیکه باز با منجنیق به سوى شهر مىریختند،پرده کعبه و قسمتى از چوبهایش را بسوزانید،بعد از آنکه با مردنیزید جنگ تمام شد،عبد الله بن زبیر به فکر افتاد،کعبه را خرابنموده بناى آن را تجدید کند،دستور داد گچى ممتاز از یمنآوردند،و آن را با گچ بنا نمود و حجر اسماعیل را جزء خانهکرد،و در کعبه را که قبلا در بلندى قرار داشت،تا روى زمینپائین آورد.و در برابر در قدیمى،درى دیگر کار گذاشت. تا مردماز یک در درآیند و از در دیگر خارج شوند و ارتفاع بیت را بیستو هفت ذراع(تقریبا سیزده متر و نیم)قرار داد و چون از بنایشفارغ شد،داخل و خارج آن را با مشک و عبیر معطر کرد،و آن رابا جامهاى از ابریشم پوشانید،و در هفدهم رجب سال 64 هجرىاز این کار فارغ گردید.
و بعد از آنکه عبد الملک مروان متولى امر خلافتشد،حجاج بن یوسف به فرمانده لشکرش دستور داد تا به جنگ عبد اللهبن زبیر برود که لشکر حجاج بر عبد الله غلبه کرد و او را شکستداده و در آخر کشت و خود داخل بیتشد و عبد الملک را بدانچهابن زبیر کرده بود خبر داد.عبد الملک دستور داد،خانهاى را کهعبد الله ساخته بود خراب نموده به شکل قبلىاش برگرداند.
حجاج دیوار کعبه را از طرف شمال شش ذراع و یک وجب خراب نموده و به اساس قریش رسید و بناى خود را از این سمتبر آن اساس نهاد،و باب شرقى کعبه را که ابن زبیر پائین آوردهبود در همان جاى قبلیش(تقریبا یک متر و نیم یا دو متر بلندتر ازکف)قرار داد و باب غربى را که عبد الله اضافه کرده بود مسدودکرد آنگاه زمین کعبه را با سنگهائى که زیاد آمده بود فرش کرد.
وضع کعبه بدین منوال باقى بود،تا آنکه سلطان سلیمانعثمانى در سال نهصد و شصت روى کار آمد،سقف کعبه را تغییرداد.و چون در سال هزار و صد و بیست و یک هجرى احمدعثمانى متولى امر خلافت گردید،مرمتهایى در کعبه انجامداد،و چون سیل عظیم سال هزار و سى و نه بعضى از دیوارهاىسمتشمال و شرق و غرب آنرا خراب کرده بود،سلطان مرادچهارم،یکى از پادشاهان آل عثمان دستور داد آنرا ترمیم کردند.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.