◄ از شنيدن تا گوش كردن!
یک شنبه 1 اسفند 1389 4:00 AM
گوش خر
اگر با عنوان بالا مشكل داريد، به گيرندههاي خود دست نزنيد؛ مشكل از ما است! ميپرسيد: خلاصه اين «گوش» را به جناب درازگوش اضافه كنيم يا نكنيم؟ ميگوييم: نيازي به تحقيقات مفصل نيست و كسي هم اين مشكل را براي راهاندازي مركز يا موسسه يا پژوهشكده جديدي بهانه نكند! چون ما پاسخش را در آستين داريم: هر دو ممكن است و هر دو ميتواند درست باشد. ظاهراً اولين بار مولوي، اين «ممكن» را «واقع» كرده است:
گوش خر بفروش و ديگر گوش خر
اين معانـــي را نـــبايد گوش خر
بنابراين مشكل در نوع رابطه ميان گوش و خر نيست؛ بلكه مسئله اين است كه گوش هم انواعي دارد و ما شايد با همه انواع و اقسام اين عضو گوشهگير آشنا نباشيم. همه اينها مقدمه بود تا در اينجا مقداري «گوش پژوهي» كنيم.
داشتيم ميگفتيم كه گوش هم انواعي دارد؛ اما شايد نتوانيم اينجا همه گوش ها را بگيريم و به شما نشان دهيم. پس، از باب «آب دريا را اگر…» و اين جور حرفها، دو نوع معروفش را به استحضار گوش پژوهان محترم ميرسانيم:
1- نخست گوشي است كه صداها را ميگيرد، اما براي آنها تره هم خرد نميكند. اين همان گوشي است كه جناب مولانا كم لطفي كرده، به خر نسبت ميدهد. (كم لطفي به گوش يا خر؟! فتأمل)
2- گوش دوم آن است كه وقتي صدايي را ميشنود، شروع به سقلمه زدن به صاحبش ميكند كه مهمان داريم و بايد از آن پذيرايي كنيم. از قضا جناب مولانا درباره اين گوش هم افاضات كردهاند:
آدمي فربه شود از راه گــوش
جانور فربه شود از حلق و نوش
اين گوش به پنبه آلرژي دارد، و هميشه با خود زمزمه ميكند:
پنبه وســـواس بيرون كن زگوش
تا به گوشت آيد از گردون خروش
نتيجه ميگيريم كه گوش محترم را هم ميتوان به خر اضافه كرد، و هم ميتوان آن را فروخت و يكي ديگر خريد كه كار كند و هنرش فقط ضبط كوتاه مدت صداها نباشد.
اين افاضات، خلاصه چندين سال «گوش پژوهي» ما بود. حالا توصيههاي كارشناس محترم را بشنويد. (ببخشيد! گوش كنيد.)
گوش كردن به معناي شنيدن صدا نيست.(3) شنيدن يك فرآيند فيزيولوژيكي است: ارتعاش امواج صدا در گوش مياني و فرستاده شدن محركهاي الكتروشيميايي از گوش مياني به سيستم مركزي شنوايي در مغز. اما گوش كردن، توجه دقيق به صدا و دريافت معناي آن است. معمولاً زماني كه گمان ميكنيم به دقت گوش فرا ميدهيم، تنها پنجاه درصد از آنچه را كه ميشنويم، درك ميكنيم، و پس از گذشت دو روز، فقط نيمي از اين پنجاه درصد را ميتوانيم به خاطر آوريم. بنابراين عجيب نيست كه گوش كردن را «هنر فراموش شده» ميخوانند.
اگر خوب گوش نكنيد، آنچه را كه ميشنويد، نخواهيد فهميد. گوش كردن موثر، كليد فهم، ادراك و تعقل است و در فرآيندهاي آموزشي، ادراكي و يادگيري، نقش تعيينكنندهاي دارد. شنود موثر كمك ميكند تا اطلاعات دقيقتري را- كه براي تصميمگيري و حل مسئله به آنها نياز داريد- جمعآوري كرده، به مطالب و مفاهيم جديدي دست يابيد. خوب گوش دادن، ارتباط متقابل شما را با ديگران، روشن و صريح ميكند و برخوردهاي روزانه شما را اصلاح مينمايد. براي مثال هنگامي كه ميخواهيد بر اساس مشاوره مستقيم از فكر ديگران بهره بگيريد، يا هنگامي كه با دوستتان مباحثه ميكنيد و يا هنگام شركت در جلسات و سخنرانيها، مهارتهاي شنيداري، كمك شاياني به شما خواهد كرد.
اين نوع گوش كردن براي لذت بردن و سرگرمي است؛ مثل موقعي كه به شعر و سرودي جذاب يا يك سخنراني سرگرمكننده و جالب، گوش ميسپاريم.
اين نوع گوش كردن، براي حمايت عاطفي از گوينده است. براي مثال، هنگامي كه روانپزشك به اظهارات بيمار خود گوش ميكند، يا هنگامي كه همدلانه پاي سخن دوستان خود مينشينيم، آنان را براي گفتن بيشتر و بهتر تشويق ميكنيم.
اين نوع گوش كردن، براي فهم شنيدهها، لازم است؛ وگرنه ميشنويم، بدون اينكه بفهميم!
نقد يا ارزيابي يك پيام، موقوف به اين نوع گوش كردن است؛ مثل هنگامي كه به نطق انتخاباتي يك كانديداي سياسي گوش ميسپاريم يا هنگامي كه حرفهاي هم مباحثهاي خود را ميشنويم.
به رغم اهميت همه انواع گوشسپاري، در اثر حاضر، فقط دو نوع اخير را برميرسيم.
مغز ما به طور باور نكردني، قوي و فعال است. ما ميتوانيم در هر دقيقه 120 تا 150 كلمه بر زبان بياوريم، اما مغز ما ميتواند هر دقيقه 400 تا 800 كلمه توليد كند يا بشنود. اين امر ميتواند گوش كردن را خيلي آسان جلوه دهد، اما در حقيقت اين مسئله تأثير معكوس دارد؛ زيرا ممكن است در وقت شنيدن، مقداري از «زمان مغز» اضافه بيايد؛ يعني مغز كار خود را كرده و منتظر كلمات جديد است، اما هنوز كلمهاي صادر نشده است.
در اين هنگام جريان گوش كردن، بر اثر تفكر درباره مسائل متفرقه قطع ميشود. به همين دليل گاهي هنگام گوش كردن در كلاس درس، مسئله و حادثهاي به ذهنمان راه مييابد و تمركز ما را به سادگي برهم ميزند.
هميشه عيب از بيتوجهي نيست؛ گاهي اوقات مشكل در بيش از اندازه گوش كردن است. آنگاه كه به هر يك از لغتهاي گوينده چنان توجه ميكنيم كه گويي تمام كلماتش به يكسان مهم هستند، نكته اصلي گوينده گم شده، درك آن ناممكن ميشود. نبايد خود را چنان غرق جزئيات و فروع كنيم كه محورهاي اصلي سخن، تحت الشعاع قرار گيرند. به عبارت ديگر: «عليكم بالمتون لا بالحواشي».
به حافظه سپردن تمام آنچه سخنران ميگويد، امكانپذير نيست. شنوندگان قوي و ماهر، بيشتر روي عقايد، ادله و شواهد، تمركز ميكنند.
گاهي اوقات، هنگامي كه به صحبتهاي يك سخنران گوش ميدهيم، ذهنمان سريعاً متوجه نتايج ميشود. اين پرش ناسودمند، يكي از علل ضعف يا كمرنگي ارتباط ما با آشنايان و طرفهاي گفت و گوي ما است. در واقع همان حرف در دهان گوينده گذاشتن است. چون مطمئن هستيم كه چه ميخواهند بگويند، به آنچه ميگويند، دقت نميكنيم. حتي گاهي اوقات نميشنويم كه چه ميگويند.
يكي ديگر از مصاديق پرش بيمقدمه به سوي نتايج، اين است كه عجولانه عقايد گوينده را كسالتبار يا گمراهكننده ميخوانيم. تقريباً همه سخنرانيها، ره آوردي براي شما دارند. اگر پيشداوري كنيد و گوش ندهيد، خود را محروم كردهايد.
توجه بيش از حد به ظاهر يا طرز صحبت كردن افراد، باعث ميشود ما به آنچه ميگويند، گوش نكنيم. برخي از افراد آنقدر به ظاهر شخص، لهجههاي محلي، نقايص و عيوب كلام يا تكيهكلامهاي گوينده، اهميت ميدهند كه گوش سپردن به كلام او را ياد ميبرند. اين نوع سانسور عاطفي، كمابيش در همه وجود دارد؛ اما بايد در مقابل آن مقاومت كرد.
گاهي هدفمان از گوش دادن، فقط اشكال كردن، ايراد گرفتن و پاسخ گفتن به گوينده است؛ نه فهم مطلب. در نظر داشته باشيد كه هدف از گوش دادن، كسب معرفت و آگاهي است. بنابراين سعي كنيد ابتدا «پيام را دريابيد»(4). وظيفه شنونده اين است كه بفهمد؛ موافقت يا مخالفت، در مراحل بعد معنا پيدا ميكند. بعد از اينكه مطلب گوينده تمام شد، لحظهاي بر روي مطالب او تأمل و تأني كنيد. بدين ترتيب، ضمن آنكه براي مخاطب خود احترام قائل شدهايد، نقد شما سختهتر و پختهتر خواهد شد. رعايت اين دو نكته از سوي شما، سبب ميشود كه گوينده نيز بدون سوءظن و جهتگيري، نقد شما را بشنود و در آن تأمل كند.
براي بهتر شنيدن و نتيجه گرفتن از گوش كردن، بهتر است:
هميشه نخستين قدم براي رشد و پيشرفت، آگاهي فردي است. كوتاهيها و قصور خود را در نقش يك شنونده، تحليل كنيد و تصميم بگيريد كه بر آنها فائق آييد. شنوندگان خوب از ابتدا به همين صورت متولد نشدهاند؛ بلكه گوش كردن موثر و قوي را آموخته و تمرين كردهاند.
خوب گوش كردن، مانند هوش، فرهنگ يا موقعيت اجتماعي، اكتسابي است. اين مسئله نيز مانند هر مهارت ديگر از رهگذر تمرين و انضباط فردي به دست ميآيد. بايد گوش كردن را يك روند فعال فكر بدانيد. بسياري از زمينههاي زندگي جديد، ما را به گوش كردن انفعالي سوق ميدهد؛ مثلاً در حالي كه مشغول مطالعه هستيم، به راديو هم «گوش ميكنيم»! گوش كرند انفعالي يك عادت است؛ اما گوش كردن فعال چيز ديگري است. اگر به طور جدي در اين زمينه كار كنيد و شنوندهاي موثرتر باشيد، نتيجه را در تحصيل، روابط شخصي و فاميلي و در زندگي خود خواهيد ديد.
پيش از گوش دادن به سخنان و مطالب ديگران، سعي كنيد منطقه بحث را مشخص كنيد. اگر بدانيد بحث مورد نظر، علمي (عقلي، نقلي، تجربي) يا اخلاقي و معنوي است، متناسب با آن نحوه گوش دادن شما متفاوت خواهد شد. در چنين وضعيتي، شنونده از پيش آماده است تا نكتههاي مهم و اصلي سخنراني را حدس بزند؛ به موقع به آنها توجه كند؛ به توضيحات مربوط به هر نكته، به دقت گوش فرا دهد و ابعاد هر مطلب را به درستي دريابد. از سوي ديگر، واژهها و اصطلاحات در هر بحثي، معنا و مفهوم روشنتري مييابند. مثلاً ممكن است برخي واژهها و اصطلاحات در يك بحث اخلاقي معنادار باشد، اما از نظر فلسفي چنين نباشد.
همچنين توصيه ميشود پيشتر درباره موضوع بحث، فكر كنيد و دورنمايي از مطالب كلي را كه احتمالاً بيان خواهد شد، در ذهن ترسيم كنيد.
اين گونه آمادگيها، سبب ميشود تا براي جذب كامل اطلاعاتي كه سخنران به شما ميدهد، حضور ذهن داشته باشيد.
در يك دنياي ايدهآل، ميتوانيم تمامي آشفتگيهاي روحي و جسمي را محو كنيم؛ اما اين كار در دنياي واقعي امكان پذير نيست. از آنجايي كه سرعت تفكر ما بسيار بيشتر از شتاب جملهسازي هر گويندهاي است، امكان حواسپرتي هنگام گوش كردن بيشتر است. به همين دليل هر صدا يا خاطرهاي ميتواند ذهن ما را بدزدد و با خود به بيرون از جلسه سخنراني يا كلاس يا مباحثه ببرد.
بنابراين براي خوب شنيدن، بايد خود را آماده مقاومت در مقابل هر امر متفرقهاي بكنيم.
هر وقت چيزي حواس شما را پرت كرد، آگاهانه سعي كنيد ذهن خود را عقب برده، به قبل از آنچه گوينده در حال حاضر ميگويد، متوجه كنيد و آن را دوباره به زمان حال بياوريد. يك راه براي انجام اين كار، كمي جلوتر از گوينده فكر كردن است. سعي كنيد پيشبيني كنيد جمله بعدي چه خواهد بود. اين كار، پرش به سوي نتايج نيست. وقتي زود نتيجهگيري ميكنيد، كلمات را در دهان گوينده ميگذاريد و به درستي به آنچه ميگويد، گوش نميدهيد. اما در اين حالت، شما گوش كرده و آنچه را كه گوينده، بعداً ميگويد با آنچه خود پيشبيني كردهاید، مقايسه ميكنيد.
راه ديگر براي تمركز ذهن روي يك سخنراني، اين است كه آنچه را گوينده تا به حال گفته است، در ذهن خود مرور كنيد و مطمئن شويد كه آن را فهميدهايد.
اغلب محصلان، تسليم بيعلاقگي و عدم تمايلشان به موضوع سخنراني ميشوند و آنچنان كه بايد به درس گوش نميدهند. در نتيجه آنچه را كه ميشنوند، به درستي نميفهمند. گروهي ديگر بيزاري خود را از سخنران، بهانه خوب گوش نداند ميكنند و در نتيجه به بد گوش دادن دچار و معتاد ميشوند. اين گونه بيزاريها به سبب بروز عكسالعملهي عاطفي نسبت به رفتار يا كيفيت صداي گوينده در شنونده ايجاد ميشود. شما ميتوانيد نزد خود استدلال كنيد كه واقعاً براي چه به حوزه آمدهايد؟! آيا آمدهايد تا از اين و آن خوشتان بيايد؟! يا سرگرم باشيد؟! يا از ريخت و قواره بعضيها دلخور شويد؟! يا به عكس، براي كسب دانش و حقايق و اطلاعات و مهارتهايي آمدهايد كه اين محيط براي شما فراهم ميكند؟ بنابراين هرگاه به سخنراني يا بحثي گوش ميدهيد، خود را چون پژوهندهاي فرض كنيد كه با فعاليتي علمي درگير است. بدين ترتيب مانع دخالت عواطف و هيجانات احساسي خود خواهيد شد.
بايد اراده كنيم تا فضا و نماي از پيش ساخته شده خود را كه بر اساس ظاهر و حالات شخصي گوينده است، كنار بگذاريد. حتي اگر اين كار نيازمند تحمل، صبر و تمركز باشد، اجازه ندهيد احساسات منفي درباره ظاهر يا نحوه صحبت گويندهاي، شما را از دريافت پيام او منصرف كند. همچنين سعي كنيد فريب ظاهري جذاب گويندگان را نخوريد.(5) بدانيد كه فكرهاي قوي و مفيد، ممكن است در جملهبنديهاي نازيبا درآيند.
همراهي با آهنگ بيان و سرعت كلام سخنران، در خوب گوشدادن، بسيار مفيد است. در حين خواندن يك نوشته، تعيين سرعت به اختيار خواننده است. به علاوه اگر خواننده قسمتي از نوشته را نفهمد، ميتواند مرور كند و آن را دوباره بخواند؛ اما سخني كه ادا شد، اگر درست فهميده نشود، براي هميشه از دست رفته است. سرعت كلام در اختيار سخنران است. بنابراين در برابر گويندهاي كه شتابان سخن ميگويد، بايد هشيار و مواظب باشيد تا نكتههاي مهم سخن او را از دست ندهيد، به ويژه اگر ضمن گوشدادن، يادداشت هم برميداريد، بايد چه در نوشتن و چه در گوش دادن با او هماهنگ باشيد و بر سرعت خود بيفزاييد. برخي از اساتيد در كلاس درس، چنان به سرعت سخن ميرانند كه تقريباً غيرممكن است بتوان در آن واحد هم گوش داد و هم يادداشت برداشت. در چنين وضعي، از استاد خود بخواهيد كه شمردهتر سخن بگويد.
گاهي به صحبت اشخاصي گوش ميكنيم كه با طرز فكر آنان مخالفيم. در اين حالت بيشتر سخناني را ميشنويم كه با آنها مشكل داريم؛ زيرا تمايل طبيعي ما مجادله فكري با گوينده و رد تمام گفتههاي او است. اما هيچ يك از اين عكسالعملها مناسب نيست؛ چرا كه ما نبايد هيچ فرصتي را براي يادگيري از دست بدهيم.
بنابراين سزاوار آن است كه ابتدا به تمام صحبتهاي او گوش كنيم؛ سپس به قضاوت نهايي بپردازيم.(6) درستتر آن است كه بكوشيم ديدگاههاي او را بفهميم، شواهد و مداركش را محك بزنيم و نحوه استدلال او را ارزيابي كنيم؛ سپس قضاوت ذهني خود را بسازيم. اگر به عقايد خود اطمينان داريم، نبايد از گوش دادن به نظريههاي مخالف هراس داشته باشيم و اگر از صحت عقايد خود مطمئنيم، ضروري است كه حرف ديگران را بهتر و بيشتر بشنويم. فراموش نكنيد كه فقط ذهنهاي خالي، ميتوانند بسته باشند.
گوش دهنده بايد به بخش غيركلامي پيام، به اندازه قسمت كلامي توجه كند. توجه به نحوه گفتن و حالات گوينده، گوش دهنده را از بسياري از نكات ناگفته آگاه ميسازد. حالات چهره، تن صدا، حركات (ايما و اشاره) و وضعيت اندامها در فهم مطلب، بسيار موثر است. گاهي بعضي از آدميان چيزي را ميگويند كه تنها شنوندگان آگاه ميتوانند آنچه را كه واقعاً منظور آنهاست، دريابند.
گفتيم كه شنوندگان مجرب، سعي نميكنند همه كلمات يك گوينده را جذب كنند؛ بلكه بر مسائل ويژه و برجسته يك نطق متمركز ميشوند. اگر حواسپرتي گوينده زياد نباشد، بايد بتوانيد با كمي زحمت به نكتههاي اصلي او پي ببريد.
معمولاً يك گوينده در آغاز سخن، ايدههايي براي ربط نكتههاي اصلي ارائه ميكند.
هنگامي كه شخصي صحبت ميكند از خود بپرسيد:
نكات مهم صحبت او چه چيزهايي است؟
دليل و برهان و عناصر كمكي او چيست؟
نقطه مثبتي كه مورد نظر اوست، چيست؟
نقطه ضعفي را كه تذكر ميدهد، كدام است؟
در حالي كه گوينده مشغول سخن گفتن است، ميتوانيد در ذهن خود به پرسشهاي بالا پاسخ دهيد يا پاسخهاي خود را در طي صحبتهاي او، يا به محض اينكه صحبتش را تما كرد، يادداشت كنيد. اين كار با نوشتن كلمات كليدي يا عباراتي كه گوينده به كار ميبرد، امكان پذير است.
يادداشتبرداري صحيح، راهي درست براي تقويت تمركز فكر و دنبال كردن عقايد و افكار گوينده است. اين روش شما را وادار ميكند تا شنوندهاي ماهر و خلاق شويد. به جاي تهيه فهرست تفصيلي مطالب و ثبت كامل جملات، تنها به نكات عمده، عبارات كليدي و نشانههاي اختصاري اكتفا كنيد.
پاورقيها:
1- Hearing
2- Listening
3- حضرت علي(ع) ميفرمايد: «گمان نكنيد كه هر گوشمندي، سميع است. (ولا كل ذي سمع بسميع)». (نهجالبلاغه، خطبه 88)
خداوند سبحان نيز در آيه 21 سوره مباركه انفال هشدار ميدهد كه: «ولا تكونوا كالذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون»
4- حضرت علي(ع) در توصيف يكي از يارانش ميفرمايد: «و كان علي ما يسمع احرص منه علي أن يتكلم؛ او بر شنيدن حريصتر بود تا گفتن». (نهجالبلاغه، حكمت 289)
5- اميرالمؤمنين علي (ع) ميفرمايند: «انظر الي ما قال و لاتنظر الي من قال».
6- سعدي ميگويد: «يكي را از حكما شنيدم كه ميگفت: هرگز كسي به جهل خويش اقرار نكرده است، مگر آن كس كه چون ديگري در سخن باشد، همچنان ناتمام گفته، سخن آغاز كند».
سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از مجموعه بروشورهای خشت اول، شماره
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی