0

رحمت دو عالم

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

رحمت دو عالم
دوشنبه 8 فروردین 1390  5:10 PM


رحمت دو عالم

فصل آخر
مهدی خلیلیان

مسلمان، دورِ کعبه... کعبه، قربانِ تو می‏گردد
یقیناً آسمان ـ دائم - به فرمانِ تو می‏گردد
تمام ماجرا این بوده: چشم گوشه‏گیرت را
خدا، می‏دیده و، سی جزء، مهمان ِ تو می‏گردد
عبایت از گل و عمامه‏ات گل، حرف‏هایت گل
بهارا! آفرینش، رویِ دستانِ تو می‏گردد
همه آیات قرآن، در مدارِ چشم‏های تو،
تو می‏گردی و، قرآن نیز حیرانِ تو می‏گردد
به خشکی، گرچه طی شد فصل ـ فصلِ زندگی، بی‏تو
و اما فصل آخر، مستِ بارانِ تو می‏گردد
نظر کردی و، بیت اللّه‏ شد بیت الغزل‏هایم
پس از این، شعرهایم نیز از آنِ تو می‏گردد

گفته بودن یه روز می‏آیی
سودابه مهیجی

خواب تو رو دیده بودن تو طالع پیر زمین
گفته بودن یه روز می‏آی کاهنای آیینه‏بین
اسم تو رو بلد بودن کتابای عهد عتیق
راویای دین خدا، زندونیای دم تیغ
نگار مهربونی که نرفته بود به مکتبی
اومد با یه کتاب سبز تا بشه ذکر هر لبی
تا اسمشو رج بزنن تو مشقای هر شب عشق
دلای سر به راه شده تو سایه مذهب عشق
تویی که دستای همه دخیل آبروی توست
تو که طهارت زمین به رشحه وضوی توست
با دستای کریمت و نگاه شق‏القمرت
دستی بکش رو سرِ ما عاشقای دربه‏درت
تو رحمت دو عالمی! سایه رو سرِ زمین!
تو این روزای بی‏امون بی‏کسیامونو ببین!

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها