0

ذخیره ی خدا

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

ذخیره ی خدا
شنبه 6 فروردین 1390  3:53 PM



ذخیره ی خدا

نگاهي به زندگاني عالم ربانى، آیةالله حاج شیخ غلامرضا یزدی(ره) به قلم آیةالله حاج شیخ ابوالقاسم وافی¬دام¬ظلّه
بازگو كردن حالات و روحیات بزرگ¬مردی كه تعبیرات مراجع عظام، اسوه¬های اخلاق، دانشمندان، نویسندگان و گویندگان، از مقامات معنوى، قداست روحی و درجات عالی عبودیتش حكایت می¬كند، كاری آسان نیست، و نمی¬توان حق او را ادا كرد.
سال¬ها پیش در محضر آیةالله العظمی بهجت از آیةالله حاج شیخ غلام¬رضا(ره) ذكری به میان آمد. ایشان فرمودند: «خداوند قدرت دارد افرادی را همانند حاج شیخ غلام¬رضا تربیت كند، ولی زمان ما ظرفیت چنین شخصیت¬هایی را ندارد»! چنین بیانی از ناحیه شخصیتی كه خود مجسمه تقوا و بصیرت و واجد مراتب بالای معرفت و فضیلت است برای پی بردن به كمالات روحی و فضایل اخلاقی آن بنده صالح كافی است، اما در عين حال با استعانت از دستگيري ربوبى، نگاهی به زندگانی سراسر نورانی آن انسان نمونه در علم و عمل خواهیم انداخت و در پرتو آن، درس¬هایی خواهیم آموخت، إن¬شاءالله. به این امید كه این نگاه و كنكاش برای جامعه ما به ویژه روحانیت معظم و طلاب محترم، مفید باشد و همگان از خدا بخواهند كه آنان¬را در صراط مستقیم و پیروی از احكام دین ثابت قدم بدارد. تاریخ نشان می¬دهد كه چه بسا افرادی كه سالیان متمادی در گروه مجاهدان بوده و با خواص از بندگان مخلص خداوند ارتباط داشته¬اند، یا در راه تعلیم و تعلم و تبلیغ و نشر معارف دین فعالیت كرده و احیاناً به مقاماتی نایل آمده¬اند، اما نتوانسته¬اند خود را به پایان راه برسانند و با تحولات اجتماعی و ابتلائات الهی تغییر مسیر داده و در دام نفس و شیطان گرفتار گشته و با از دست دادن اندوخته¬ها، از دنیا رفته¬اند!
مناسب می¬دانم پیش از شروع بحث مورد نظر و به امید نتیجه¬گیری بیشتر و بهتر، مقدمه¬ای بیاورم:
برابر آیات شریفه قرآن كریم كه ادلّه عقلی هم آن را تأیید می¬كند، خداوند از میان بندگانش انسان-هایی بزرگ و چهره¬هایی شایسته را برگزیده و با لطف و هدایتش آنان را تربیت كرده است و پس از ابتلائات و طیّ آزمون¬های سخت، مسؤولیت سنگین هدایت مردم و آشنا ساختن آنان با مبدأ و معاد را به آن بزرگواران تفویض كرده، و از آنان برای انجام این وظیفه پیمان گرفته است. پروردگار عالمیان توجه به آخرت و نعمت¬های پایدار آن و زهد از دنیای پست و بی¬قرار را برای انبیا(ع) شرط اصلی دانسته و آنان این شرط را پذیرفته و در مقام عمل نیز از عهده آن برآمده و به پیمان خود وفا كرده¬اند.
انبيا بدون ترديد از نظر كمالات نفسانى، فضایل اخلاقی و مراتب عبودیت، افضل افراد زمان خود بوده-اند و در سراسر زندگی¬ خود پیش از بعثت و نبوّت و بعد از آن، لغزشی كه گناه محسوب شود در گفتار، رفتار و اخلاق خود نداشته¬اند و بدین دلیل برای امت خود الگو و مقتدا بوده¬اند. این همان مقام عصمت است كه پروردگار حكیم به همه پیامبران و امامان(ع) با درجات متفاوتی كه دارند، مرحمت فرموده است.
خداوند تأسی و اقتدا به پیشوایان دین را وظیفه مؤمنان دانسته و می¬فرماید: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللّهَ وَ الْیَوْمَ اْلآخِرَ وَ ذَكَرَ اللّهَ كَثیرًا و می¬فرماید: قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی إِبْراهیمَ وَ الّذینَ مَعَهُ... و در سوره انعام پس از ذكر نام تعدادی از انبیا و تجلیل از آنان می¬فرماید: أولئِكَ الّذینَ هَدَی اللّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ...؛ «اینان كسانی هستند كه خدایشان هدایت كرده است؛ پس به هدایت آنان اقتدا كن...». مرحوم فیض كاشانی ذیل این آیه شریفه از امام صادق(ع) روایت می¬كند كه آن حضرت فرمود: «لا طریق للأكیاس من المؤمنین أسْلَم مِن الإقتداء، لأنّه المنهج الأوضح والمقصد الأصح، قال الله عزّوجل لأعزّ خلقه محمد(ص): أولئِكَ الّذینَ هَدَی اللّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ... فلوكان لِدین الله مسلكٌ أقوم مِن الاقتداء لندَب أنبیائه و أولیائه إلیه». امیرالمؤمنین و امام المتقین(ع) در نهج البلاغه می¬فرماید: ... «لقد كان فی رسول¬الله كافٍ لَكَ فی الأسوة ... فتأسّ بنبيّك الأطيب الأطهر(ص) فإنّ فيه أسوةً لمن تأسّى، ... وَأحَبُّ العِباد إلی الله الـمُتأسّی بنبیّه، والمقتَصُّ لأثرِه».
آن حضرت، همچنین در خطبه 97 می¬فرماید: «انـْظروا أهلَ بیتِ نبیّكم فَالْزَمُوا سَمْتَهُم، واتّبِعوا أَثَرهُم» و این همان دعا و درخواستی است كه خداوند برای همه مؤمنان در نمازهای فریضه، واجب دانسته تا سوره حمد را بخوانند و بگویند: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ ? صِراطَ الّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ... و مقصود از آن، پیامبران، صدیقین،‌ شهدا و صالحین هستند كه در سوره نساء آیه 69 آنان را مطرح فرموده است.
انبیا و ائمه(ع) تربیت یافتگان مكتب الهی هستند، و دیگران باید فضایل اخلاقی و كرامت¬های انسانی را از آنان یاد بگیرند. مولای متقیان(ع) در نهج البلاغه، می¬فرمایند: «إنّا صَنائعُ ربِّنَا، والنَّاسُ بعدُ صنائعُ لن».
همین مضمون در توقیع مباركی كه شیخ طوسی(ره) از ناحیه مقدسه در كتاب غیبت آورده، دیده می¬شود. امام عصر در این توقیع می¬فرماید: «والحقّ معنا فلن یوحشنا مَنْ قَعَدَعنّا ونحن صنائع ربّنا والخلق بعد صنائعن».
ابن¬ ابی¬الحدید (شارح نهج البلاغه) ذیل سخنی كه از امیرالمؤمنین(ع) نقل كردیم، می¬گوید: «این تعبیر بر همه تعبیرات برتری دارد و محتوای آن نیز از تمام مضامین بالاتر است؛ زیرا مقصود حضرت این است كه هیچ یك از افراد بشر بر ما نعمتی ندارند و این تنها ذات مقدس باری¬تعالی است كه ما را مورد انعام خود قرار داده است، و بین ما و او واسطه¬ای نیست، ولی مردم همه دست پرورده ما می-باشند و ما واسطه میان آنان و خداوند هستیم؛ سپس می¬گوید: «و هذا مقامٌ جلیل».
