پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 9:39 AM
توجیهاتى در باره این روایات
از آنجا که این روایات در نظر بسیارى از اهل سنت مورد قبول واقع شده و نتوانستهاند در سند و یا متن آنها تردید کننداصل مطلب را پذیرفته و با سخنانى عارفانه و فیلسوف مآبانه درصدد توجیه آن بر آمدهاند که از آنجمله گفتار زیر است:
اول-«و حکمتخداى عز و جل در این باره چنان بوده که انسانوقتى گوسفندان را که ناتوانترین حیوانات چهار پا هستند بچراندمهر و عطوفتى در دلش جاى گیر مىشود و چون به سر پرستىانسانها مامور گردد دلش از تندیهاى طبیعى و ستمهاى غریزىپاک و مهذب مىشود و به حد اعتلاى اعتدال مىرسد» (1) .
که البته به این گفتار ایرادهائى شده،از آنجمله اینکه:
1-گفته شده:چگونه کسى مىتواند باور کند که پیامبربزرگوار الهى و نبى اعظم-صلى الله علیه و آله-نیازى به تهذیب وپاک کردن دل از تندیهاى طبیعى و ستمهاى غریزى داشت. آنپیامبرى که خدا در بارهاش فرمود:
لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکمبالمؤمنین رؤف رحیم؟ (2)
2-اگر هم ظلمى در وجود آنحضرت بود آیا مدرسهاى بهتر از مدرسه گوسفند چرانى براى تهذیب آن نبود؟!
3-این مطلب مخالف است با حدیثى که در باره آنحضرتاز ائمه معصومین(ع)روایتشده که فرمودند:
«و لقد قرن الله به من لدن ان کان فطیما اعظم ملک من ملائکتهیسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره...» (3) .
یعنى و براستى که خداى تعالى از زمان شیرخوارگى،بزرگترین فرشته خود را قرین آنحضرت قرار داد که راههاىکرامت و اخلاقهاى نیکوى جهانیان را در شب و روز به وىبیاموزد...
4-اساسا مگر ظلم و ستم و یا سایر اخلاق زشت و ناپسندغریزى است که احتیاج به تهذیب داشته باشد؟!...
5-از همه اینها گذشته این گفتار نیز مورد سئوال و خدشه استکه چرانیدن گوسفندان دشوارتر از چرانیدن حیوانات چهار پاىدیگر است؟
و خلاصه آنکه این توجیه از جهاتى مورد خدشه است گذشتهاز اینکه خود این روایات از جهاتى مخدوش است که در بحثآینده خواهید خواند.
دوم-و نظیر این توجیه،گفتار دیگرى است که در شرح صحیحبخارى در ذیل همین حدیث آمده که گفتهاند:
حکمت در گوسفند چرانى پیغمبران الهى آن بود که چون اینان باگوسفندان مخالطت و آمیزش داشته باشند بر حلم و شفقتشانافزوده گردد،زیرا وقتى اینان در برابر دشواریهاى گوسفند چرانى وگرد آوردن گوسفندان مختلف الطبیعه و چراگاههاى پراکنده وبخصوص با توجه به ناتوانى و نیاز گوسفندان صبر و بردبارى بخرجدادند،در اینصورت در مقابل دشواریهاى مردمان امتخود بااختلافى که در طبیعت و اصناف خود دارند سزاوارتر و شایستهترخواهند بود... (4) .
و البته باید دانست که این گفتار مضمون همان روایتعلل الشرایع است که اگر صحت آن روایت تایید شود نیازى بهاین گفتار نیست و همان روایت براى ما معتبر است،ولى ظاهراروایت از نظر سند ضعیف است.
سوم-توجیه دیگرى که قدرى بىاشکالتر از دو توجیه سابقاست آنست که گفته شود:
از آنجا که محیط شهر مکه محیطى آلوده به گناه و ظلم و شرک و بت پرستى و بىعدالتى و مفاسد دیگرى بود،و رسولخدا(ص)که از کودکى با انواع مفاسد و مظالم مبارزه مىکرد واز مشاهده آن وضع رقت بار و ظلم و ستمهائى که بوسیلهسرکردههاى شهر به افراد ضعیف و ناتوان مىشد وبىعدالتیهائى که عموم مردم آن زمان بدان دچار بودند رنجمىبرد،و از طرفى قدرت جلوگیرى آنها را نداشت،بدنبالوسیلهاى مىگشت تا هر چه بیشتر از آن منطقه و محیط و مشاهدهآن وضع ناهنجار،کنار و دور باشد و بهترین وسیله براى وصول بهاین منظور خروج از شهر و سرگرمى با آن حیوانهاى صامت وزبان بسته و محیط بیابان بىسر و صدا و بدور از فحشاء و فسادبود،و روى همین منظور رسول خدا(ص)بى آنکه نیازى به اصلاین کار و یا دریافت مزدى در این باره داشته باشد داوطلب اینکار شد و خود وسائل این سرگرمى را براى خود فراهم کرده ومشتاقانه بدنبال آن مىرفت.
گذشته از اینکه براى مردم مکه چرانیدن گوسفندان و شترانبهترین سرگرمى و شغل محسوب مىشد و بسیارى از آنهابى آنکه نیازى به این کار و یا دریافت مزدى در برابر آن داشتهباشند علاقهمند به انجام آن بودند و آنرا شغل خوبى مىدانستند ومورد پسندشان بوده. و البته اگر اصل مسئله مورد قبول باشد و صحت آن موردتردید و خدشه نباشد این توجیه خوبى است و شاید در صفحاتآینده نیز توضیحى بیشتر براى آن بدهیم.
-----------------------------------------
1-سیرة الحلبیه ج 1 ص 150-سیره زینى دحلان(حاشیه سیره حلبیه)ج 1 ص 97.
2-سوره توبه-آیه 128.
3-نهج البلاغه قسمتخطب و اوامر خطبه 190.
4-شرح صحیح بخارى ج 8 ص 96-شرح کرمانى.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.