فرزند امامم، معلمم
جمعه 5 فروردین 1390 8:17 PM
ن بيسيمچى فرمانده گردان بودم. اتفاقاً در نزديكى بوراين يك همكار عراقى را به اسارت گرفتيم. فرمانده گردان از من خواست كه او را ببرم تحويل بدهم. در بين راه يك بسته پول عراقى درآورد و سعى كرد به من بدهد.