همان¬گونه كه در زمان حضور ائمه اطهار(ع)، چهره¬هایی شاخص در فقه و آگاه به اصول و فروع و آشنا با مبانی اعتقادی و مسایل علمی بودند و حضرات معصومین(ع)، مردم را به آنان ارجاع می¬دادند و به عنوان حاملین علوم و معارف خود معرفی می¬نمودند، در زمان غیبت و دسترسی نداشتن به امام زمان نیز چنین وضعی وجود دارد. در طول یازده قرن كه از غیبت كبرا می¬گذرد، همواره رجال بزرگ و استوانه¬هایی در علم و اخلاق در هر عصر، بیان كننده احكام الهی و معارف اسلام ناب بوده-اند، و اساس مكتب تشیع را از تحریف و افراط و تفریط و تغییر مسیر نگاه داشته و راه رسیدن به حقایق دین و قُرب خداوند و روش عبودیت را برای عامّه مردم بیان كرده¬اند.
امام صادق(ع) از رسول اكرم(ص) نقل می¬كند كه آن حضرت فرمود: «یحمل هذا الدّین فی كلّ قرن عدولٌ ینفون عنه تأویل المبطلین و تحریف الغالین و انتحال الجاهلین».
از امام هادی(ع) روایت شده است كه آن حضرت فرموده است: «لولا مَنْ یبقی بعد غیبة قائمنا(ع) من العلماء الداعین إلیه، والدالین علیه والذّابین عن دینه بحجج الله، والمُنقذین لضعفاء عبادالله مِن شباكِ ابلیس ومَرَدته ومِن فخاخ النواصب، لَما بقیَ أحدٌ إلاّ ارتدّ عن دین الله، ولكنّهم الذّین یُمسكون أزمّـة قلوب ضعفاء الشیعة... أولئك هم الأفضلون عندالله عزوجلّ».
این سخن حق امام(ع) مطابق با واقع است؛ زیرا از زمان مرحوم كلینی و پیش از آن، تاكنون هزاران فقیه، محدّث، مفسّر، محقق، فیلسوف، مورّخ، نویسنده و متكلّم با هزاران تألیف و تصنیف در رشته¬های مختلف علوم، پاسداری از دین، نگهبانی از مكتب اهل بیت و هدایت امت اسلامی را عهده¬دار بوده¬اند و با تحمل فشارهایی غیر قابل توصیف از ناحیه حكومت¬های جبّار و طاغوت¬های ستمكار و گروه¬های منحرف و متعصّب و حوادث ناگوار و جان¬كاه، راه خود را با تلاش فراوان دنبال كرده و امانتی را كه از ناحیه پیشوایان معصوم(ع) دریافت نموده بودند به مردم زمان خود منتقل ساختند و تا مرز شهادت و آن سوی این مرز، پیش رفتند.
این بزرگان كه در روایات، ورثه¬ی انبیا(ع) نامیده شده¬اند، در علم وعمل، اخلاق و كرامت، زهد و نصیحت، تقوا و فضیلت، صبر و استقامت، ایثار و شجاعت و در یك جمله، حركت در مسیر عبودیت خداوند عزّشأنه، انسان¬هایی ممتاز و نمونه بوده¬اند: «ولولاهم لم یبق من الإسلام إلاّ اسمُه ولامِن القرءان إلاّ رسمه ولامِن الإنسانیّة إلاّ أكله وشربه و شهوته و غضبه، جزاهم الله عن الإسلام والمسلمین خیرالجزاء وكثّرالله أمثالهم إلی یوم لقاءالله».
خداوند سبحان توفیق پیروی از این بزرگ¬مردان وارسته و تربیت یافته در مكتب اسلام را به همه ما عنایت فرماید، تا از خیرات و بركات آنان بهره¬مند گردیم.
اكنون به موضوع مورد نظر؛ یعنی نگاهی به زندگی نورانی مرحوم آیةالله حاج شیخ غلام¬رضا یزدی(ره) می¬پردازیم، و نكاتي آموزنده و كوتاه از ويژگي¬هاي علمى، اخلاقى، عبادى، كمالات نفسانی و مقامات معنوی ایشان كه می¬تواند برای ما مفید باشد را مطرح می¬كنیم. امید است در توجه ما به مبدأ و معاد، تهذیب نفس، تخلق به اخلاق اولیا و خدمت در راه بندگان خدا تأثیر مطلوب داشته باشد و از اسارت نفس و پیروی از شیطان آزادمان نماید.

ولادت، حیات و وفات

عالم ربانی آیةالله حاج شیخ غلام¬رضا(ره) ـ برابر دست¬خطی كه از معظم¬له موجود است ـ در شعبان المعظم 1295 ه . ق در محله سراب مشهد مقدس متولد شد. سال 1309 تحصیلات حوزوی را آغاز كرد و تا سال 1314 ادبیات، فقه و كلام را از محضر اساتید معروف استفاده نمود و سپس همراه رفیق و همدرس خود سید اجلّ، آقا نجفی قوچانی(ره) «صاحب كتاب سیاحت شرق و سیاحت غرب» از طریق طبس و یزد وارد حوزه اصفهان شد و تا سال 1319 از اساتید بزرگ فقه، اصول و فلسفه آن حوزه بهره¬مند گردید و سپس برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه نجف اشرف مهاجرت كرد و تا سال 1324 ه . ق در درس مراجع عظام و اساتید بزرگ آن حوزه شركت نمود و در سال 1325 ه . ق در حالی كه سی سال از عمر شریفش می-گذشت به وطن آباء و اجدادی خود ـ یزد ـ مراجعت فرمود و تا پایان عمر پر بركت خود در آن ناحیه زندگی كرد.
اقامت ایشان در یزد 53 سال طول كشید و به خاطر كسالت شدید چشم، سال¬ها از مراجعه به كتاب و تحقیق و تتبّع معذور بود و اُنس آن بزرگوار (طبق نوشته خودشان) بیشتر با قرآن كریم بود و از طریق منبر و خطابه و وعظ، مردم را با مبدأ و معاد كه عمده هدف انبیا(ع) است، آشنا می¬ساخت. در سال 1360 ه . ق از بركت زیارت حضرت امام رضا(ع) و دست¬رسی ایشان به نوعی سرمه، چشمشان بهبود نسبی پیدا كرد و به تألیف كتب به خصوص در تفسیر قرآن پرداخت و سرانجام در روز جمعه 22 ذی ¬الحجة ‌الحرام 1378 ه . ق برابر با 22 تیرماه 1338 ه .ش دار فانی را بدرود گفت و به لقای محبوب و معبود خویش و هم¬جواری با اولیای الهی نایل آمد؛ «حشره الله مع أنبِیائه و أصفِیائه واسْكَنُه بحبوحات جَنّاتِهِ».
طالبين مي¬توانند براي آگاهي بيشتر از ويژگي¬هاي دوران تحصيل و اسامي اساتيد ايشان به كتاب-هايى، چون «تندیس پارسایی» به قلم نواده ایشان فاضل پرتلاش، آقای كاظمینی و كتاب «نجوم السّرد» تألیف آیةالله حاج سید جواد مدرسی و منابع دیگر مراجعه نمایند.

مقامات علمی حاج شیخ غلام¬رضا(ره)

استعداد سرشار، علاقه فراوان به فراگیری علوم و معارف، استفاده از فرصت¬ها، بي¬علاقه بودن به زخارف مادي و متاع ناچيز دنيا و بالاتر از همه نشاط و روحيه ايمانى، همراه با حافظه بسيار قوى، كه در آن بزرگوار وجود داشت برای دست¬یابی به مدارج بالای علمی و رسیدن به مقام اجتهاد پس از 15 سال تحصیل مداوم كافی است و این واقعیت را علمای بزرگ و مراجع عظام مورد تأیید قرار داده¬اند. ایشان به حقیر می¬فرمودند: «حافظه من در حوزه اصفهان زبان¬زد طلاب بود؛ به گونه¬ای كه پس از یك¬سال می¬توانستم درس استاد را بدون كم و زیاد تقریر نمایم و لذا آیةالله بروجردی كه آن زمان در اصفهان بودند، در برخی از درس¬ها كه نمی¬توانستند شركت كنند از تقریرات و نوشته من كمك می¬گرفتند و به آن اعتماد می¬كردند». علاوه بر همه این جهات، از نكات دقیق و تحقیقات عمیق ایشان به خصوص در تفسیر و كلام، می¬توان به درجات بالای علمی ایشان واقف گردید.

خودسازي و مبارزه با خواسته¬هاي نفسانى

این¬جانب هرچند در سال¬های پایان عمر آن بزرگوار، توفیق درك محضرشان را پیدا كردم، ولی با دقت مخصوص در گفتار، رفتار و روحیه ایشان به جرأت می¬توانم ادعا كنم كه در این وادی گوی سبقت را از دیگران ربوده و تاكنون كم¬تر شخصیتی را همانند ایشان در این جهات سراغ دارم. توجه به خودسازی و تزكیه نفس از دوران كودكی تا روزهای آخر عمرشان مشهود بوده است. معظم¬له به من می¬فرمودند: «در سنین كودكی همراه با مادرم در كوچه¬ كه گذر می¬كردیم من روی دیوارهای كوتاه گِلی در كنار جاده راه می¬رفتم و گاهی به زمین می¬خوردم. وقتی مورد اعتراض مادر قرار می¬گرفتم به ایشان می¬گفتم كه می¬خواهم عبور از صراط را تمرین كنم». این برداشت كودكانه مشخص می-كند كه از همان ایام، نوعی خودسازی را مد نظر داشته¬اند. در سنین جوانی و ایام تحصیل در مشهد و اصفهان، زهد و بی¬اعتنایی به مادیات در زندگی¬ایشان محسوس بوده است. می¬فرمودند: «هرگاه غذای مطبوع، یا لباس مرغوبی به دستم می¬رسید،‌ آن را كنار می¬گذاشتم و خطاب به نفس می-گفتم: شرط استفاده از اين غذا و لباس به جا آوردن فلان عمل عبادى يا امساك يا شب¬زنده¬داري است، وقتی آن عمل را انجام می¬دادم آن لباس و غذا را به طلاب دیگر می¬دادم و خودم از غذای ساده و لباس معمولی استفاده می¬كردم و به نفس خطاب كرده می¬گفتم: كه نبايد هميشه تو بر من حاكم باشي و خواسته¬هاي خودت را به من تحميل كنى، من هم در مبارزه باید سر تو كلاه بگذارم و غالب شوم».
به ادعیه و مناجات و آیه¬های قرآنی توجه تام داشتند و آن¬ها را روی منابر مطرح می¬كردند و بیش از مستمعین، خودشان از مضامین آن¬ها متأثر می¬شدند و آثار آن مضامین در وجودشان مشاهده می-گردید.

توجه به نكات ظريف اخلاقى و برنامه¬هاي عبادى

بررسی این جهات به گونه¬ای نیست كه بتوان با زبان توصیف كرد، یا با قلم به رشته تحریر درآورد. وصول به این حقیقت تنها با مراوده و مشاهده حركات و كلمات ایشان میسّر بود. تواضع و ساده-زيستى، رسیدگی به ضعفا و بی¬نوایان، محبت و علاقه خاص ایشان به طلابِ موفق و تشویق آنان به ادامه تحصیل، احترام زیاد ایشان به سادات و ذریه¬ی حضرت زهرا(س)، نشست و برخاست با مردم عادی از اقشار مختلف، گريزان بودن از القاب و عناوين ظاهرى، تلاش زیاد برای رفع مشكل دیگران حتی اقلیت¬های مذهبی و صدها جهات¬دیگر، ریشه در عمق وجود ایشان داشت و او به راستی خود را در پیشگاه پروردگار حاضر می¬دانست و از هرگونه وابستگی به ماسوی¬الله بر حذر بود.
بارها می¬دیدم، كه كسی می¬خواست دست ایشان را ببوسد، اما ایشان امتناع می¬فرمود و اگر در این هنگام نگاهشان به یكی از سادات می¬افتاد، به آن شخص می¬گفتند: «دست این سیّد را ببوس، نه دست من را كه خود را نوكر سادات می¬دانم». در برنامه¬هاي عبادى علاوه بر واجبات كه با توجه خاصي انجام مي¬دادند، خود را موظف به عمل به مستحبات در حدّ توان می¬دانستند. هرگاه نافله¬ای از ایشان فوت می¬شد، مقید بودند قضای آن را به جا آورند. روز اوّل هر ماه مقید به خواندن نماز اول ماه بودند و به دیگران نیز تذكر می¬دادند. در لیلة الرغائب تا اواخر عمر شریفشان نمازهای مخصوص بین مغرب و عشا را ترك ¬نكردند. در یكشنبه¬های ماه ذی¬قعده نماز توبه را می¬خواندند و دیگران را نیز به خواندن آن یادآور می¬شدند. هرگاه خبر درگذشت یكی از مؤمنین به ایشان می-رسید، مقیّد بودند نماز لیلةالدفن برایش بخوانند. زبانشان غالباً مشغول ذكر بود. در ركعت اول نمازهای واجب سوره¬های نسبتاً طولانی را بعد از سوره¬ی حمد می¬خواندند و در دعاهای پس از پایان منبر بیشتر به ادعیه مأثوره از قبیل دعاهای موجود در زیارت امین¬الله، و دعای مخصوص شب نیمه شعبان: «أللهمّ اقسم لنا من خشیتك...» و دعای معروف: «أللّهمّ ارْزُقنا توفیق الطّاعة...» توجه داشتند و از این دعاها استفاده می¬كردند.

عشق به ارشاد و هدایت در سایه قرآن و عترت

مرحوم حاج شیخ كه موقعیت اجتماعی و دینی ایشان در استان یزد سرآمد بود و محبوبیت¬ خاصی در میان اقشار مختلف داشتند، نسبت به تبلیغ، ارشاد، موعظه و نصیحت، امر به معروف و نهی از منكر، و توجّه دادن مردم به وظایف خود و رعایت حدود الهی و آگاه ساختن آنان از عواقب گناه، اهتمام و علاقه ویژه¬ای داشتند كه نمونه آن را در تاریخ روحانیت با این كیفیت و كمیّت كم¬تر می¬توان پیدا كرد. ایشان همواره بعد از نماز جماعت، صبح، ظهر و مغرب و عشا منبر رفتند و با كسالت و كهولت سنّ تا پایان عمر شریف خود، این سنّت حسنه را ادامه دادند.
در یزد، در ایام سال، مجالس عزاداری بسیاری تشكیل می¬گردید و هنوز هم چنین است. بيشتر بانيان مجالس از ايشان دعوت به عمل مي¬آوردند و آن بزرگوار برنامه¬هاي خود را به گونه¬اي تنظيم می¬فرمودند كه لااقل يكي دو روز در هر مجلسي شركت نمايند. برای ایشان ویژگی¬های ظاهری مجالس مطرح نبود، نزدیكی و دوری راه هم نقشی نداشت. به خاطر دارم كه آن مرحوم در مجلس بسیار سنگینی كه برای آیةالله مجاهد سیّد شرف¬الدین لبنانی اعلی¬الله مقامه در مسجد جامع كبیر گرفته شده بود، منبر ¬رفتند و در مجالس بانوان در نقاط دورافتاده نیز منبر می¬رفتند.
مرحوم حاج شیخ در فصل تابستان مبلّغ سیّار بودند و صدها روستای محروم و دورافتاده را از وجود خود بهره¬مند می¬كردند. مردم هر محل و روستایی كه ایشان به آن¬جا می¬رفتند، خوشحال و شادمان می¬گردیدند و علاقه به دین و روحانیت در آنان زیاد می¬شد.
در سخنراني¬هاي خود از معارف قرآن كريم و روايات اهل بيت¬(ع) بسيار بهره مي¬گرفتند و نسبت به آيات اعتقادي و اخلاقى عنايت ويژه داشتند. برای ذكر مصایب اهل بیت به خصوص حضرت سیدالشهدا(ع) اهمیت خاصی قایل بودند. تضرع و گریه ایشان گاهی مستمعین را تحت تأثیر قرار می¬داد و دو نكته مهم در منبرهای ایشان مشهود بود: یكی مراتب دشمنی نفس امّاره و شیطان با انسان كه روی آن همیشه تأكید داشتند و خطر آن را برای مردم بیان می¬كردند؛ و دیگری سفارش صلوات بر پیامبر و آل آن حضرت. احساس می¬شد ایشان می¬خواهند جامعه را با مبادی فیض و بركت و مشعل¬های خیر و هدایت آشنا سازند. نوع مطالب مطرح شده توسط آن بزرگوار به گونه¬ای بود كه هم مجتهدین و علما از آن بهره می¬بردند و هم مردم كوچه و بازار.
جهات دقیق دیگری نیز در این بخش از بحث می¬باشد كه فعلاً از ذكر آن¬ها معذورم، چون برای عموم قابل هضم نیست. این ویژگی¬ها بود كه مرحوم حاج شیخ را نزد علما و مراجع مُشار بالبنان كرده بود و همگان، نسبت به مقامات معنوی ایشان غبطه می¬خوردند. جمله معروف آیةالله سید جمال گلپایگانی(ره) احتمالاً ناظر به همین ویژگی¬ها بود كه فرموده بودند: «ما بیست نفر بودیم كه برخی به درجه اجتهاد و مرجعیت نایل شدیم، ولی هیچ¬كدام مثل حاج شیخ غلام¬رضا نشدیم».

وصول به مراتب بالای تقوا و یقین

مولای متقیان امیرمؤمنان(ع) در خطبه¬ای برای همام كه یكی از اصحاب خاص ایشان بود صفات متقین را بیان فرمود. در این خطبه حدود 110 صفت برای متقین شمرده شده كه جز در تعداد محدودی از بزرگان شیعه و مجاهدین با نفس امّاره، و پویندگان راه حضرات ائمه(ع) نمی¬توان همه آن¬ها را یافت. اما اين¬جانب كه حدود پنج سال با آيةالله حاج شيخ غلام¬رضا(ره) مأنوس بودم و در جلوت و خلوت محضرشان را درك كردم و در مسايل مختلف دينى، اخلاقى و عبادى با موضع¬گيري-ها و برخوردهاي ايشان آشنايي داشتم، و از افراد بسیار مطمئن و اساتید، حالات گذشته آن بزرگوار را جويا مي¬شدم و گاهي نيز خودشان مواردي از حوادث زندگي خود را برايم نقل می¬فرمودند، با دقت در فقرات خطبه همام و خصوصيات اخلاقى آقاي حاج شيخ، خداوند را گواه می¬گیرم و بدون اغراق عرض می¬كنم كه همه صفات متقین را در وجود آن جناب می¬بینم و افسوس می¬خورم كه چرا از محضر چنین عبد صالحی نتواستم بیشتر بهره¬مند شوم و خود را نجات دهم. آن روزها وقتی در محضرشان قرار می¬گرفتیم، دنیا در نظرمان بی¬مقدار می¬شد و معنویت و قداست جلسه ایشان ما را به خود جذب می¬كرد.
مرحوم آقای حاج شیخ غلام¬رضا به راستی مصداق: «عَظُمَ الخالقُ فی أنفسهم فَصَغُرَ مادونه فی أعینهم فهُمْ والجنّة كَمَنْ قدراها فهم فیها منعمّون و هم والنّار كَمَنْ قدراها فَهُمْ فیها معذّبون» بود. صحنه¬هایی از ایشان مشاهده می¬شد كه من احساس می¬كردم، بر آخرت و آثار اعمال اشراف دارند. با همه خشوعی كه در عبادت داشتند و مراقباتی كه بر اعمالشان می¬نمودند، در عین حال خوف و خشیت پروردگار در ایشان مشاهده می¬گردید: «یعمل الأعمال الصالحة و هو علی وَجَل، یُمسی و همّه الشكر و یُصبح و همّه الذّكر... فی الزلازل وَقُور و فی¬المكاره صبورٌ و فی الرخاء شكور... نفْسُه منه فی عَناء والنّاس عنه فی راحة. أتعَبَ نَفسَه لأخرته و أراح النّاس من نفسه...». این ویژگی¬ها در عمق جان آن بزرگوار ریشه داشت و آثارش مشاهده می¬شد. با بدن لاغر و بیماری¬های مختلف، هیچ فرصتی را از دست نمی¬داد، و لحظه¬ای از عمر شریفش را ضایع نمی¬كرد. برای هدایت افراد همه توان خود را به كار می¬گرفت، و ناصحی امین و پدری رؤوف برای افراد محسوب می¬شد. خداوند به ما توفیق عنایت فرماید كه راه این بزرگواران را انتخاب كنیم و آن را ادامه دهیم. از پیشگاه ربوبی مسألت نماییم و از صمیم قلب بخواهیم بر جامعه ما عموماً و بر حوزه¬های علمیه خصوصاً منّت بگذارد و چنین ذخیره¬هایی را از ما دریغ ندارد.
امام صادق(ع) می¬فرمایند: «واطْلُبْ مؤاخاة الأتقیاء ولو فی ظلمات الأرض و إن أفْنَیتَ عُمرك فی طلبهم، فإنّ الله لم یَخلقْ علی وجه الأرض، أفضل مِنهم بعد الأنبیاء والأولیاء، وما أنعم الله علی العبد بمثل ما أنعم به مِن التوفیق بصُحبتهم...».

كرامات، تألیفات و آرامگاه

روح هرگاه به خاطر توجه به خداوند و سلوك در راه انبيا و مجاهده با هواي نفس و تخلق به فضايل و رياضت با تقواي الهى، مهذب گردید و از اسارت مادیات آزاد شد، می¬تواند منشأ اموری شود كه برای اشخاص معمولی میسّر نیست. در میان اصحاب ائمه(ع) و علمای دین، از این نمونه انسان¬ها می-توان یافت هرچند تعداد آن¬ها فراوان نیست. امارت بر نفس و عبودیت خداوند، و تأدب به آداب اولیا و تخلق به اخلاق معصومین(ع) راه¬هایی است كه مسیر انسان را برای تشبه به آنان هموار می¬كند. درباره¬ی مرحوم آیةالله حاج شیخ غلامرضا فقیه خراسانی(ره) در نوشته¬ها و گفته¬ها و حكایت¬ها، كرامات بسیاری نقل شده است و در مجموع قدر متیقنی دارد كه قابل انكار نیست و این¬جانب از انسان¬های صالح و صادق، مطالبی در این زمینه شنیده¬ام كه فعلاً بنای بر طرح آن¬ها ندارم. در روایتی از حضرت رضا(ع) نقل شده كه فرمودند: «إنّ الله تعالی خلق المؤمن من نوره ... أبوه النّور و أمّه الرّحمة فاتّقوا فِراسَةَ المؤمن فإنّه ینظُرُ بِنُورِالله الّذی خُلِقَ منه». آثار گران¬بهایی ـ كه گرچه از نظر تعداد اندك است ـ از مرحوم حاج شیخ به یادگار مانده كه عبارت است از؛ مفتاح علوم القرآن، ترجمة الصلوة، هدایة المسترشدین و سی بحث در اصول دین، كه همگی چاپ شده است.
جنازه شریف ایشان را پس از ارتحال در قریه طزرجان، در 40 كیلومتری یزد،‌ مردم بالای دست و با پای پیاده و با شكوهی وصف ناشدنی به شهرستان یزد منتقل و در جوار حضرت امام زاده جعفر از فرزندان امام صادق(ع) دفن كردند. ایشان بقعه¬ای مخصوص دارند، و اطراف قبر شریفشان قبور علمای بزرگ و سادات شریف است. مردم برای برآمدن حوایجشان به آن¬جا می¬روند و روحانیت خاص و معنویت قابل توجهی در آن¬جا مشاهده می¬شود. و آخردعوانا أن الحمدلله ربّ العالمین والسّلام علینا و علی عبادالله الصالحین

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها