همسری حرف شنو
پنج شنبه 6 اسفند 1388 8:44 AM
مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود میکرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت وبدبختی با خود شریک نموده بود
تا اینکه روزی از روزها او به بستر مرگ افتاد و دیگر برایش مسلم گردید که حتما رفتنی است . بنابراین در لحظات آخر ، همسرش را نزد خود خواند از او خواست در آخر عمری قولی برای او بدهد و آن این بود که تمامی پولهایش را داخل صندوقی گذاشته و درکنار جسد وی در تابوت قرارداده تا او بتواند در آن دنیا آنها را خرج کند . همسرش در حالی که با نگاهی شفقت انگیز به شوهر در حال نزع مینگریست ، قسم خورد که به قولش وفا کند
در روز تشییع و درست وقتی که تمامی مقدمات فراهم شده و مامورین گورستان میخواستند میخهای تابوت را بکوبند ، زن فریادی کشید و گفت : " صبر کنید یک سفارش او مانده که باید به اجرا بگذارم . " سپس کیسه سیاهی را از کیفش بیرون آورده و آنرا داخل صندوق کوچک درون تابوت قرار داد
خواهر خانم که از شرح ماوقع خبردار بود با لحنی سرزنش آمیز به همسر متوفی گفت : " مگه عقل از سرت پریده ؟ این چه کاری بود که کردی ؟ آخه شوهرت اون پولها رو چه جوری میتونه تو اون دنیا خرج کنه ؟ "
زن پاسخ داد : " من فردی با ایمان هستم و قولی را که به همسرم دادم هیچوقت فراموش نکرده ام . اما برای راحتی او ، تمامی پولها رو به حساب خودم واریز کردم و براش یه چک صادر کردم که بعده نقد کردنش ، بتونه خرجشون کنه "
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا 2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا 3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا 4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com
تالارهای تحت مدیریت :
مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه