زندگی
سه شنبه 17 اسفند 1389 1:24 PM
از منزل كفر تا به دين يك نفس است
وز عالم شك تا به يقين يك نفس است
اين يك نفس عزيز را خوش ميدار
كز حاصل عمر ما همين يك نفس است
شايد اين رباعی زيبا از انديشمند بزرگ و مايه افتخار ايران ، خيام ، گوياي تمام نماي حقيقت باشد و نيازي به شرح و بسط من نباشد. آنچه را كه مي خواهم بگويم بيش از تشريح جنبه تاكيد و جذب تامل دارد.
اعتقاد دارم كه ما شالوده زندگي را بر هيچ نهاده ايم و زندگي ذهني و انتزاعي، فرصت را از كف زندگي عينی مان ربوده است. ما بيش از بوئيدن گلهاي امروز مشام خود را از بوي بد اتفاقات ناگوار ديروز پر كرده ايم.
احساس مي كنم گاه به هر عنوان اصرار داريم كه اكنون - حالا – الان صرفا كلمات هستند و جز در ذهن ما در دنياي واقعي ما به ازايي ندارند در حاليكه كه حقيقت زندگي تنها در آنها جاري است.
اگر ما به اين نكته بيانديشيم كه اكنون تا لحظه ديگر وجود نخواهد داشت آن گاه زندگي از منظر زيستن حقيقي قابل تامل خواهد بود. زندگي را به گمان من نبايد حتي صرفا فرصت ديد به گونه اي كه حس حسرت نسبت به از دست دادن لحظات آن ما را بيازارد ! زيرا حسرت خوردن خود باعث مي شود كه لحظات پيش روي بعدي را بجاي لذت بردن با احساس دلتنگي سپري كنيم.
ما بايد دمي از آسمان انديشه ها فرود بياييم و بر زمين اكنون قدم بزنيم. زمين را زير پاي خود حس كنيم . استخوانهاي خود را حس كنيم يا خود را حس كنيم .
با راه رفتن بر دشت حالا مي توانيم اميدوار باشيم كه از اسارت در زندان کوچک گذشته رها شويم .
اين يك دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جويبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت
روزي كه نيامده است و روزي كه گذشت
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.