0

زندگی نامه بزرگان

 
sm1372
sm1372
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

زندگی نامه مولانا 25
جمعه 2 اسفند 1387  3:29 PM

خط سیر و سلوك مولانا وخط سیر حیات او تعبیری از تصوف بود اما این تصوف با آنكه از بسیاری جهات با آنچه در بین صوفیه عصر او هم رایج بود شباهت داشت از آنها جدا بود .در حوصله هیچ سلسله ای نمی گنجید و با طریقه هیچیك از مشایخ عصر وآیین معمول در هیچ خانقاه زمانه انطباق پیدا نمی كرد .مولانا نه قلند بود،نه اهل طریقت اهل صحورا می وزید نه در طریق اهل سكر تا حد نفی ظاهر پیش می رفت ،نه اهل چله نشینی و الزام ریاضات شاق بر مریدان بود نه مثل مشایخ مكتب ابن عربی طامات را با نصوف دفتری به هم می آمیخت .وسعت نظر مولانا بیش از آن بود كه تصوف را به هیچ آداب و ترتیب خاص محدود كند.او دنیا را یك خانقاه بزرگ می شمرد كه شیخ آن حق است و لو خود جز خادم این خانقاه نیست . آستینهایش را چنانكه خودش یكبار به یك تن از یارانش گفته بود ،به همین جهت در مجالس سما بالا میزد تا همه او را به چشم خادم بنگرند ،نه به چشم شیخ .این طرز تلقی از خانقاه عالم از خادم وقت كه مولانا بود می خواست به تمام واردان خانقاه وساكنان آن به چش مهمان عزیز نظر كند ،در عین حال از واردان وساكنان خانقاه كه همه طالب خدمت شایق صحبت یك شیخ واحد بودند طلب می كرد كه هر جا میرسند در هر مقام و مرتبه كه هستند ،به هر قوم و هر امت كه تلق دارند دردرون خانقاه به خاطر شیخ به خاطر شیخ یكدیگر را به چشم برادر بنگرند .تفاوت در زبان وتفاوت در كیش را دستاویز تفوق جویی یابهانه زیادت طلبی نسازندچون به هر حال همه طالبان یك مقصد وعاشقان یك مقصد بودندو اجازه ندهند اختلاف در نام ،اختلاف در نعبیر در بین آنها مجوس را با مسلمان،یهود را با نصرانی و نصرانی را با مجوس به تنازع وادارد.نگذارند محبت كه لازمه برادری است در بین آنهابه نفرت كه جانمایه دشمنی است تبدیل شود،وبا وجود معبود واحد عباد و بلاد آنها به بهانه جنگهای صلیبی به نام ستیزه های قومی وكشمكشهای مربوط به بازرگانی پامال تجاوزهای جبران ناپذیر گردد.  
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها